RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 31095
تعداد بازدید : 1330

هفده برخورد درست و نادرست با نعمتهای الهی و انواع نعمتها

مسابقه در هفده برخورد درست و نادرست با نعمتهای الهی و انواع نعمتها

مسابقه در هفده برخورد درست و نادرست با نعمتهای الهی و انواع نعمتها از منظر قرآن کریم در آیات گوناگون

هفده برخورد درست و نادرست با نعمتهای الهی و انواع نعمتها از منظر قرآن کریم 

مسابقه قرآنی :

برای اجرای مسابقه فقط متن آیات  زیر و ترجمه آنها را بنویسید و سوال کنید که هر یک آز این  آیات را با دقت مطالعه کنید و بیان کنید که در این آیه آیا برخورد درست با نعمتهای الهی شده و یا برخورد نادرست و آن را بیان کنید. 

1-    یاد آوری نعمتها

البقرة : 40   يا بَني‏ إِسْرائيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‏ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ

اى فرزندان اسرائيل (اى اولاد يعقوب اعمّ از يهود و نصارى) نعمت‏هايى را كه من بر شما (از زمان يعقوب تا زمان عيسى) ارزانى داشته‏ام به ياد آوريد و به پيمان من وفا كنيد تا من نيز به پيمان شما وفا كنم (پيمان شما اطاعت است و پيمان من پاداش)، و تنها از من بترسيد.

 

البقرة : 47   يا بَني‏ إِسْرائيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‏ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمينَ

البقرة : 122   يا بَني‏ إِسْرائيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‏ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمينَ

البقرة : 231   .... وَ لا تَتَّخِذُوا آياتِ اللَّهِ هُزُواً وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ ما أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتابِ وَ الْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ

.... و آيات خدا را به مسخره نگيريد و نعمت (بى‏حدّ) خدا را بر خودتان و آنچه را كه بر شما از كتاب و حكمت (احكام شرعى و معارف عقلى) فرو فرستاده كه شما را بدان پند مى‏دهد به ياد آريد، و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه خداوند به همه چيز داناست.

آل‏عمران : 103   وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ

 و همگى به ريسمان خدا (به دين و كتاب و آورندگان وحى) چنگ زنيد و پراكنده نشويد، و نعمت خدا را درباره خود به ياد آريد آن گاه كه با هم دشمن بوديد پس ميان دل‏هاى شما الفت افكند، پس به نعمت او برادر يكديگر شديد. و شما بر لب گودالى از آتش بوديد پس شما را از آن برهانيد. خداوند اين چنين نشانه‏هاى (توحيد و قدرت و حكمت) خود را براى شما روشن مى‏كند شايد هدايت يابيد

المائدة : 7   وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ ميثاقَهُ الَّذي واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ

 و به ياد آوريد نعمت خدا را بر شما و پيمان او را كه (به واسطه پذيرش نبوت و دين) با شما بست آن گاه كه گفتيد: شنيديم و فرمان برديم. و از خدا پروا كنيد، كه همانا خدا به محتواى سينه‏ها داناست‏

 

المائدة : 11   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، نعمت خدا را بر خود به ياد آريد آن گاه كه گروهى آهنگ آن كردند كه به سوى شما دست درازى كنند، (به فكر ترور و شبيخون بر مسلمين بودند) پس خداوند دستشان را از شما بازداشت. و از خدا پروا كنيد و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل نمايند.

المائدة : 20   وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فيكُمْ أَنْبِياءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً وَ آتاكُمْ ما لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمينَ

 و (به ياد آر) هنگامى كه موسى به قوم خود گفت: اى قوم من، نعمت خدا را بر خود متذكر شويد، آن گاه كه در ميان شما پيامبرانى قرار داد و شما را فرمانروايان (مردم) ساخت و به شما چيزى داد كه به احدى از جهانيان نداد (مانند غرق كردن دشمنتان، تورات مبسوط، سنگ چشمه‏زا و منّ و سلوى).

المائدة : 110   إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتي عَلَيْكَ وَ عَلى والِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْني فَتَنْفُخُ فيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْني وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْني وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْني وَ إِذْ كَفَفْتُ بَني إِسْرائيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَقالَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبينٌ

(به ياد آر) هنگامى كه خدا گفت: اى عيسى بن مريم، نعمت مرا بر خود و بر مادرت متذكر باش، آن گاه كه تو را به وسيله روح القدس تأييد كردم كه با مردم در گهواره (به اعجاز) و در سن ميانسالى (به وحى) سخن مى‏گفتى، و آن گاه كه تو را كتاب (خودت و كتاب‏هاى آسمانى) و احكام شريعت و علوم عقلى و تورات و انجيل آموختم، و هنگامى كه از گل مانند شكل پرنده به اذن (تكوينى) من درست مى‏كردى پس در آن مى‏دميدى و به اذن و اراده من پرنده مى‏شد، و به اذن من كور مادرزاد و مريض پيس را شفا مى‏بخشيدى، و آن گاه كه مردگان را به اذن من (از قبر، زنده) بيرون مى‏آوردى، و آن گاه كه (شرّ) بنى اسرائيل را از تو بازداشتم هنگامى كه براى آنها دلايل روشن (نبوت) آوردى، پس كسانى از آنها كه كفر ورزيده بودند گفتند: اين (معجزات) جز جادويى آشكار نيست‏

إبراهيم : 6   وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنْجاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ وَ يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَ في ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظيمٌ

و (به ياد آر) هنگامى كه موسى به قوم خود گفت: نعمت خدا را بر خود به ياد آريد آن گاه كه شما را از فرعونيان برهانيد همانها كه شكنجه‏هاى بد بر شما تحميل مى‏كردند و پسرانتان را قتل عام مى‏نمودند و زن‏هايتان را (براى خدمت) زنده مى‏گذاشتند و در اين امر براى شما بلا و آزمونى بزرگ از جانب پروردگارتان بود.

الأحزاب : 9   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيراً

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به ياد آريد نعمت خدا را بر خود آن گاه كه (در جنگ احزاب) لشكريانى (انبوه از قبايل متعدد عرب) به شما روى آوردند، پس بر آنها بادى (سرد و تند) و سپاهيانى (از فرشتگان) كه شما آنها را نديديد فرستاديم، و هميشه خداوند به آنچه عمل مى‏كنيد بيناست‏

فاطر : 3   يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ

 اى مردم، نعمت‏هاى خدا را بر خودتان ياد آوريد، آيا غير از خداى يكتا آفريننده‏اى هست كه شما را از آسمان و زمين روزى دهد؟ معبودى جز او نيست، پس چگونه و به كجا (از حق) برگردانده مى‏شويد؟!

 

الزخرف : 13   لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَ تَقُولُوا سُبْحانَ الَّذي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنينَ

 تا بر پشت ( حيوانات و كشتيها ) قرار گيريد، سپس نعمت پروردگارتان را هنگامى كه بر آنها مستقر شديد ياد نماييد و بگوييد: منزه است (از هر عيب و نقص) آن كه اين را براى ما مسخر و رام نمود و (گرنه) ما قدرت آن را نداشتيم‏

2-    تبدیل نعمتها

البقرة : 211   سَلْ بَني‏ إِسْرائيلَ كَمْ آتَيْناهُمْ مِنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَ مَنْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ

 از بنى اسرائيل بپرس تا چه اندازه به آنها دليل روشن داديم (مانند عصا، يد بيضاء، شكافتن دريا، منّ و سلوى و تورات كه همه نعمت و وسيله رحمت بود، لكن به وسيله كفرانشان همه را تبديل به اسباب عذاب كردند)! و هر كس نعمت خدا را پس از آنكه به او رسيد تبديل نمايد پس (بداند كه) خدا سخت‏كيفر است.

منظور از" تبديل نعمت" اين است كه انسان امكانات و منابع مادى و معنوى را كه در اختيار دارد، در مسيرهاى انحرافى و گناه به كار گيرد، و مى‏دانيم خداوند به                    بنى اسرائيل انواع نعمتها را ارزانى داشت، پيامبران بزرگ، زمامداران نيرومند، امكانات مادى فراوان، ولى آنها نه از آن مربيان الهى بهره گرفتند، و نه از مواهب مادى استفاده صحيح كردند و به اين ترتيب مرتكب تبديل نعمت شدند[1]

 

 

إبراهيم : 28   أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ

آيا ننگريستى به حال كسانى (از سران كفر و رفاه‏زدگان) كه (شكر) نعمت‏هاى خدا را تبديل به كفران كردند و قوم (پيروان) خود را به سراى هلاكت درآوردند؟

مراد از نعمت و تبدیل آن :

گرچه مفسران بزرگ به پيروى از رواياتى كه در منابع اسلامى وارد شده گاهى اين نعمت را به وجود پيامبر ص تفسير كرده‏اند، و گاهى به ائمه اهل بيت ع و كفران كنندگان اين نعمت را گاهى" بنى اميه" و" بنى مغيرة" و گاهى همه كفار عصر پيامبر ص معرفى نموده‏اند، ولى مسلما مفهوم آيه وسيع است و اختصاص به گروه معينى ندارد و همه كسانى را كه نعمتى از نعمتهاى خدا را كفران كنند شامل مى‏شود[2]

 

3-    شادمانی به نعمتهای الهی

آل‏عمران : 171   يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنينَ

به نعمت و بخششى از سوى خداوند شادمانند و نيز از اين كه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمى‏سازد.

شادمانند از اين جهت كه نعمتهاى خداوند را دريافت مى‏دارند، نه تنها نعمتهاى او بلكه فضل او كه همان افزايش و تكرار نعمت است نيز شامل حال آنها مى‏شود.

 

 

4-    سرمست و فخرفروش

هود : 10   وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ

و اگر او را پس از سختى و پريشانيى كه به او رسيده خوشى و نعمتى بچشانيم (مانند صحت و ثروت و امنيت) حتما خواهد گفت كه سختى‏ها و بلاها از من برفت (و بر نخواهد گشت)، و در آن حال سرمست و فخرفروش خواهد بود.

 

5-    طلب و پیروی  خشنودی خدا

آل‏عمران : 174   فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظيمٍ

 پس با نعمتى از جانب خداوند (صحت و عافيت) و فضلى (سود تجارتى در مسيرشان) بازگشتند در حالى كه هيچ بدى و آسيبى بدانها نرسيد و پيروى از خشنودى خدا نمودند، و خداوند داراى فضلى بزرگ است.

(فرق ميان نعمت و فضل ممكن است از اين نظر باشد، كه نعمت پاداشى است باندازه استحقاق، و فضل اضافه بر استحقاق است)

6-    شکر نعمتها

المائدة : 6   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ .... فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا ... وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون براى نماز برخيزيد (و وضو نداشتيد) پس صورت‏ها و دست‏هايتان را تا آرنج بشوييد، ... و آبى نيافتيد، پس به سراغ خاكى پاك رويد و از آن خاك (پس از آنكه كف هر دو دست بر آن زديد) به صورت و دست‏هايتان بكشيد (تيمم كنيد). خداوند هرگز نمى‏خواهد براى شما مشقت درست كند و لكن مى‏خواهد شما را پاك نمايد و نعمت خود را بر شما تمام سازد، شايد سپاس گزاريد.

النحل : 114   فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ

پس، از آنچه خداوند روزى شما كرده كه حلال شرعى و پاكيزه طبعى است بخوريد و تصرف كنيد، و نعمت خدا را شكر گزاريد اگر تنها او را مى‏پرستيد.

النحل : 121   شاكِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ

شكرگزار نعمت‏هاى خدا بود خدا او را (به رسالت و نبوت سپس به امامت و خلّت) برگزيد و به سوى راهى راست هدايت نمود.

 

النمل : 19   فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْني أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْني بِرَحْمَتِكَ في عِبادِكَ الصَّالِحينَ

پس سليمان از گفته وى با تبسّم بخنديد و (به شكرانه حس كلام و درك مرام او) گفت:

پروردگارا، مرا الهام كن كه نعمتى را كه بر من و بر پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس‏گزارم و عملى شايسته كه تو آن را بپسندى به جا آورم و مرا به رحمت خويش در زمره بندگان شايسته‏ات در آر.

 

 

الأحقاف : 15   .... إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعينَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْني أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لي في ذُرِّيَّتي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمينَ

..... تا آن گاه كه به كمال نيروى (جسمى و عقلى) خود و به چهل سالگى رسيد گفت: پروردگارا، مرا الهام كن و توفيق ده تا نعمتى را كه بر من و بر پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى (نعمت ظاهرى مادى و نعمت معنوى عقل و ايمان) سپاس‏گزارم و عمل صالحى كه تو از آن خشنود شوى به جا آورم، و فرزندانم را براى من صالح گردان، كه من به سوى تو بازگشتم و بى‏ترديد از تسليم شدگانم. (آيه درباره انسان مؤمن صالح است.

7-    تغییر نعمت

الأنفال : 53   ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ

 اين (عذاب‏ها براى مشركان) از آن روست كه خداوند (طبق سنّت جاريه خود) بر آن نيست كه نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير دهد (از آنان سلب كند) تا آنكه آنها آنچه در خود دارند (از حالات صالحه) تغيير دهند، (رفاه حال اهل مكه پس از اسلام به ضيق و سوء حال تبديل شد، چون حال عادى خود را به مبارزه و عناد با پيامبر تغيير دادند) و مسلّما خداوند شنوا و داناست.


 

توضیح تغییر نعمت

راه پایداری نعمت

فيض رحمت خدا بيكران و عمومى و همگانى است ولى به تناسب شايستگى‏ها و لياقتها به مردم مى‏رسد در ابتدا خدا نعمتهاى مادى و معنوى خويش را شامل حال اقوام مى‏كند، چنانچه نعمتهاى الهى را وسيله‏اى براى تكامل خويش ساختند و از آن در مسير حق مدد گرفتند، و شكر آن را كه همان استفاده صحيح است بجا آوردند، نعمتش را پايدار بلكه افزون مى‏سازد


 

راه زوال نعمت

اما هنگامى كه اين مواهب وسيله‏اى براى طغيان و سركشى و ظلم و بيدادگرى و تبعيض و ناسپاسى و غرور و آلودگى گردد در اين هنگام نعمتها را مى‏گيرد و يا آن را تبديل به بلا و مصيبت مى‏كند، بنا بر اين دگرگونيها همواره از ناحيه ما است و گرنه مواهب الهى زوال‏ناپذير است [3]

8-    انکار نعمت و سوء استفاده از آن

النحل : 71   وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ فَمَا الَّذينَ فُضِّلُوا بِرَادِّي رِزْقِهِمْ عَلى‏ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَهُمْ فيهِ سَواءٌ أَ فَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ

و خدا برخى از شما را در روزى بر برخى ديگر برترى داد، (به واسطه اختلاف در تلاش‏ها، يا اقتضاى حكمت در تدبير يا ولايت بر قاصرين) پس كسانى كه به آنها برترى داده شده هرگز واگذار كننده روزى خود به مملوك خويش نيستند تا (مالك و مملوك) با هم مساوى باشند، پس آيا اين نعمت خدا را (اين برترى را) انكار مى‏كنند؟! (و چرا برترى خدا را فراموش مى‏كنند؟!)

سوال: آيا ايجاد تفاوت با عدالت سازگار است؟

جواب: در پاسخ اين سؤال بايد به دو نكته دقيقا توجه داشت:

1- بدون شك اختلافى كه در ميان انسانها از نظر بهره‏هاى مادى و درآمدها وجود دارد قسمت مهمش مربوط به تفاوت استعدادهاى آنها است، اين تفاوت استعدادهاى جسمانى و روحانى كه سرچشمه تفاوت در كميت و كيفيت فعاليتهاى اقتصادى مى‏شود بهره بعضى را بيشتر و در آمد بعضى را كمتر مى‏كند.

 

 

2- بدن يك انسان، يا اندام يك درخت، يا يك بوته گل را در نظر بگيريد، آيا امكان دارد اين ساختمان موزون با تساوى ميان اعضاء و اندامها از هر نظر پيدا شود؟ آيا قدرت مقاومت و استعداد ريشه درختان مى‏تواند با گلبرگهاى لطيف شكوفه‏ها، و استخوان پاشنه پا با پرده‏هاى ظريف شبكيه چشم از هر نظر يكسان باشد؟

ما يك روز بتوانيم همان انسانها قالبى و خيالى از هر نظر بسازيم و كره زمين را از پنجهزار ميليون نفر انسان همشكل و همقواره و هم ذوق و همفكر و همسان از هر نظر، درست مانند سيگارهايى كه به يك كارخانه سفارش داده‏اند، پر كنيم.

آيا آن روز زندگى خوبى نصيب انسانها خواهد شد؟ مسلما نه، جهنمى پيدا مى‏شود كه همه در آن در زحمت خواهند بود، همه به يك سو حركت مى‏كنند، همه يك چيز مى‏خواهند همه يك پست مى‏طلبند، همه يك نوع غذا را دوست دارند، و همه مى‏خواهند يك كار واحد انجام دهند.

بنا بر اين وجود تفاوت در استعدادها و آنچه لازمه اين تفاوت است، براى حفظ نظام جامعه و حتى براى پرورش استعدادهاى مختلف، نهايت لزوم را دارد،نبايد تفاوت استعدادها و درآمدها باعث سوء استفاده در راه ايجاد جامعه طبقاتى گردد [4]

النحل : 83   يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَها وَ أَكْثَرُهُمُ الْكافِرُونَ

 نعمت خدا را مى‏شناسند سپس آن را انكار مى‏كنند و بيشتر آنها حقيقتا كافر و ناسپاسند.

دلیل کفر و انکار نعمت 

بنا بر اين دليل كفر آنها را در عدم آگاهى نبايد جستجو كرد، چرا كه به قدر كافى آگاه شده‏اند، عامل اين كفر را در صفات زشت ديگر آنها كه سد راه ايمانشان شده است بايد يافت، و آن تعصب كوركورانه، لجاجت، دشمنى با حق، مقدم شمردن منافع كوتاه مدت مادى بر همه چيز، آلوده بودن به انواع شهوات و بالآخره تكبر و خود برتر بينى است[5]

9-    کفران نعمت

النحل : 72   وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنينَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ

و خدا براى شما از (نوع) خودتان (نه از حور و غلمان و نه از پريان) همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما پسران و نوادگان به وجود آورد، و شما را از چيزهاى پاكيزه (معنوى و مادى مانند عقل و دين و كتاب آسمانى و خوراكى و پوشاكى و همسر) روزى نمود، پس آيا به باطل (به بت‏ها و سنن جاهليت) ايمان مى‏آورند و به نعمت خدا كفر مى‏كنند؟!

آيا آنها با اينهمه آثار عظمت و قدرت خدا كه مشاهده مى‏كنند، و با اينهمه مواهبى كه از ناحيه او به آنها ارزانى شده باز سراغ بتها مى‏روند"

اين چه نوع قضاوتى است؟ و اين چه برنامه نادرستى است؟ كه انسان سر چشمه نعمتها را فراموش كرده و به سراغ موجودى برود كه منشا كمترين اثرى نيست و مصداق روشن" باطل" در تمام ابعاد است.

سوال:

چرا در آيات و روايات بسيارى، روزى بدست خدا معرفى شده است و تلاش در راه آن مذموم است؟!

 

آنجا كه مردم با ولع و حرص هر چه شديدتر به دنبال دنيا و زرق و برق جهان ماده مى‏روند، و براى نيل به آن از هيچ جنايتى فروگذار نمى‏كنند، دستورات مؤكد و پشت سر هم وارد مى‏شود و آنها را به ناپايدارى دنيا و بى‏ارزش بودن مال و جاه توجه مى‏دهد.

و آنجا كه گروهى به بهانه زهد، دست از كار و كوشش و تلاش مى‏كشند، اهميت كار و كوشش به آنها گوشزد مى‏شود، در حقيقت برنامه رهبران راستين نيز بايد چنين باشد كه جلو افراط و تفريطها را به طرز شايسته‏اى بگيرند.

 

 

اسباب و سرچشمه‏هاى روزى‏

1-    تلاش و سعى و كوشش

تلاش و سعى و كوشش آدمى است، آنها كه سخت‏كوشترند، پيروزترند، و آنها كه تنبلتر و كم‏تلاشترند، محرومترند.

به همين دليل قرآن، بهره انسان را متناسب با سعى او مى‏شمرد و صريحا مى‏گويد" وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى" (نجم- 39).

امام صادق ع مى‏فرمايد:لا تكسلوا فى طلب معايشكم فان آباءنا كانوا يركضون فيها و يطلبونها:

" در تحصيل روزى تنبلى نكنيد زيرا پدران ما در اين راه مى‏دويدند و آن را طلب مى‏كردند"  

2-     اجراى اصول عدل و داد و تقوا

 وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ:" اگر مردمى كه در شهرها و آباديهاى روى زمين زندگى مى‏كنند ايمان بياورند و تقوا پيشه كنند، درهاى بركات از آسمان و زمين را به روى آنها مى‏گشائيم"! (اعراف- 96).

وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ:" كسى كه تقوا را پيشه كند خداوند گشايشى براى او مى‏دهد و از آنجا كه گمان ندارد به او روزى مى‏بخشد" (سوره طلاق آيه 2 و 3).

3-    انفاق 

إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً يُضاعِفْهُ لَكُمْ:" اگر به خدا قرض الحسنه دهيد يعنى در راه او انفاق كنيد آن را براى شما مضاعف مى‏گرداند" (تغابن- 17).

شايد نياز به تذكر نداشته باشد كه در زندگى اجتماعى، از ميان رفتن يك فرد يا يك گروه، زيانش متوجه همه اجتماع مى‏گردد، و به همين دليل نگهدارى افراد و كمك به آنها بازده براى كل اجتماع دارد (گذشته از جنبه‏هاى معنوى و انسانى).[6]

العنكبوت : 67   أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ

آيا نديدند كه ما (براى جهانيان) حرمى امن قرار داديم در حالى كه (از ناامنى) مردم از اطراف آنان ربوده مى‏شوند؟ پس آيا به (معبودهاى) باطل مى‏گروند و نعمت خدا را (كه دين و كتاب است) انكار كرده كفران مى‏ورزند؟!


 

النحل : 112   وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ

 و خداوند (براى عاقبت طغيان و كفران نعمت) مثلى زده: مجتمعى را كه آسوده و آرام (از دشمن و حوادث) بودند، روزيشان فراوان از همه جا مى‏رسيد، پس نعمت‏هاى خدا را ناسپاسى كردند، خداوند هم به سزاى آنچه مى‏كردند لباس گرسنگى و ترس را به آنها پوشانيد و طعم آن را به آنها چشانيد

 

 

 

10-تسلیم  در برابر فرمان خداوند و شناخت او

النحل : 81   وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرابيلَ تَقيكُمُ الْحَرَّ وَ سَرابيلَ تَقيكُمْ بَأْسَكُمْ كَذلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ

 و خداوند براى شما از آنچه آفريده (مانند درخت و سقف و سايه‏بان) سايه‏ها قرار داد و براى شما از كوه‏ها غارها و پناهگاه‏هايى ساخت، و براى شما لباس‏هايى قرار داد كه شما را از گرما (و سرما) نگه مى‏دارد و لباس‏هايى كه شما را از آسيب يكديگر نگه مى‏دارد (مانند البسه جنگى، حفاظت هوايى و دريايى). او اين گونه نعمتش را بر شما تمام مى‏كند، باشد كه تسليم (اراده او) شويد.

اين طبيعى است كه انسان با بررسى نعمتهاى مختلفى كه وجودش را احاطه كرده بى‏اختيار به ياد آفريننده نعمت مى‏افتد و اگر كمترين حس قدردانى و شكرگزارى در درونش باشد بيدار مى‏گردد و به سراغ بخشنده نعمت مى‏رود و به شناخت او مى‏پردازد

 

 

11-دوری از خداوند

الاسراء : 83  وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى‏ بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ كانَ يَؤُساً  

و چون انسان را نعمت (سلامت و جاه و مال) بخشيم اعراض مى‏كند و خود را از ما دور مى‏سازد و چون او را شرّى دررسد (مانند مرض و فقر، از همه چيز) سخت نوميد مى‏شود.

فصلت : 51   وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَريضٍ

 و هر گاه به انسان نعمتى عطا كنيم (از ما) روى مى‏گرداند و خود را دور مى‏كشد، و چون شر و ضررى به او رسد مشغول دعاى مصرّانه و گسترده مى‏گردد

 

12-پشتیبان مجرمان نبودن و پشتیبان ستمدیدگان

القصص : 17   قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهيراً لِلْمُجْرِمينَ

 گفت: پروردگارا به خاطر انعامت بر من (در طول زندگى)، هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم شد.

موسى گفت: به شكرانه اين نعمت كه مرا مشمول عفو خود قرار دادى و در چنگال دشمنان گرفتار نساختى، و به شكرانه تمام نعمتهايى كه از آغاز تا كنون به من مرحمت كردى من هرگز پشتيبانى از مجرمان نخواهم كرد و يار ستمكاران نخواهم بود"

بلكه هميشه به يارى مظلومان و رنجديدگان خواهم شتافت‏[7]

13-توجه  به نشانه های عظمت الهی

لقمان : 31   أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْري فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آياتِهِ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ

آيا نديده‏اى كه كشتى‏ها در دريا به سبب نعمت‏هاى خداوند (آب دريا و باد و هوا) جريان دارند (و نعمت‏هاى او را حمل و نقل مى‏كنند)؟! تا برخى از نشانه‏هاى (توحيد و قدرت و حكمت) خود را به شما نشان دهد حقّا كه در اين (امر) نشانه‏هايى است براى هر صبرپيشه سپاسگزار.

 

 

14-   فراموش کردن خداوند و روی آوردن به رویه سابق

الزمر : 8   وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنيباً إِلَيْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَليلاً إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ

 و چون انسان (بى‏ايمان يا سست ايمان) را آسيب و زيانى برسد (مانند خطر غرق و مرض مهلك) پروردگار خود را در حال بازگشت (قهرى) به سوى او مى‏خواند، سپس چون نعمتى از جانب خود (نعمت نجات و غيره) به او عطا كند آنچه را كه به خاطر آن در گذشته خدا را مى‏خواند فراموش مى‏كند و (دوباره) براى او شريكانى (از بت و غيره) قرار مى‏دهد تا (مردم را) از راه او گمراه سازد! بگو: به كفر خويش اندك مدتى برخوردار باش، كه حتما از اهل آتش خواهى بود.

 

 

15-نسبت دادن نعمت به کاردانی خود

الزمر : 49   فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنَّا قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ

 آرى، هر گاه انسان را ضرر و زيانى رسد ما را فرا مى‏خواند، سپس چون كه نعمتى را از جانب خود به او عطا كرديم مى‏گويد: جز اين نيست كه من آن را روى كاردانى خود داده شده‏ام (نه) بلكه امتحانى است (از جانب خدا) و لكن بيشترشان نمى‏دانند.

 

 

16-مغرور شدن

الفجر : 15   فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ

 اما انسان هر گاه كه پروردگارش او را آزمايش كند و اكرام نمايد و نعمت بخشد، گويد: پروردگارم مرا گرامى داشت (پس به هر عملى اذن داد).

وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَئهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبىّ‏ِ أَهَانَنِ(16)

و اما هر گاه كه او را آزمايش كند و روزى را بر او تنگ گيرد، گويد: پروردگارم مرا خوار كرد.

 


 

توضیح:

او نمى‏داند كه آزمايش الهى گاه با نعمت است، و گاه با انواع بلا، نه روى آوردن نعمت بايد مايه غرور گردد، و نه بلاها مايه ياس و نوميدى، ولى اين انسان كم ظرفيت در هر دو حال هدف آزمايش را فراموش مى‏كند، به هنگام روى آوردن نعمت چنان مى‏پندارد كه مقرب درگاه خدا شده، و اين نعمت دليل بر آن قرب است.

قابل توجه اينكه در آغاز آيه مى‏گويد: خداوند او را مورد اكرام قرار مى‏دهد ولى در ذيل آيه از اينكه انسان خود را مورد اكرام خدا مى‏بيند ملامت مى‏شود اين به خاطر آن است كه اكرام اول به همان معنى انعام است و اكرام دوم به معنى قرب در درگاه خداست.[8]

17-بازگو کردن نعمت برای دیگران به زبان و عمل

الضحى : 11   وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ

و نعمت پروردگارت را (كه به تو ارزانى داشته) بازگو كن (و بگو كه تو خود نخستين هديه واجب به عالم امكانى، وسيله فتح دريچه خلقتى، داراى انسانيت اتمّ، عقل اكمل، خلق عظيم، ختم نبوت، آيين جامع، قرآن جاودان، قداست ذات و عصمت جانشينانى).

بازگو كردن نعمت، گاه با زبان است و تعبيراتى كه حاكى از نهايت شكر و سپاس باشد، نه غرور و برترى‏جويى، و گاه با عمل است به اين ترتيب كه از آن انفاق و بخشش در راه خدا كند، بخششى كه نشان دهد خداوند نعمت فراوانى به او عطا كرده است.

اين سنت افراد سخاوتمند و كريم است كه وقتى نعمتى به آنها روى آورد بازگو مى‏كنند و شكر خدا را بجا مى‏آورند، و عملشان نيز تاييد و تاكيدى است بر اين حقيقت، به عكس بخيلان دون همت كه دائما ناله مى‏كنند، و اگر دنيا را نيز به آنها بدهى اصرار در پرده‏پوشى بر نعمتها دارند، چهره آنها فقيرانه، و سخنانشان آميخته با آه و زارى و عملشان نيز بيانگر فقر است! اين در حالى است كه از پيغمبر اكرم ص نقل شده است كه فرمود:

ان اللَّه تعالى اذا انعم على عبد نعمة يحب ان يرى اثر النعمة عليه:                    

" خداوند هنگامى كه نعمتى به بنده‏اى مى‏بخشد دوست دارد آثار نعمت را بر او ببيند"  [9].

 

 

1-    شش حالت در هنگامى كه نعمتى به ديگرى مى‏رسد و خود شخص از او محروم ميماند

1)      " غبطه" : نخست اينكه آرزو مى‏كند همانگونه كه ديگران دارند، او هم داشته باشد، اين حالت را" غبطه" مى‏خوانند و انسان را وا دار به تلاش می کند.

2)      " حسد" : ديگر اينكه آرزو مى‏كند آن نعمت از ديگران سلب شود و براى اين كار به تلاش و كوشش بر مى‏خيزد اين همان حالت " حسد" است،  

3)      " بخل" :  سوم اينكه آرزو مى‏كند خودش داراى آن نعمت شود و ديگران از آن محروم بمانند، و اين همان حالت" بخل" و انحصار طلبى است كه انسان همه چيز را براى خود بخواهد و از محروميت ديگران لذت ببرد.

4)      "شح":آرزو می کند که اگر کسی نعمتی دارد فقط به او بدهند و دوست ندارد که نعمتی  ر ا به دیگران ببخشد.( یعنی نه خودش نعمتی را  می بخشد و نه دوست دارد دیگران ببخشند. و این شدیدتر از بخل است به نام شح.)

5)      " ايثار" : چهارم اينكه دوست دارد ديگران در نعمت باشند، هر چند خودش در محروميت بسر ببرد و حتى حاضر است آنچه را دارد در اختيار ديگران بگذارد و از منافع خود چشم بپوشد و اين حالت والا را" ايثار" مى‏گويند كه يكى از مهمترين صفات برجسته انسانى است. . [10]     

 

 

6)      "شکر" : کسی نعمتی را ندارد ولی شخص دیگری آن نعمت را  دارد. شخص محروم شکر نعمت او را می کند. که در این صورت این شکر جلوی حسادت را می گیرد و باعث می شود خودش نیز صاحب آن نعمت شود.                  

 



[1] - تفسير نمونه، ج‏2، ص: 90

[2] - تفسير نمونه، ج‏10، ص: 34

[3] - تفسير نمونه، ج‏7، ص: 20

[4] - تفسير نمونه، ج‏11، ص: 312

 

[5] - تفسير نمونه، ج‏11، ص: 34

[6] - تفسير نمونه، ج‏11، ص: 318

[7] -  تفسير نمونه، ج‏16، ص: 43

 

[8] - تفسير نمونه، ج‏26، ص: 461

[9] - تفسير نمونه، ج‏27، ص: 109

[10] - تفسير نمونه، ج‏9، ص: 326  با تلخیص و اضافه


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    أَبُو جَعْفَرٍ ع يَقُولُ إِنَّ لِجَمِيعِ شَهْرِ رَمَضَانَ لَفَضْلًا عَلَى جَمِيعِ سَائِرِ الشُّهُورِ كَفَضْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَى سَائِرِ الرُّسُل‏

    جابر مى‏گويد: حضرت ابو جعفر امام باقر (ع) مى‏فرمود: برترى جمعه‏هاى ماه رمضان بر جمعه‏هاى ديگر ماهها، مانند برترى رسول خدا (ص) بر ديگر پيامبرا

    ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص 40

لينک هاي مفيد