Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 48795
تعداد بازدید : 1614

مسابقه أيات درفضايل حضرت زهرا سلام الله عليها

مسابقه در أيات نوراني قرأن در فضايل حضرت ؤهرا سلام الله عليها

ستاره درخشان فاطمه زهرا در أيات نوراني قرأن كريم حضرت زهرا در قرأن كريم فضايل حضرت زهرا در قرأن كريم مسابقه أيات قرأن كريم در فضايل فاطمي مسابقه أيات قرأن كريم در فضايل فاطمي در بهار 93 طریق مسابقه : اين مسابقه دو مرحله دارد مرحله اول : مرحله دوم مسابقه . 1- حضرت فاطمه و فراوانی و برکت و خير كثير 2- ذكر كثير 3- بركزيدكي حضرت زهرا سلام الله عليها 4- دو درياي عميق 5- اذيّت حضرت زهرا سلام الله عليها 6- اهل بيت مطهر 7- سوره انسان‏ 8- فدك 9- كلام فاطمه زهرا سلام الله عليها كلام حضرت زهرا سلام الله عليها 10- نجات از حيرت و سرگردانى 11- تكرار و أثارش وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ تكرار مثبت: 12- ديدن حضرت زهرا سلام الله عليها 13- توسل به حضرت زهرا سلام الله عليها 14- مادر اهل بيت عصمت و طهارت 15- اصالت خانوادگى 16- انفاق بهترین چیز جهاز فاطمه زهرا سلام الله علیها مراسم عقد و عروسى‏ ليست جهاز حضرت فاطمه: مهريه‏ 17- أيه مباهله و عظمت حضرت زهرا سلام الله عليها 18- فاطمه از بهشت و درخت طوبی 19- غذاي بهشتي 20- خانه حضرت زهرا سلام الله عليها 21- برخورد ملايم با حضرت فاطمه و خواسته أن حضرت 22- نمونه بارز صديقان 23- الكو و نمونه و كلام حضرت در اخلاص نگاهى به مسئله ريا

ستاره درخشان  فاطمه زهرا در أيات  نوراني  قرأن كريم

حضرت زهرا  در قرأن كريم

فضايل حضرت زهرا در قرأن كريم

مسابقه أيات قرأن كريم در فضايل فاطمي

مسابقه أيات قرأن كريم در فضايل فاطمي  در بهار 93

 

طریق مسابقه :

اين مسابقه دو مرحله دارد

مرحله اول :

مثلا ده آیه از آیات زیر را انتخاب کنید و سوال کنید کدام یک از کلمات قرآنی  مربوط به یکی از فضایل آن حضرت می شود مثلا :

1)       در سوره  کوثر کلمه کوثر

2)        و یا در سوره احزاب‏أيه ۴۱  كلمه ذكر كثير

3)         در سوره شعراءآیه227 كلمه ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً

4)        و در سوره بقرة أيه ۱۵۲ كلمه فَاذْكُرُونِي

5)         و در سوره الرحمن‏:أيه 19 كلمه  الْبَحْرَيْنِ

6)      و در سوره أحزاب‏أيه ۳۳ كلمه أَهْلَ الْبَيْتِ  

7)      ودر سوره إسراء أيه۲۶  كلمه ذَا الْقُرْبَى

8)         ودر سوره آل‏عمران أيه ۶۱ كلمه  نِسَاءَنَا

9)        ودر سوره رعدأيه ۲۹   كلمه طُوبَى

10)      و در سوره آل‏عمران أيه‏:۳۷   كلمه رِزْقاً و عِنْدِ اللَّهِ

11)      و درسوره النورأيه ۳۶   كلمه فِي بُيُوتٍ

12)      و در سوره نساء أيه۶۹ كلمه الصِّدِّيقِينَ

 

مرحله  دوم مسابقه .

براي هر كدام  از أيات انتخاب شده  روايت مربوط به أن أيه و فضيلت حضرت زهرا سلام الله عليها را  از كتب تفاسير بيان كنند كه  اين روايات را ما در زير هر أيه بيان كرده ايم

1-     حضرت فاطمه و فراوانی و برکت و خير كثير

الكوثر:۱-۳ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ (۱) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ (۲) إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ (۳)

1)      كوثر الهى، به جنسيّت بستگى ندارد؛ فاطمه، دختر بود امّا كوثر شد. به تعداد كثير بستگى ندارد؛ فاطمه، يك نفر بود امّا كوثر شد. آرى خداوند مى‏تواند كم را كوثر و زياد را محو كند. تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۶۱۱

2)      هديه كننده خداوند، هديه گيرنده پيامبر و هديه شده فاطمه است. لذا عبارت "اِنّا اعطيناك الكوثر"به كار رفته كه بيانگر عظمت خداوند و بزرگى هديه اوست. تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۶۱۲

3)      خداوند هم سبب ساز است هم سبب سوز. او مى‏تواند از يك فاطمه كوثر بيافريند و مى‏تواند افرادى را كه پسران رشيد دارند به فراموشى بسپارد. تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۶۱۶

4)     تاريخ و آمار بهترين شاهد بر كوثر بودن اين عطيّه الهى است. هيچ نسلى از هيچ قومى در جهان، به اندازه نسل حضرت فاطمه عليهاالسلام رشد و شكوفايى نداشته است. خصوصا اگر كسانى را كه مادرشان سيّد است، از سادات به حساب آوريم، آمار سادات در جهان نشانه معجزه اين خبر غيبى است. تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۶۱۳

5)    فخررازى در تفسير كبير مى‏گويد: چه نسلى با بركت‏تر از نسل فاطمه كه مثل باقر و صادق و رضا از آن برخاسته است و با آنكه تعداد بسيارى از آنان را در طول تاريخ، به خصوص در زمان حكومت بنى‏اميّه و بنى‏عبّاس شهيد كردند، امّا باز هم امروز فرزندان او در اكثر كشورهاى اسلامى گسترده‏اند. تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۶۱۱

6)     كوثر چيست؟ از آيه آخر سوره، يعنى "انّ شانئك هو الابتر" استفاده مى‏شود كه مراد از كوثر چيزى ضد ابتر است و از آنجا كه عرب به افراد بى‏عقبه و بى‏نسل كه فرزند پسر ندارند و با مردن، آثارشان محو مى‏شود، ابتر مى‏گويد، بهترين مصداق براى كوثر، ذريّه پيامبر است كه امامان معصوم از نسل فاطمه مى‏باشند. البتّه كوثر، معنايى عام دارد و شامل هر خير كثير مى‏شود. تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۶۱۴

 

7)    خداوند از اولياى خود دفاع مى‏كند. به كسى كه پيامبر را بى‏عَقَبه مى‏شمرد، پاسخ قولى و عملى مى‏دهد. وجود فاطمه پاسخ عملى و جمله "هو الابتر" پاسخ قولى است. خداوند نه تنها از اولياى خود، بلكه از همه مؤمنان دفاع مى‏كند: "انّ اللّه يدافع عن الّذين آمنوا" تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۶۱۲

 

8)      كلمه "ابتر" در اصل به حيوان دم‏بريده و در اصطلاح به كسى گفته مى‏شود كه نسلى از او به يادگار باقى نمانده باشد. از آنجا كه فرزندان پسر پيامبر در كودكى از دنيا رفتند، دشمنان مى‏گفتند: او ديگر عقبه و نسلى ندارد و ابتر است. زيرا در فرهنگ جاهليّت دختر لايق آن نبود كه نام پدر را زنده نگاه دارد. بنابراين جمله "انّ شانئك هو الابتر" دليل آن است كه مراد از كوثر، نسل كثير پيامبر است كه بدون شك از طريق حضرت زهرا عليهاالسلاممى‏باشد. تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۶۱۱

2-  ذكر كثير

الأحزاب‏:۴۱-۴۲ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً (۴۱) وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً (۴۲)

گفته‏اند: تسبيحات حضرت زهرا عليهاالسلام نمونه‏اى از ذكر كثير است. تفسیر نور، ج۷، ص: ۳۷۷

الشعراء(۲۲۷) إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ

به گفته‏ى روايات: ذكر كثير، تسبيحات حضرت زهرا عليهاالسلام، يعنى سى و چهار مرتبه "اللّه اكبر"، سى و سه مرتبه "الحمداللّه" و سى و سه مرتبه "سبحان اللّه" است. تفسیر نور، ج۶، ص: ۳۸۱

البقرة:۱۵۲ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي وَ لاَ تَكْفُرُونِ (۱۵۲)

امام باقر عليه‏السلام در ذيل اين آيه، يكى از مصاديق ذكر خدا را، تسبيحات حضرت زهرا شمردند كه ۳۴ مرتبه اللّه‏اكبر، ۳۳ مرتبه الحمدللّه‏ و ۳۳ مرتبه سبحان‏اللّه‏ مى‏باشد. تفسیر نور، ج۱، ص: ۲۳۴

 

 

3-    بركزيدكي حضرت  زهرا سلام الله عليها

آل‏عمران‏:۴۲ وَ إِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ (۴۲)

در تفاسير المنار، قرطبى، مراغى، روح البيان و كبير مى‏خوانيم كه سرآمد زنان جهان چهار نفرند: مريم، آسيه، خديجه و فاطمه تفسیر نور، ج۱، ص: ۵۱۰.

اين آيه گواه بر اين است كه مريم بزرگ‏ترين شخصيت زن در جهان خود بوده است. و اين موضوع با آنچه درباره بانوى بزرگ اسلام فاطمه ع رسيده است كه او برترين بانوى جهان است منافات ندارد زيرا در روايات متعددى از پيغمبر اسلام ص و امام صادق ع نقل شده كه:

" اما مريم كانت سيدة نساء زمانها اما فاطمة فهى سيدة نساء العالمين من الاولين و الاخرين‏

" (اما مريم بانوى زنان زمان خود بود اما فاطمه بانوى همه بانوان جهان از اولين و آخرين است) « نور الثقلين، جلد 1 صفحه 336 و بحار الانوار، جلد 10 صفحه 24. ».

كلمه" العالمين" هيچگونه منافات با اين سخن ندارد زيرا اين كلمه در قرآن و عبارات معمولى به معنى مردمى كه در يك عصر و زمان زندگى مى‏كنند آمده است چنان كه در باره بنى اسرائيل مى‏خوانيم:" وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ‏" « سوره بقره، آيه 47 » (و من شما را بر جهانيان برترى بخشيدم) بديهى است منظور، برترى مؤمنان بنى اسرائيل بر مردم عصر خود بوده است.(تفسير نمونه، ج‏2، ص:542)

 

 كلمه «اصطفى‏»، هر جا همراه حرف «على‏» باشد، به معناى مقدّم‏بودن و سرآمدشدن است و هر جا بدون آن باشد، به معناى انتخاب است.

التحريم‏:۱۲ وَ مَرْيَمَ ابْنَةَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ كُتُبِهِ وَ كَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ (۱۲)

در اين آيه چهار كمال براى حضرت مريم بيان شده است: پاكدامنى، نفخه‏ى روح، تصديق پيامبران و كتب آسمانى و اطاعت محض در برابر خدا. در تفاسير شيعه و سنّى آمده است كه زنان كامل چهار نفرند: آسيه همسر فرعون، مريم دختر عمران، خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر حضرت محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله. تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۱۴۲

 

4-  دو درياي عميق

الرحمن‏:۱۹-۲۵ مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ (۱۹) بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لاَ يَبْغِيَانِ (۲۰) فَبِأَيِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (۲۱) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ (۲۲) فَبِأَيِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (۲۳) وَ لَهُ الْجَوَارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلاَمِ (۲۴) فَبِأَيِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (۲۵)

امام صادق عليه‏السلام در تفسير آيه "مرج البحرين يلتقيان" فرمود: "علىّ و فاطمة عليهماالسلام بحران عميقان، لايبغى احدهما على صاحبه، يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان، الحسن و الحسين عليهماالسلام" على و فاطمه عليهماالسلام دو درياى عميق‏اند كه هيچ‏يك بر ديگر تجاوز نمى‏كند و از اين دو دريا، لؤلؤ و مرجانى چون حسن و حسين عليهماالسلام خارج مى‏شود. تفسیر نور، ج۹، ص: ۳۹۰


 

5-  اذيّت حضرت زهرا سلام الله عليها

الشورى‏:۲۳ ذٰلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ (۲۳)

حضرت فرمودند: علىّ و فاطمه و فرزندانش، سپس اضافه مى‏كند كه حضرت فرمودند: "فاطمة بضعة منّى يؤذينى ما يؤذيها" فاطمه پاره تن من است هر كس او را اذيّت كند مرا اذيّت كرده و كيفر كسانى كه رسول خدا را اذيّت كنند، در قرآن چنين آمده است. "انّ الّذين يؤذون اللّه و رسوله لعنهم اللّه فى الدنيا و الآخرة و اعدّ لهم عذابا مهينا" تفسیر نور، ج۸، ص: ۳۹۷

سوره الأحزاب، آيه 57

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً «57»

همانا كسانى كه خدا و رسولش را آزار مى‏دهند، خداوند در دنيا و آخرت آنان را لعنت مى‏كند، و براى آنان عذاب خوار كننده‏اى آماده كرده است.

 

نكته‏ها:

آزار خداوند، يعنى انجام كارى بر خلاف خواست و رضاى او كه به جاى جلب رحمت الهى، غضب و لعنت خداوند را به دنبال دارد.

شايد مراد از اذيّت خدا، اذيّت بندگان خدا باشد، نظير قرض دادن به بنده كه قرض دادن به خداست، و مراد از اذيّت كردن پيامبر صلى الله عليه و آله تكذيب و تهمت و برخورد بى‏ادبانه با آن حضرت و اذيّت كردن اهل بيت اوست، همان گونه كه در چند روايت آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «فاطمة بضعة منى فمن اغضبها اغضبنى»[1] فاطمه پاره‏ى تن من است، هر كه او را خشمگين سازد مرا به خشم آورده است.

6-  اهل بيت مطهر

الأحزاب‏:۳۳ وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَ أَقِمْنَ الصَّلاَةَ وَ آتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (۳۳)

* مراد از "اهل البيت" همه‏ى خاندان پيامبر نيست، بلكه برخى افراد آن است كه نام آنان در روايات شيعه و سنّى آمده است. اين گروه عبارتند از: علىّ و فاطمه و حسن و حسين عليهم‏السلام. تفسیر نور، ج۷، ص: ۳۶۱

7-  سوره انسان‏

در روايات آمده است: امام حسن و امام حسين عليهما السلام بيمار شدند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با مردم به عيادت آنان آمدند و به حضرت على عليه السلام پيشنهاد كردند كه براى سلامتى دو كودك عزيز خود نذر كنند كه روزه بگيرند. پس از آن كه حسنين بهبود يافتند، حضرت على و حضرت فاطمه عليهما السلام سه روز روزه گرفتند، امّا براى افطار غذايى در خانه نداشتند.

حضرت على عليه السلام از شمعون يهودى مقدارى جو قرض كرد و نانى تهيه شد.

به هنگام مغرب ابتدا نماز مغرب را خواندند و خواستند افطار نمايند كه شب اول فردى مسكين، شب دوّم فردى يتيم و شب سوّم سائلى اسير، درب منزل على عليه السلام را به صدا درآوردند و درخواست غذا كردند. اهل بيت عليهم السلام براى رضاى خدا، غذاى خود را به آنان دادند و خودشان با آب افطار كردند. خداوند متعال، اين سوره را در وصف ايثار آنان نازل فرمود.

مهم آن است كه در اين حركت مقدس، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سهيم و شريك نبود تا روشن شود كه اين سوره فقط درباره اهل بيت عليهم السلام نازل شده است.

الإنسان‏:۱۹-۲۲ وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً (۱۹) وَ إِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً (۲۰) عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَ سَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَاباً طَهُوراً (۲۱) إِنَّ هٰذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَ كَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً (۲۲)

از امام كاظم عليه‏السلامپرسيدند: چرا در اين سوره نامى از حورالعين در پاداش ابرار و اهل بيت پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهمطرح نشده است؟ امام عليه‏السلامفرمودند: به خاطر مقام فاطمه زهرا عليهاالسلام. تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۳۳۲ - مناقب، ج 3، ص 328.

امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كنند: هنگامى كه بهشتيان وارد بهشت مى‏شوند، با درختى روبرو مى‏شوند كه سايه‏اى گسترده دارد و از پاى آن دو چشمه جارى است، آنان در چشمه‏اى خود را مى‏شويند و از چشمه ديگر مى‏نوشند و پس از آن هيچ بيمارى و نارحتى در بدن آنها رخ نمى‏دهد و اين است معناى‏ «سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً».[2]

8-  فدك

الإسراء:۲۶ وَ آتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ لاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيراً

پس از نزول اين آيه، پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بدنبال مراد خداوند از "ذى‏القربى" بود. خداوند به او وحى كرد كه "فدك" را به فاطمه عليهاالسلام بدهد و آن حضرت "فَدك" را به فاطمه بخشيد. امّا پس از آن حضرت، فدك را از اهل‏بيت به ناحقّ گرفتند واهل‏بيت براى گرفتن حقّ خود همواره به اين آيه استناد مى‏كردند. تفسیر نور، ج۵، ص: ۴۴

فدك، مزرعه‏ى بسيار بزرگى بود كه بدون جنگ در اختيار پيامبر قرار گرفت. آن حضرت باتوجّه به محبوبيّت، عصمت، زهد، امانت ودقّت اهل‏بيت عليهم السلام وپشتيبانى اقتصادى براى تبليغ خط وراه آنان وفقرزدايى از امّت، آن را در اختيار اهل‏بيت عليهم السلام گذاشت. امّا پس از رحلت پيامبر ابوبكر آن را گرفت، سپس عمربن عبدالعزيز آن را باز گرداند، باز غصب كردند و در زمان مأمون برگردانده شد و باز هم غصب كردند. درباره‏ى فدك، بحث‏هاى تاريخى، حقوقى و سياسى فراوانى است كه در ذيل اين آيه در تفاسير آمده كه از همه‏ى آن مباحث، صرف نظر مى‏كنيم. تفسير نور، ج‏5، ص: 44

9-  كلام فاطمه زهرا سلام الله عليها

النحل‏:۹۲ وَ لاَ تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكَاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ وَ لَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ (۹۲)

فاطمه زهرا عليهاالسلام در مسجد مدينه در خطبه‏اى كه عليه حاكمان وقت ايراد فرمود، اين آيه را تلاوت كرد كه مثال شما به خاطر پيمان شكنى نسبت به بيعتى كه در غديرخم با على عليه‏السلامداشتيد، مثال همان زنى است كه مى‏بافت و سپس بافته خود را پنبه مى‏كرد. تفسیر نور، ج۴، ص: ۵۷۳

در تاريخ آمده كه زن بى‏خردى در نيمى از روز پنبه وپشمى را مى‏بافت و در نيمِ ديگر بافته خود را وامى‏تابيد، كار او يك ضرب‏المثل شد كه قرآن نيز براى كسانى كه زحمات خود را هدر، و پيمان‏هاى خود را مى‏شكنند بكار برده است.

النمل‏:۱۶ وَ وَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُدَ وَ قَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ إِنَّ هٰذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ (۱۶)

مراد از ارث در اين آيه، وارث شدن مال و حكومت است نه علم و نبوّت؛ زيرا نبوّت قابل انتقال نيست و علوم انبيا نيز چون اكتسابى نيست، قابل ارث بردن نيست، بنابراين حديثى كه مى‏گويد: انبيا ارث نمى‏گذارند ـ و به استناد اين حديث فدك را از فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلامگرفتند ـ با اين آيه سازگارى ندارد و بايد طرد شود. (حضرت زهرا عليهاالسلام همين آيه را در دفاع از حقّ خود براى خليفه‏ى اوّل تلاوت فرمود. و در "تفسير نمونه" از "سيره‏ى حلبى" نقل شده است كه ابوبكر تحت تأثير سخنان فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام قرار گرفت و سند فدك را پس داد و گريه كرد، ولى عمر دوباره سند را گرفت و پاره كرد!) تفسیر نور، ج۶، ص: ۴۰۱


 

كلام حضرت زهرا سلام الله عليها

الماعون‏:۱-۷ أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ (۱) فَذٰلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ (۲) وَ لاَ يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ (۳) فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ (۴) الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ (۵) الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ (۶) وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ (۷)

اخلاص در برابر ريا و سمعه، اخلاص است كه در حديث مى‏خوانيم: خداوند جز خالصان را نمى‏پذيرد "الا للّه الدّين الخالص" و هر كس چهل روز خود را خالص كند، چشمه‏هاى حكمت از قلب او به زبانش جارى مى‏شود. "من اخلص للّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه الى لسانه" و نشانه ايمان كامل آن است كه حُب و بغض و بخشيدن و نبخشيدن براى خدا باشد و افضل عبادت اخلاص است و از فاطمه زهرا عليهاالسلام نقل شده كه فرمود: " من اَصعد الى اللّه خالص عبادته اهبط اللّه عزّ و جلّ افضل مصلحته" هر كس عبادت خالص به درگاه خداوند فرستاد، خداوند بهترين مصلحت او را برايش نازل مى‏كند. تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۶۰۵

 

10-                       نجات از حيرت و سرگردانى

النحل‏:۱۶ وَ عَلاَمَاتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ (۱۶)

نه فقط براى شناخت راه از بيراهه، دربيابان‏ها، نياز به علامت داريم، بلكه براى شناخت حقّ از باطل نيز در لابلاى هوس‏ها و غرائز و طاغوت‏ها، به نشانه‏هاى روشن نيازمنديم. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله براى بعد از خود علامت‏هايى را قرار داد كه هرگاه مردم دچار حيرت و سرگردانى شدند به آنها نظر كنند و حقّ را بشناسند؛ اوّلين آنها حضرت زهرا عليهاالسلام است كه درباره‏اش فرمود: رضاى او رضاى من و غضب او غضب من است. علامت ديگر ابوذر غفارى است كه پيامبر درباره‏اش فرمود: آسمان بر كسى راستگوتر از ابوذر سايه نيفكنده است، تا مردم ببينند زبان ابوذر از چه كسى حمايت مى‏كند و او در تبعيدگاهِ چه كسى از دنيا مى‏رود. علامت ديگر عمّار ياسر است كه پيامبر فرمود: قاتلِ عمّار گروه منحرفند. مردم ديدند كه در جنگ صفين، عمّار به دست لشگر معاويه كشته شد. و مهم‏ترين علامتِ روشن پس از پيامبر، امام حسين تفسیر نور، ج۴، ص: ۵۰۲

 

 

11-                     تكرار و أثارش

در اينجا به مناسبت اولين مورد از موارد تكرار آيه‏ «فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ» در اين سوره، بحثى پيرامون تكرار ارائه مى‏گردد.

طه‏:۱۳۲ وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاَةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْهَا لاَ نَسْأَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى (۱۳۲)

در روايات متعدّدى آمده است كه پس از نزول اين آيه، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تا چندين ماه دَرب خانه‏ى حضرت على و فاطمه عليهماالسلام را مى‏زدند و در آستانه در مى‏فرمودند: "الصلوة" آنگاه به قرائت آيه تطهير مى‏پرداختند. تفسیر نور، ج۵، ص: ۴۱۲

وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ تكرار مثبت:

براى ايجاد يك فرهنگ، تكرار مسايل، مهم و ضرورى است.

رسول‏خدا صلى الله عليه و آله بارها فرمود: «انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى» تا رابطه قرآن و عترت را در ميان مردم محكم سازد.

پس از نزول آيه‏ «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ»[3] تا چند ماه رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگام صبح در خانه فاطمه زهرا عليها السلام مى‏آمد و مى‏فرمود: «الصلاة الصلاة»[4] تا به مردم اعلام كند اهل بيت من همان كسانى هستند كه در خانه على و فاطمه هستند.

در حديث مى‏خوانيم: دليل چهار مرتبه تكرار «الله اكبر» در آغاز اذان، آن است كه مردم از

غفلت درآيند ولى هنگامى كه متوجّه شدند، باقى جملات به دو بار تقليل مى‏يابد.[5]

گاهى حضرت على عليه السلام به خاطر ايجاد حساسيّت در مردم، الفاظى را تكرار مى‏كردند. چنانكه به فرزندانش وصيّت مى‏كند: الله الله فى الايتام ...، «الله الله فى جيرانكم»، «الله الله فى الصلاة»، الله الله فى القرآن ...[6] كه لفظ جلاله «الله» تكرار شده است.

تكرار نماز در هر شبانه روز، براى آن است كه هر روز گامى به خداوند نزديك شويم. كسى كه از پله‏هاى نردبان بالا مى‏رود، در ظاهر، پاى او كارى تكرارى انجام مى‏دهد ولى در واقع در هر حركت گامى به جلو و رو به بالا مى‏گذارد. كسى كه براى حفر چاه كلنگ مى‏زند، در ظاهر كارى تكرارى مى‏كند، ولى در واقع با هر حركت، عمق چاه بيشتر مى‏شود. انسان با هر بار نماز و ذكر و تلاوت آيه‏اى گامى به خدا نزديك مى‏شود تا آنجا كه درباره پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏خوانيم: «دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏»[7] چنان به خدا نزديك شد كه به قدر دو كمان يا نزديك‏تر شد.

تكرار سفارش به تقوا در هر يك از خطبه‏هاى نماز جمعه در هر هفته، بيانگر نقش تكرار در تربيت دينى مردم است.

اصولا بقاى زندگى با تنفس مكرر است و كمالات، در صورت تكرار حاصل مى‏شود. با يك بار انفاق و رشادت، ملكه سخاوت و شجاعت در انسان پيدا نمى‏شود، همان گونه كه رذائل و خبائث در صورت تكرار، در روح انسان ماندگار مى‏شوند تفسير نور، ج‏9، ص: 384

طه‏:۱۳۲ وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاَةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْهَا لاَ نَسْأَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى (۱۳۲)

در روايات متعدّدى آمده است كه پس از نزول اين آيه، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تا چندين ماه دَرب خانه‏ى حضرت على و فاطمه عليهماالسلام را مى‏زدند و در آستانه در مى‏فرمودند: "الصلوة" آنگاه به قرائت آيه تطهير مى‏پرداختند. تفسیر نور، ج۵، ص: ۴۱۲

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله براى اين كه اختصاص اهل بيت را به پنج نفر ثابت كند، مدّت شش ماه (و به گفته‏ى بعضى روايات هشت يا نه ماه) به هنگام نماز صبح از كنار خانه‏ى فاطمه عليهاالسلاممى‏گذشت و مى‏فرمود: "الصّلاة يا اهل البيت انّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرّجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا" تفسیر نور، ج۷، ص: ۳۶۱


 

12-ديدن حضرت زهرا سلام الله عليها

الفجر:۲۷-۳۰ يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (۲۷) ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً (۲۸) فَادْخُلِي فِي عِبَادِي (۲۹) وَ ادْخُلِي جَنَّتِي (۳۰)

از امام صادق عليه‏السلام سؤال شد كه آيا مؤمن از جان دادن خود راضى است؟ حضرت فرمود: در لحظه اول راضى نيست ولى فرشته قبض روح به او دلدارى مى‏دهد كه من از پدر به تو مهربان‏ترم، چشمت را باز كن. او چشم باز مى‏كند و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و على و فاطمه و حسن و حسين و ساير امامان عليهم‏السلام را مى‏بيند. فرشته مى‏گويد: اينان دوستان تو هستند.مؤمن هم با ديدن اين صحنه راضى مى‏شود و در اين هنگام خطاب "يا ايّتها النفس المطمئنّة" را مى‏شنود. تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۴۷۹

 

13-توسل به حضرت زهرا سلام الله عليها

س } فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (۳۷)

طبق آنچه از روايات شيعه وسنّى استفاده مى‏شود، مراد از كلماتى كه آدم به وسيله‏ى آن توبه نمود، توسّل به بهترين خلق خدا يعنى حضرت محمّد و اهل‏بيت او عليه‏وعليهم‏السلام است. چنانكه در تفسير درّالمنثور از ابن عباس نقل شده است كه آدم براى پذيرش توبه‏اش، خداوند را به اين نام‏ها قسم داد: "بحّق محمّد وعلىّ و فاطمة و الحسن و الحسين" البتّه برخى معتقدند، مراد از كلمات، همان جمله‏اى است كه در سوره‏ى اعراف آمده است: "ربّنا ظلمنا أنفسنا و اِن لم تَغفر لنا و تَرحمنا لنكوننّ من الخاسرين" خدايا! ما به خود ستم كرديم و اگر تو ما را نيامرزى و مورد رحمت قرار ندهى، حتما از زيانكاران خواهيم بود. بنابراين اولين توبه در روى زمين، با توسّل به محمّد و آل محمّد پذيرفته شد. تفسیر نور، ج۱، ص: ۹۹

 

14-  مادر اهل بيت عصمت و طهارت

الرعد:۳۸ وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجاً وَ ذُرِّيَّةً وَ مَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ (۳۸)

امام صادق عليه‏السلام فرمودند: ما فرزندان حضرت محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هستيم و مادرمان فاطمه عليهاالسلام است و خداوند به هيچ يك از پيامبران چيزى را نداده مگر آنكه آن را به حضرت محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نيز داده است. سپس آن حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند: "ولقد ارسلنا رسلا..." تفسیر نور، ج۴، ص: ۳۷۰

15-اصالت خانوادگى

يوسف‏:۳۸ وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِي إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ذٰلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ (۳۸)

و آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب را پيروى كرده‏ام. براى ما سزاوار نيست كه چيزى را شريك خداوند قرار دهيم. اين از فضل خدا بر ما وبر مردم است، ولى بيشتر مردم سپاس‏گزارى نمى‏كنند.

اصالت خانوادگى، همچنان كه در ساختار شخصيّت افراد مؤثر است، در پذيرش مردم نيز اثر دارد. لذا حضرت يوسف براى معرفى خود، به پدران خود كه انبياى الهى هستند تكيه مى‏كند تا هم اصالت خانوادگيش را ارائه دهد و هم قداست دعوت خود را. اين همان روشى است كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نيز در معرّفى خود به كار مى‏برد و مى‏فرمود: من همان پيامبر امّى هستم كه نام ونشانم در تورات و انجيل آمده است. سيدالشهدا حسين‏ابن علىّ عليهماالسلامدر كربلا و امام سجاد عليه‏السلام نيز در برابر مردم شام، خود را چنين معرّفى كردند: "اَنا ابن فاطمة الزّهرا" تفسیر نور، ج۴، ص: ۲۰۵

 

16-انفاق بهترین چیز

آل‏عمران‏:۹۲ لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ مَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ (۹۲)

وقتى فاطمه زهرا عليهاالسلام را در شب عروسى به خانه شوهر مى‏بردند، فقيرى از حضرت پيراهن كهنه‏اى درخواست كرد. فاطمه زهرا عليهاالسلام به ياد اين آيه "لن تنالوا البر..." افتاد و همان پيراهن عروسيش را به او بخشيد. تفسیر نور، ج۱، ص: ۵۶۲

 

جهاز فاطمه زهرا سلام الله علیها

النور:۳۲ وَ أَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (۳۲)

 

هنگام عروسى حضرت زهرا عليهاالسلام رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به همسرانش فرمود: فاطمه را آرايش كنيد و خوشبو سازيد، اطاقش را فرش كنيد تا او را به خانه شوهر بفرستيم. تفسیر نور، ج۶، ص: ۱۸۱

 

مراسم عقد و عروسى‏

در اسلام سفارش شده مراسم عقد و عروسى با حضور مردم و همراه با شادى برگزار شود.

رسول خدا صلى الله عليه و آله عقد فاطمه زهرا عليها السلام را در مسجد، در حضور انصار و مهاجرين اجرا كردند و دستور دادند بين حاضرين خرما پخش كنند.

همچنين به زنان مهاجر و انصار فرمود: فاطمه را تا خانه شوهر همراهى كنيد و شادى كنيد، ليكن مواظب باشيد چيزى نگوئيد كه خدا بدان راضى نباشد. تفسیر نور، ج۶، ص: ۱۸۱- بحار، ج 43، ص 131.

ليست جهاز حضرت فاطمه:

۱ـ يك پيراهن ۲ـ يك روسرى بزرگ ۳ـ يك حُلّه سياه ۴ـ دو عدد تشك، ۵ـ يك تختخواب از ليف خرما ۶ـ چهار عدد بالش ۷ـ يك حصير ۸ ـ يك آسياب دستى ۹ـ يك كاسه مسى ۱۰ـ يك مشك چرمى ۱۱ـ يك طشت لباسشويى ۱۲ـ يك كاسه شير ۱۳ـ يك ظرف آبخورى ۱۴ـ يك پرده ۱۵ـ يك آفتابه ۱۶ـ يك كوزه ۱۷ـ يك پوست براى فرش ۱۸ـ دو كوزه سفالين ۱۹ـ يك عبا تفسیر نور، ج۶، ص: ۱۸۱

داماد، نه شرعا و نه قانونا حق مطالبه جهاز را ندارد، گرچه مرسوم است كه خانواده عروس اسباب و لوازم زندگى را خريدارى مى‏كنند.

جهاز براى تامين آسايش دو زوج جوان است، نه فخرفروشى و خودنمايى.[8]

مهريه‏

1. مرد براى اثبات صداقت خويش، مهريه را نثار زن مى‏كند و لذا به آن صداق مى‏گويند و پشتوانه زن است در طول زندگى و پس از طلاق يا مرگ همسر.

2. مقدار مهر در اسلام تعيين نشده، اما در احاديث از مهريه‏هاى سنگين مذمّت شده و چنين آمده است كه مهريه زياد مايه كينه و عداوت مى‏شود.[9]

3. مرد بايد سعى كند در اولين فرصت كه تمكن پيدا كرد مهريه زن را بپردازد.


(1) كافى ج 5 ص 332

(2) مكارم الاخلاق ص 237.

4. زن مالك مهر است و هر كارى بخواهد مى‏تواند با آن بكند، ببخشد يا تجارت كند.

5. در روايات، به مردى كه قصد دادن مهريه را نداشته باشد، سارق و زناكار اطلاق شده است.[10] تفسير نور، ج‏6، ص: 181

 

 

17-  أيه مباهله و عظمت حضرت زهرا سلام الله عليها

آل‏عمران‏:۶۱ فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ (۶۱)

گرچه پيامبر مى‏توانست خود شخصاً نفرين كند وكارى به علىّ، فاطمه، حسن و حسين عليهم‏السلام نداشته باشد، ولى خدا و رسول، با اين عمل به ما فهماندند كه اين افراد، ياران و شريكان رسول خدا در دعوت به حقّ و هدف او هستند و همراه او آماده‏ى استقبال از خطر بوده و تداوم‏گر حركت او مى‏باشند. تفسیر نور، ج۱، ص: ۵۲۹

كلمه‏ى "نسائنا"

سؤال: اگر در اين ماجرا تنها فاطمه زهرا عليهاالسلام حضور داشت، پس چرا قرآن كلمه‏ى "نسائنا" را به صورت جمع بكار برده است؟ تفسیر نور، ج۱، ص: ۵۲۹

پاسخ: در قرآن مواردى است كه خداوند به دليل اهميت مورد از يك نفر به صورت «جمع» ياد مى‏كند، مانند آيه 181 سوره آل‏عمران كه يك نفر از روى توهين گفت: خدا فقير است، ولى آيه به صورت جمع مى‏فرمايد: «الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ» چنانكه قرآن درباره حضرت ابراهيم عليه السلام مى‏فرمايد: ابراهيم يك امّت بود، با آنكه يك‏نفر بيشتر نبود.

گرچه پيامبر مى‏توانست خود شخصاً نفرين كند وكارى به علىّ، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام نداشته باشد، ولى خدا و رسول، با اين عمل به ما فهماندند كه اين افراد، ياران و شريكان رسول خدا در دعوت به حقّ و هدف او هستند و همراه او آماده‏ى استقبال از خطر بوده و تداوم‏گر حركت او مى‏باشند.[11]

پيام‏ها:

1- اگر انسان ايمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزديك‏ترين بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. «مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ»

2- آخرين برگ برنده و سلاح برنده مؤمن، دعاست. «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ»

3- فرزند دخترى، همچون فرزند پسرى، فرزند خود انسان است. «أَبْناءَنا» بنابراين امام حسن وامام حسين عليهما السلام فرزندان پيامبرند.

4- زن و مرد در صحنه‏هاى مختلف دينى، در كنار همديگر مطرحند. «نسائنا»

5- در دعا، كيفيت و حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها. گروه مباهله كننده پنج نفر بيشتر نبودند. «ابنائنا، نسائنا، أنفسنا»تفسيرنورالثقلين ج 1، ص 351؛ اصول كافى، ج 2، باب مباهله

6- علىّ‏بن ابى‏طالب عليهما السلام، جان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله است. «أنفسنا»

7- در مجالس دعا، كودكان را نيز با خود ببريم. «أبنائنا»

8- اهل‏بيت پيامبر عليهم السلام مستجاب الدعوة هستند. «أبنائنا، نسائنا، أنفسنا»

9- استمداد از غيب، پس از بكارگيرى توانايى‏هاى عادّى است. «نبتهل»

10- كسى‏كه منطق و استدلال و معجزه، او را به پذيرش حقّ تسليم نمى‏كند، يكى از راه‏ها، مباهله است. «تعالوا ... نبتهل»

11- اگر مؤمنان محكم بايستند، دشمن به دليل باطل بودنش عقب نشينى مى‏كند.«ندع ... نبتهل»

12- استدلال را بايد با استدلال پاسخ داد، ولى مجادله و لجاجت بايد سركوب شود. «لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ»


 

18-فاطمه از بهشت و درخت طوبی

الرعد:۲۹ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ (۲۹)

وقتى كوته‏فكران به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله انتقاد كردند كه چرا اين همه فاطمه زهرا عليهاالسلام را مى‏بوسى؟ حضرت فرمود: زمانى كه در شب معراج مرا به بهشت بردند، من از ميوه درخت طوبى خوردم و وجود فاطمه از آن نشأت گرفت و پديد آمد ومن هرگاه مشتاق بوى بهشت مى‏شوم دخترم فاطمه را بو مى‏كنم. تفسیر نور، ج۴، ص: ۳۶۰

«طُوبى‏» يا مصدر است مثل‏ «بُشْرى‏» و يا مؤنث «اطيب» به معناى بهترين است. در آيه مصداق خاصى براى (بهترين) بيان نشده تا شامل همه بهترين‏ها شود. و شايد رواياتى كه مى‏گويد: طوبى‏ درختى است كه ريشه آن در خانه پيامبر صلى الله عليه و آله وعلى عليه السلام وشاخه‏هاى آن بر سر مؤمنان سايه افكنده،[12] مثال و تجسمى باشد از اينكه همه پاكى‏ها و خيرات در گرو اتصال به رهبران آسمانى است.

غذای بهشتی برای حضرت فاطمه سلام الله علیها

 

19-غذاي بهشتي

آل‏عمران‏:۳۷ فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَهَا نَبَاتاً حَسَناً وَ كَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقاً قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هٰذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ (۳۷)

زمانى قحطى مدينه را فراگرفت، روزى حضرت فاطمه عليهاالسلام مقدارى نان وگوشت خدمت پيامبر آورد. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله پرسيد: در زمان قحطى اين غذا كجا بوده است؟ حضرت فرمود: "هو من عند اللّه" پيامبر فرمود: خدا را شكر كه تورا مانند مريم قرارداد. آنگاه پيامبر، حضرت على وامام‏حسن وامام حسين عليهم‏السلامرا جمع كرد و همگى از آن غذا خوردند وبه همسايگان نيز دادند. تفسیر نور، ج۱، ص: ۵۰۵


 

20-خانه حضرت زهرا سلام الله عليها

النور:۳۶ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ (۳۶)

امام باقر عليه‏السلامفرمود: مراد از "بيوت" در اين آيه، خانه‏هاى انبيا و حكما و امامان معصوم مى‏باشد. و "ثعلبى" در تفسير خود نقل مى‏كند: روزى پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مشغول تلاوت اين آيه بود. ابوبكر برخاست و پرسيد: آيا خانه‏ى فاطمه عليهاالسلام و على عليه‏السلاماز مصاديق اين آيه است؟ فرمود: آرى، از بهترين مصاديق اين آيه است. تفسیر نور، ج۶، ص: ۱۹۰


 

21-   برخورد ملايم با حضرت فاطمه و خواسته أن حضرت

سوره الإسراء، آيه 28

وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُوراً «28»

و اگر به انتظار رحمتى از پروردگارت كه به آن اميدوارى، از آنان اعراض مى‏كنى، پس با آنان سخنى نرم بگو.

نكته‏ها:

اين آيه، درباره‏ى برخورد مناسب با مردم است. لذا پيامبر حتّى آنگاه كه در انتظار گشايش و رحمت الهى بود، اگر كسى از ايشان چيزى درخواست مى‏كرد كه حضرت آن را نداشت، برايش دعا مى‏كرد و مى‏فرمود: خداوند، ما و شما را از فضل خويش روزى دهد.[13]

فاطمه‏ى زهرا عليها السلام هنگامى كه براى كمك در كارهاى خانه‏ى خود، از پيامبر كنيزى درخواست كرد، حضرت فرمود: در مسجد 400 نفرند كه لباس و غذا ندارند، اگر چنين نبود، خدمتكارى برايت تعيين مى‏كردم. آنگاه تسبيحات معروف به «تسبيح حضرت زهرا» را به او آموخت.[14]

قرآن درباره‏ى نحوه‏ى سخن گفتن با مردم، دستورهايى دارد، از جمله اينكه با آنان سخنى نرم، ملايم، آسان، استوار، معروف و رسا گفته شود. «قَوْلًا مَيْسُوراً»، «قَوْلًا لَيِّناً»[15]، «قَوْلًا كَرِيماً»[16]، «قَوْلًا سَدِيداً»[17]، «قَوْلًا مَعْرُوفاً»[18]*، «قَوْلًا بَلِيغاً»[19] تفسير نور، ج‏5، ص: 47

22-نمونه بارز صديقان

النساء:۶۹-۷۰ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولٰئِكَ رَفِيقاً (۶۹) ذٰلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَ كَفَى بِاللَّهِ عَلِيماً (۷۰)

در روايات، بهترين نمونه‏ى صدّيقان، امامان معصوم عليهم‏السلام و صدّيقه، فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلاممعرّفى شده است. مراد از "شهدا"، يا كشتگان ميدان جهادند، يا گواهان اعمال در قيامت. تفسیر نور، ج۲، ص: ۱۰۲

23-الكو و نمونه و كلام حضرت در اخلاص

الممتحنة:۴ قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ مَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنَا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ (۴)

البتّه در روايات افراد ديگرى همچون امام حسين عليه‏السلام "فلكم فىّ اسوة" و حضرت زهرا عليهاالسلام نيز به عنوان الگو معرفى شده‏اند. چنانكه حضرت مهدى عليه‏السلاممى‏فرمايد: "و فى ابنة رسول اللّه لى اسوة حسنة" دختر رسول خدا، الگوى نيكوى من است. تفسیر نور، ج۹، ص: ۵۷۹

الماعون‏:۱-۷ أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ (۱) فَذٰلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ (۲) وَ لاَ يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ (۳) فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ (۴) الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ (۵) الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ (۶) وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ (۷)

اخلاص در برابر ريا و سمعه، اخلاص است كه در حديث مى‏خوانيم: خداوند جز خالصان را نمى‏پذيرد "الا للّه الدّين الخالص" و هر كس چهل روز خود را خالص كند، چشمه‏هاى حكمت از قلب او به زبانش جارى مى‏شود. "من اخلص للّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه الى لسانه" و نشانه ايمان كامل آن است كه حُب و بغض و بخشيدن و نبخشيدن براى خدا باشد و افضل عبادت اخلاص است و از فاطمه زهرا عليهاالسلام نقل شده كه فرمود: " من اَصعد الى اللّه خالص عبادته اهبط اللّه عزّ و جلّ افضل مصلحته" هر كس عبادت خالص به درگاه خداوند فرستاد، خداوند بهترين مصلحت او را برايش نازل مى‏كند. تفسیر نور، ج۱۰، ص: ۶۰۵

 

نگاهى به مسئله ريا

ريا و سُمعه دو خطر و آفت بزرگ هستند كه افراد مؤمن را تهديد مى‏كند. ريا آن است كه انسان كارى را براى ديدن مردم انجام دهد و سُمعه آن است كه كارى را بجا آورد و هدفش آن باشد كه كارش به گوش مردم برسد. اين دو كار از نشانه‏هاى نفاق است. چنانكه قرآن درباره منافقان مى‏فرمايد: «إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‏ يُراؤُنَ النَّاسَ»[20] چون به نماز مى‏ايستند، نمازشان با كسالت و رياكارى است، همان گونه كه به ديگران كمك نمى‏كنند مگر در حال كراهت و نارضايتى. «وَ لا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ»[21]

بر اساس روايات، رياكار ظاهرى زيبا و باطنى مريض دارد؛ در ظاهر اهل خشوع و تواضع است، ولى در باطن دست از گناه بر نمى‏دارد. او در ظاهر گوسفند و در باطن گرگ است. به جاى آنكه از دنيا آخرت را بدست آورد، از آخرت به سراغ دنيا مى‏رود و از پرده‏پوشى خداوند سوء استفاده كرده و گناه مى‏كند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: سخت‏ترين عذاب‏ها براى كسى است كه مردم در او خير ببينند در حالى كه در او خيرى نيست. فرشتگان اعمال برخى انسان‏ها را بالا مى‏برند، ولى خطاب مى‏رسد: هدفش خدا نبوده است، آن را برگردانيد.

در فرهنگ اسلامى، ريا، نوعى شرك است و امام صادق عليه السلام درباره كسى كه عمل نيكى انجام دهد، اما نه براى خدا، بلكه براى اينكه مردم بشنوند و او را ستايش كنند، فرمود: او مشرك است، سپس آيه‏ «لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»[22] را تلاوت فرمود.[23]

علامت رياكار آن است كه اگر ستايش شود كار نيكش را توسعه مى‏دهد و اگر ستايش نشود از كار خود مى‏كاهد. ناگفته نماند كه اين همه توبيخ و انتقاد براى كسانى است كه از ابتدا، كار را براى غير خداوند انجام مى‏دهند، ولى اگر انسان از آغاز هدفى جز خداوند نداشت، و مردم از كار او آگاه شدند، مانعى ندارد. امام باقر عليه السلام فرمود: هيچ كس نيست مگر آنكه دوست دارد خوبى‏هايش در مردم ظاهر شود، به شرط آنكه از ابتدا نيّت او مردم نباشد. «اذا لم يكن صنع ذلك لذلك»[24]



[1] ( 1). صحيح بخارى، ج 5، ص 26 و صحيح مسلم، ج 4، ص 1903.

[2] ( 2). بحار، ج 8، ص 212.

[3] ( 2). طه، 132.

[4] ( 3). بحار، ج 35، ص 207.

[5] ( 1). علل الشرايع، ج 1، ص 259.

[6] ( 2). نهج‏البلاغه، نامه 47.

[7] ( 3). نجم، 9.

[8] محسن قرائتى، تفسير نور، 10جلد، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن - تهران، چاپ: 4، 1389.

[9] ( 2) مكارم الاخلاق ص 237.

[10] ( 1). وسائل، ج 15، ص 21.

[11] محسن قرائتى، تفسير نور، 10جلد، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن - تهران، چاپ: 4، 1389.

[12] ( 1). بحار، ج 8، ص 117 و 120.

[13] ( 1). تفسير لاهيجى.

[14] ( 2). تفسير نورالثقلين.

[15] ( 3). طه، 44.

[16] ( 4). اسراء، 23.

[17] ( 5). نساء، 9.

[18] ( 6). نساء، 8.

[19] ( 7). نساء، 63.

[20] ( 1). نساء، 143.

[21] ( 2). توبه، 54.

[22] ( 3). كهف، 110.

[23] ( 4). مجموعه روآيات، از ميزان الحكمة بحث ريا.

[24] ( 5). كافى، ج 2، ص 297.


ستاره درخشان فاطمه زهرا در أيات نوراني قرأن كريم حضرت زهرا فضايل حضرت زهرا در قرأن كريم مسابقه أيات قرأن كريم در فضايل فاطمي مسابقه هار 93 مرحله اول مرحله دوم مسابقه حضرت فاطمه و فراوانی و برکت و خير كثير ذكر كثير بركزيدكي حضرت زهرا سلام الله عليها دو درياي عميق اذيّت حضرت زهرا سلام الله عليها اهل بيت مطهر سوره انسان‏ فدك كلام فاطمه زهرا سلام الله عليها كلام حضرت زهرا سلام الله عليها نجات از حيرت و سرگردانى تكرار و أثارش وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ
نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    وَ رُوِيَ أَنَّ الرَّجُلَ يَكْذِبُ الْكَذِبَةَ فَيُحْرَمُ بِهَا صَلَاةَ اللَّيْلِ فَإِذَا حُرِمَ صَلَاةَ اللَّيْلِ حُرِمَ بِذَلِكَ الرِّزْق‏ إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1 93 الباب الثاني و العشرون في فضل صلاة الليل

    روايت شده مردى كه دروغ بگويد از نماز شب محروم مى‏شود پس هر گاه از نماز شب محروم شد بدين جهت از روزى فراخ محروم مى‏شود

لينک هاي مفيد