Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 207535
تعداد مشاهدات : 604

بخشی از ویژگیهای جامعه مهدویت در زمان غیبت بخشی از ویژگیهای جامعه مهدویت در زمان ظهور

بخشی از ویژگیهای جامعه مهدویت در زمان غیبت بخشی از ویژگیهای جامعه مهدویت در زمان ظهور

بخشی از ویژگیهای جامعه مهدویت در زمان غیبت 1. دعوت کردن مردم به سوی خیر 2. امر به معروف 3. نهی از منکر 4. رستگاری آنها در پرنو سه ویژگی فوق بخشی از ویژگیهای جامعه مهدویت در زمان ظهور 1. اقامه نماز 2. پرداختن زکات 3. امر به معروف 4. نهی از منکر


بخشی از ویژگیهای جامعه مهدویت در زمان غیبت

آل عمران - 104

وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏

و بايد از شما گروهى باشند كه [همه مردم را] به سوى خير [اتحاد، اتفاق، الفت، برادرى، مواسات و درستى‏] دعوت نمايند، و به كار شايسته و پسنديده وادارند، و از كار ناپسند و زشت بازدارند؛ و اينانند كه يقيناً رستگارند.

1.     دعوت  کردن مردم به سوی خیر

2.     امر به معروف

3.     نهی از منکر

4.     رستگاری آنها در پرنو سه ویژگی  فوق

تفسیر:

تجربه قطعى دلالت مى‏كند بر اينكه معلوماتى كه انسان در زندگيش براى خود تهيه مى‏كند و معلوم است كه از ميان معلومات ذخيره نمى‏كند مگر آنچه را كه برايش سودمند باشد، از هر طريقى كه باشد و به هر نحوى كه ذخيره كرده باشد، وقتى متوجه آن معلومات نباشد و با عمل به آن معلومات و تمرين عملى دائمى به ياد آنها نباشد، به تدريج از يادش مى‏رود و به بوته فراموشى سپرده مى‏شود.

و در اين هم شكى نداريم كه عمل در همه شؤون داير مدار علم است هر زمان كه علم قوى باشد عمل قوت مى‏گيرد. و هر زمان علم ضعيف باشد عمل هم ضعيف مى‏گردد.

 هر زمان كه علم يك علم صالحى باشد، عمل هم صالح مى‏شود، و هر زمان كه علم فاسد باشد عمل هم فاسد مى‏گردد. خداى تعالى هم حال علم و عمل را در آيه زير، به زمين و روئيدنى‏هاى آن مثل زده و فرموده: وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً ..." [1]

و نيز شكى نداريم در اينكه علم و عمل، اثرى متقابل در يكديگر دارند.

قوى‏ترين داعى به عمل علم است و وقتى عمل واقع شد و اثرش به چشم ديده شد، بهترين معلمى است كه همان علم را به آدمى مى‏آموزد.

و همه اينها كه گفته شد، انگيزه شده است در اينكه مجتمع صالحى كه علمى نافع و عملى صالح دارد، علم و تمدن خود را با تمام نيرو حفظ كند. و افراد آن مجتمع، اگر فردى را ببينند كه از آن علم تخلف كرد، او را به سوى آن علم برگردانند، و شخص منحرف از طريق خير و معروف را به حال خود واگذار نكنند، و نگذارند آن فرد در پرتگاه منكر سقوط نموده، در مهلكه شر و فساد بيفتد، بلكه هر يك از افراد آن مجتمع به شخص منحرف برخورد نمايد، او را از انحراف نهى كند.

و اين همان دعوت به فراگيرى و تشخيص معروف از منكر و امر به معروف و نهى از منكر است و اين همان است كه خداى تعالى در اين آيه شريفه خاطرنشان ساخته و مى‏فرمايد:

" يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ" و از اينجا روشن مى‏شود كه چرا از خير و شر تعبير به معروف و منكر نمود. چون زمينه گفتار و مضمون آيه قبلى بود كه، مى‏فرمود:" همگى به حبل اللَّه چنگ بزنيد و متفرق نشويد ..." و معلوم است كه چنين مجمع كه همه افرادش چنگ به حبل اللَّه دارند، معروف در آن خير، و منكر در آن شر است و ممكن‏ نيست به عكس اين باشد و به فرض هم كه اين نكته در نظر نبوده باشد، قطعا وجه اينكه خير و شر را معروف و منكر خوانده، اين است كه به حسب نظر دين، خير معروف و شر منكر است، نه به حسب عمل خارجى.[2]

 

 

 

 

بخشی از ویژگیهای جامعه مهدویت در زمان ظهور

الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ

همانان كه اگر آنان را در زمين قدرت و تمكّن دهيم، نماز را برپا مى‏دارند، و زكات مى‏پردازند، و مردم را به كارهاى پسنديده وا مى‏دارند و از كارهاى زشت بازمى‏دارند؛ و عاقبت همه كارها فقط در اختيار خداست.

1.     اقامه نماز

2.     پرداختن زکات

3.     امر به معروف

4.     نهی از منکر

 

تفسیر

 

در بعضى از روايات اسلامى آيه فوق به حضرت مهدى ع و يارانش، يا آل محمد ص به طور عموم تفسير شده است، چنان كه از حديثى از امام باقر ع مى‏خوانيم كه در تفسير آيه" الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ‏ ..." فرمود: اين آيه تا آخر از آن" آل محمد و مهدى و ياران او" است‏

يملكهم اللَّه مشارق الارض و مغاربها، و يظهر الدين، و يميت اللَّه به و باصحابه البدع و الباطل، كما امات الشقاة الحق، حتى لا يرى اين الظلم، و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر [3]

" خداوند شرق و غرب زمين را در سيطره حكومت آنها قرار مى‏دهد، آئينش را آشكار مى‏سازد، و به وسيله مهدى ع و يارانش، بدعت و باطل را نابود مى‏كند آن چنان كه تبهكاران حق را نابود كرده بودند، و آن چنان مى‏شود كه بر صفحه زمين، اثرى از ظلم ديده نمى‏شود (چرا كه) آنها امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند"

اين آيه توصيف ديگرى است از مؤمنين كه در اول آيات نامشان را برد البته اين توصيف توصيف مجموع است از جهت مجموعيت و به عبارت ساده‏تر: توصيف نوع مؤمنين است و كار به فرد فرد آنان ندارد چون ممكن است فردى از آنان واجد اين اوصاف نباشد.

و مراد از" تمكين آنان در زمين" اين است كه ايشان را در زمين نيرومند كند، به طورى كه هر كارى را كه بخواهند بتوانند انجام دهند، و هيچ مانعى يا مزاحمى نتواند سد راه آنان شود.

در توصيف آنان مى‏فرمايد: يكى از صفات ايشان اين است كه اگر در زمين تمكنى پيدا كنند و در اختيار هر قسم زندگى كه بخواهند حريتى داده شوند، در ميان همه انواع و انحاء زندگى يك زندگى صالح را اختيار مى‏كنند و جامعه‏اى صالح به وجود مى‏آورند كه در آن جامعه نماز به پا داشته، و زكات داده مى‏شود، امر به معروف و نهى از منكر انجام مى‏گيرد.

و اگر از ميان همه جهات عبادى، نماز و از ميان همه جهات مالى، زكات را نام برد، بدين جهت است كه اين دو در باب خود (عبادات) عمده هستند.

و وقتى صفت مؤمنين مذكور در صدر آيات اين باشد، و مراد از اين صفت نيز آن باشد كه در صورت داشتن قدرت و اختيار، اجتماعى صالح به وجود مى‏آورند، و از سوى ديگر حكم جهاد هم مخصوص به يك طايفه معينى نباشد نتيجه مى‏گيريم كه پس مراد از" مؤمنين" عموم مؤمنين آن روز، بلكه عامه مسلمين تا روز قيامت است، و اين خصيصه و طبع هر مسلمانى است، هر چند كه قرنها بعد به وجود آيد. پس طبع مسلمان از آن جهت كه مسلمان است صلاح و سداد است هر چند كه احيانا بر خلاف طبعش كارى بر خلاف صلاح انجام دهد.

بنا بر اين، ديگر نبايد توهم كرد كه مراد از اين صفت، صفت خصوص مهاجرين زمان رسول خدا (ص) است، حال چه اين آيات را مكى بدانيم، و چه مدنى گو اينكه مساله اخراج از ديار و مظلوميت، مخصوص آنان است، زيرا مساله اخراج از وطن و مظلوميت، سوژه بحث است، و خلاصه، مورد مخصص نيست، چون مخصص بودن مورد با عموم موصوفين در صدر آيات و عموميت حكم جهاد منافات دارد.

علاوه بر اينكه، جامعه صالحى كه براى اولين بار در مدينه تشكيل شده و سپس تمامى شبه جزيره عربستان را گرفت، عالى‏ترين جامعه‏اى بود كه در تاريخ اسلام تشكيل يافت، جامعه‏اى بود كه در عهد رسول خدا (ص) در آن جامعه نماز به پا مى‏شد، زكات داده مى‏شد، امر به معروف و نهى از منكر مى‏شد، و اين جامعه به طور قطع سمبل و مصداق بارز اين آيه است و حال آنكه مى‏دانيم كه در تشكيل چنين جامعه‏اى انصار عامل مهم بودند نه مهاجرين.

و در تاريخ اسلام در هيچ عهدى سابقه ندارد كه به دست مهاجرين چنين جامعه‏اى تشكيل يافته باشد، به طورى كه انصار هيچ دخالتى در آن نداشته باشند، مگر اينكه كسى بگويد مراد از اين مؤمنين، اشخاص و فرد فرد خلفاء راشدين، و يا فقط على (ع)- بنا به اختلافى كه در آراء شيعه و سنى هست- بوده باشد، كه در اين صورت معناى همه آيات مورد بحث به كلى فاسد خواهد شد.

از اين هم كه بگذريم، تاريخ از افراد مسلمانان صدر اول، و مخصوصا مهاجرين از ايشان، افعال زشتى ضبط كرده كه به هيچ وجه نمى‏توانيم نام آن را احياى حق، و اماته باطل بگذاريم، حال چه اينكه بگوييم مجتهد بوده‏اند، و به رأى خود عمل مى‏كرده‏اند و مجتهد در رأى خود معذور است يا نگوييم. از اينجا مى‏فهميم كه پس توصيف در آيه توصيف از فرد فرد مسلمانان نبوده، بلكه وصف مجموع من حيث المجموع است.

و جمله‏" وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ" تاكيد وعده نصرتى است كه قبلا داده بود، و نيز چيره كردن مؤمنين است بر دشمنان دين كه به ايشان ظلم كرده بودند.[4]

 

 



[1] - سرزمين پاك روئيدنيهايش به اذن پروردگارش مى‏رويد و سرزمين ناپاك جز خاشاك نمى‏روياند." سوره اعراف، آيه 58".

[2] - ترجمه تفسير الميزان    ج‏3    577    

 

[3] - تفسير الصافي / ج‏3 / 382 / [سورة الحج(22): آية 41]  
تفسير نور الثقلين / ج‏3 / 506 / [سورة الحج(22): الآيات 41 الى 51]
 
تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب / ج‏9 / 110 / [سورة الحج(22): الآيات 40 الى 45]

 عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع‏ فِي قَوْلِهِ: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ- أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ» وَ هَذِهِ الْآيَةُ لِآلِ مُحَمَّدٍ ع إِلَى آخِرِ الْآيَةِ- وَ الْمَهْدِيُّ وَ أَصْحَابُهُ يُمَلِّكُهُمُ‏ اللَّهُ‏ مَشَارِقَ‏ الْأَرْضِ‏ وَ مَغَارِبَهَا- وَ يُظْهِرُ الدِّينَ- وَ يُمِيتُ اللَّهُ بِهِ وَ أَصْحَابِهِ الْبِدَعَ الْبَاطِلَ- كَمَا أَمَاتَ السَّفَهُ الْحَقَّ حَتَّى لَا يُرَى أَثَرٌ لِلظُّلْم‏ - تفسير القمي، ج‏2، ص: 87

 

 

[4] - ترجمه تفسير الميزان    ج‏14    547    

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    عبد اللَّه بن سنان از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: در وقت هر نماز، فرشته‏اى اين صلا دهد كه: اى مردم! بپا خيزيد و با نماز خود آن آتشهايى را كه با دستهاى خود در پشت خويش بر افروخته‏ايد خاموش كنيد

    ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق

لينک هاي مفيد