Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 61368
تعداد مشاهدات : 1773

اخلاق اطلاعاتی

اخلاق اطلاعاتی 1- معناى خلق و خلق 2- اهميت وجايگاه اخلاق 3- مفهوم اخلاق اطلاعاتى‏ 4- اخلاق صنفى و عذابهاى آن 5- صلاحيتهاى اخلاقى براى نيروهاى اطلاعاتى‏ 6- برخى از اين صلاحيتهاى اخلاق 1. خدا ترسى و فروتنى‏ 2. راستگويى و وفادارى‏ 3. امانتدارى و حق گويى‏ 4- هوشيارى‏ الف : هوشيارى در حيطه كار 7- نمونه هوشيارى در حيطه كار 8- آفت هوشيارى در حيطه كار ب- هوشيارى اخلاقى‏ 9- آفات هوشيارى اخلاقى‏ 1. شكمبارگى‏ 10- رازدارى 11- نقش رازدارى در زندگى 12- اقسام رازدارى‏ 1. رازدارى شخصى‏ 13- رازدارى اجتماعى‏ 14- موارد مجاز در افشاى راز الف- دادخواهى‏ ب- استعانت بر نهى از منكر ج- پيشگيرى از خطر د- در مقام استشاره‏ ه- اثبات حدّ و تعزير و- در مقام تجاهر به فسق‏ 15- راههاى رازدارى‏ 1- توجه به فوايد رازدارى: 2. توجه به زيان و ضررهاى افشاى رازها 3. خوددارى از بيان تمام دانسته‏ها 4. دخالت ندادن عواطف در مسئله اسرار: 5. سكوت: 16- تجسّس‏ 17- نكوهش تجسّس‏ 18- حسن ظن و سوء ظن‏ 19- نقش ظن در شناخت واقعيتها موارد ظن انسان‏ 1. خدا 2. مؤمنان‏ 3. افراد لا ابالى‏ 4. دشمن‏ 20- رشوه در پوشش هديه‏ 21- فساد مالى‏ 22- ضرورت كسب حلال‏

بسم الله الرحمن الرحیم

اخلاق  اطلاعاتی

1-    معناى خلق و خلق

اخلاق جمع «خُلْق» است و «خُلْق» در لغت به معناى شكل نفسانى، قوا و سجايايى است كه با بصيرت و ديده دل درك مى‏شود. «1»

 

در اصطلاح، اخلاق عبارت است از: ملكه نفسانى كه موجب مى‏شود كارها به آسانى و بدون نياز به فكر و انديشه از انسان صادر شود. «2»

 

2-    اهميت وجايگاه اخلاق

قرآن كريم برخوردارى از اخلاق شايسته و تزكيه نفس را از شرايط رستگارى دانسته و فساد اخلاق را منشأ بدبختى و زيانكارى بشر مى‏شمارد و مى‏فرمايد:

قَدْ افْلَحَ مَنْ زَكَّيها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّيها. «شمس( 91)، آيات 9- 10.»

قرآن مجيد درباره فلسفه بعثت پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد:

هُوَ الَّذى‏ بَعَثَ فِى الْامّيينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ اياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ‏الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَ انْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفى‏ ضَلالٍ مُبينٍ. «جمعه( 62)، آيه 2.»

اوست خدايى كه از ميان مردم بى‏كتاب پيامبرى از خودشان مبعوث كرد تا آياتش را بر آنها بخواند و آنها را پاكيزه سازد و كتاب و حكمتشان بياموزد، اگر چه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند.

 

 

3-    مفهوم اخلاق اطلاعاتى‏

برخى مطالب اخلاقى هست كه همه بايد آن را مراعات كنند، ليكن در مورد بعضى اشخاص تأكيد بيشترى شده است، مثل عدالت كه حاكمان بايد بيشتر مواظب باشند؛ برخى موارد هم صنفى است مثل پرهيز از گرانفروشى يا مراعات انصاف در سود، كه ويژه فروشندگان است.

براى نيروهاى اطلاعاتى نيز مواردى از اخلاق وجود دارد كه تأكيد بيشترى نسبت به آن شده است. مواردى هم يافت مى‏شود كه مختص آنان است.

در روايات اسلامى علاوه بر جنبه عمومى اخلاق به صنفى بودن آن نيز اشاره شده است؛ چنان كه رسول خدا (ص) مى‏فرمايد:

الْعَدْلُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْامَراءِ احْسَنُ، السَّخاءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْاغْنِياءِ احْسَنُ، الْوَرَعُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْعُلَماءِ احْسَنُ، الصَّبْرُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْفُقَراءِ احْسَنُ، التَّوْبَةُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الشَّبابِ احْسَنُ، وَ الْحَياءُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى النِّساءِ احْسَنُ. «نهج الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاينده، ص 424، انتشارات جاويدان.»

 

4-     اخلاق صنفى و عذابهاى آن

امام على (ع) نيز اخلاق صنفى را در بعد منفى براى چند قشر از اقشار جامعه بيان كرده است:

انَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُعَذِّبُ سِتَّةً بِسِتَّةٍ؛ الْعَرَبَ بِالْعَصَبِيَّةِ وَ الدَّهاقِنَةَ بِالْكِبْرِ، وَالْامَراءَ بِالْجَوْرِ، وَ الْفُقَهاءَ بِالْحَسَدِ وَ التُّجَّارَ بِالْخِيانَةِ وَ اهْلَ الرَّساتيقِ بِالْجَهْلِ. «وسائل الشيعه، شيخ محمد بن الحسن الحر العاملى، ج 11، ص 297، بيروت»

همانا خداوند بزرگ شش گروه را به خاطر شش خصلت عذاب مى‏كند: عربها را به خاطر تعصّب، كدخدايان را به دليل تكبر، زمامداران را به سبب ظلم و ستم، فقيهان را به علّت حسد، تجّار و بازرگانان را به جهت خيانت و روستاييان را به خاطر جهل.

 

 

5-    صلاحيتهاى اخلاقى براى نيروهاى اطلاعاتى‏

امير مؤمنان (ع) در عهدنامه خويش به مالك اشتر، به اين امر سفارش كرده، مى‏فرمايد:

فَوَلِّ عَلى امُورِكَ خَيْرَهُمْ، وَ اخْصُصْ رَسائِلَكَ الَّتى‏ تُدْخِلُ فيها مَكائِدَكَ وَ اسْرارَكَ بِاجْمَعِهِمْ لِوُجُودِ صالِحِ الْاخْلاقِ. « نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، نامه 53، ص 1015.»

كارهايت را به بهترين مأموران خويش بسپار و نامه‏هاى محرمانه‏ات را كه حاوى طرحها و اسرارت مى‏باشد، در اختيار كسى بگذار كه داراى جامع‏ترين و اساسى‏ترين اصول اخلاقى باشد.

 

6-    برخى از اين صلاحيتهاى اخلاق

1. خدا ترسى و فروتنى‏

 

2. راستگويى و وفادارى‏

ثُمَّ تَفَقَّدْ اعْمالَهُمْ، وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ اهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفاءِ عَلَيْهِمْ. « نامه 53، ص 1011.»

با فرستادن مأموران مخفى راستگو و با وفا كارهاى آنان را زير نظر بگير.

 

3. امانتدارى و حق گويى‏

ثُمَّ لا تَدَعْ انْ يَكُونَ لَكَ عَلَيْهِمْ عُيُونٌ مِنْ اهْلِ الْامانَةِ وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ عِنْدَ النَّاسِ فَيَثْبُتُونَ بَلاءَ كُلِّ ذى‏ بَلاءٍ مِنْهُمْ لِيَثِقَ اولئِكَ بِعِلْمِكَ بِبَلائِهِمْ. «تحف العقول، تعليق و تصحيح على اكبر غفارى، ص 133، مؤسسه نشر اسلامى( 1404 ه. ق.).»

مأمورانى امين و حقگو ميان مردم بگمار، تا از حسن خدمت مأموران و كارمندانت براى تو خبر بياورند تا مطمئن باشند تو از حسن خدمت آنها خبردارى و قدردان آنها هستى.

 

 

4- هوشيارى‏

الف : هوشيارى در حيطه كار

 «هوشيارى»، داشتن هوش، ذكاوت، قوه انتقال سريع و درست امور و مانند آن است؛ يك نيروى اطلاعاتى در مرحله نخست بايد باهوش و زرنگ باشد و كارهاى اطلاعاتى بدون آن با مشكل همراه خواهد بود.

 


 

7-    نمونه هوشيارى در حيطه كار

پس از آنكه در جنگ احزاب، خداوند مشركين را شكست داد، «حُذَيْفَةِ بْنَ يَمان» از طرف رسول خدا (ص) مأموريت يافت كه اخبار دشمن را براى آن حضرت بياورد. او در شبى تاريك و بسيار سرد وارد سپاه قريش شد و ديد كه باد و طوفان وضعيت آنها را به هم زده است.

ابوسفيان نيز اطرافيان خود را دورآتش اندكى جمع كرده و در انديشه چاره است و خطاب به آنها مى‏گويد: براى اطمينان خاطر از اينكه محمد جاسوسى بين ما نفرستاده باشد، هركس اسم بغل دستى خود را بپرسد تا اگر جاسوسى وجود دارد، پيدا شود. حذيفه مى‏گويد: در اين موقع (زرنگى كردم و) ابتدا رو به سمت راست كردم و پرسيدم، تو كيستى؟ گفت: عمرو بن عاصم، سپس رو به سمت چپ كرده، پرسيدم تو كيستى؟ گفت: معاويه‏ام. «1» بدين صورت، هيچ كس نام او را نپرسيد و به هويّت وى پى نبرد.

 

8-    آفت هوشيارى در حيطه كار

الْمَكُورُ شَيْطانٌ فى‏ صُورَةِ انْسانٍ. « شرح غرر الحكم و درر الكلم، شرح جمال الدين محمد خوانسارى، ج 1، ص 381، انتشارات دانشگاه تهران( 1366 ش)»

حيله‏گر، شيطانى است به شكل انسان.

آفَةُ الذَّكاءِ الْمَكْرُ. «شرح غرر الحكم و درر الكلم، شرح جمال الدين محمد خوانسارى، ج 3، ص 99.»

مكر و حيله، آفت زيركى است.

 

ب- هوشيارى اخلاقى‏

هوشيارى اخلاق مراقبت و محاسبه هميشگى است كه نيروهاى اطلاعاتى بايد در مقابله با دشمنان درونى‏

از خود نشان دهند، تا در دام آنها گرفتار نگردند و به اسم خدمت به اسلام و نظام اسلامى، دست آنها را براى خيانت باز نكند.

 

امام على (ع) مى‏فرمايد:

الْفِطْنَةُ هِدايَةٌ. «شرح غرر الحكم و درر الكلم، ج 1، ص 42.»

زيركى مايه هدايت است.

 

امام على (ع) فرمود:

الْكَيِّسُ مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ وَ اخْلَصَ اعْمالَهُ. «. شرح غرر الحكم، ج 1، ص 297.»

زيرك، كسى است كه [باطن‏] خود را بشناسد و اعمالش را [براى خدا] خالص كند.

 

چنان‏كه امير مؤمنان (ع) مى‏فرمايد:

الْكَيِّسُ مَنْ احْيى فَضائِلَهُ وَ اماتَ رَذائِلَهُ بِقَمْعِهِ شَهْوَتَهُ وَ هَواهُ. «شرح غرر الحكم، ج 2، ص 73.»

زيرك كسى است كه به سبب ريشه كن كردن شهوت و هوا و هوس خود، فضيلتهاى خويش را زنده كند و رذايل خود را بميراند.

برخوردارى از چنين خصلتى در فراز و نشيبهاى زندگى و مسئوليتهاى دشوار ادارى و تشكيلاتى، انسان را يارى خواهد كرد و او را به هدايت رهنمون خواهد شد.

 

هوشيارى اخلاقى، زمانى حاصل مى‏شود كه با آفات آن مبارزه شود تازمينه تقويت آن در وجود انسان ايجاد گردد.

9-    آفات هوشيارى اخلاقى‏

1. شكمبارگى‏

انسانى كه عقلش بر اثر پرخورى و شكمبارگى مغلوب شود و از كار بيفتد نمى‏تواند زيرك باشد. از اين رو، زيركى با پرخورى سازگارى ندارد، چنان كه على (ع) فرمود:

الْبِطْنَةُ تَمْنَعُ الْفِطْنَةَ. « همان، ص 94.»

شكمبارگى مانع زيركى است.

 

همچنين مى‏فرمايد:

لا تَجْتَمِعُ الْفِطْنَةُ وَ الْبِطْنَةُ. « همان، ص 94.»

زيركى و شكمبارگى با هم جمع نمى‏شوند.

 

نِعْمَ عَوْنُ الْمَعاصى‏ الشِّبَعُ. «شرح غرر الحكم و درر الكلم، شرح جمال الدين محمد خوانسارى، ج 6، ص 163.»

سيرى، خوب ياورى براى گناهان است.

 

10-رازدارى

 امير مؤمنان (ع) مى‏فرمايد:

جُمِعَ خَيْرُ الدُّنْيا وَ الْاخِرَةِ فى‏ كِتمانِ السِّرِّ. «سفينة البحار، ج 7، ص 436.»

خير دنيا و آخرت در پنهان داشتن راز نهفته است.

 

كُنْ بِاسْرارِكَ بَخيلًا. « شرح غرر الحكم، ج 4، ص 610.»

نسبت به رازهاى خود بخيل باش.

 

11-نقش رازدارى در زندگى

نقش رازدارى در زندگى چنان حياتى است كه امام صادق (ع) آن را همچون خونى كه در رگهاى انسان جريان دارد دانسته، مى‏فرمايد:

سِرُّكَ مِنْ دَمِكَ فَلا يَجْرِيَنَّ مِنْ غَيْرِ اوْداجِكَ. «بحار الانوار، ج 75، ص 71.»

راز تو، بخشى از خون توست، پس نبايد در غير رگهايت جارى شود.

 

 

اميرمؤمنان على (ع) مى‏فرمود:

وَ لا تُذِعْ سِرّاً اودِعْتَهُ، فَانَّ الْاذاعَةَ خِيانَةٌ. «شرح غرر الحكم، ج 4، ص 215»

رازى را كه به تو سپرده مى‏شود، فاش مساز، كه فاش ساختن رازها خيانت است.

 

12-اقسام رازدارى‏

رازها را مى‏توان به سه قسم شخصى، اجتماعى و تشكيلاتى- حكومتى تقسيم كرد:

 

1. رازدارى شخصى‏

امام على (ع) مى‏فرمايد:

سِرُّكَ اسيرُكَ، فَانْ افْشَيْتَهُ صِرْتَ اسيرَهُ. « شرح غرر الحكم، ج 4، ص 146.»

راز تو، مادامى كه آن را بر ملا نكردى، اسير توست، ولى اگر آن را فاش كردى تو اسيرش مى‏شوى.

 

امير مؤمنان (ع) مى‏فرمايد:

لا تُطْلِعْ زَوْجَكَ وَ عَبْدَكَ عَلى سِرِّكَ فَيَسْتَرِقَّاكَ. «همان، ج 6، ص 271.»

همسر و نوكرت را از راز خود آگاه مگردان كه ترا بنده خود قرار مى‏دهند.

 

امام صادق (ع) مى‏فرمايد:

لا تُطْلِعْ صَديقَكَ مِنْ سِرِّكَ الَّا عَلى مالَوِ اطَّلَعَ عَلَيْهِ عَدُوُّكَ لَمْ يَضُرُّكَ فَانَّ الصَّديقَ قَدْ يَكُونُ عَدُوَّكَ يَوْماًما. «. سفينة البحار، ج 7، ص 436»

دوست خود را از رازهاى شخصى خودآگاه مساز، مگر درباره امورى كه اگر دشمنت از آنها آگاهى يافت، زيانى براى تو نداشته باشد، زيرا چه بسا دوست انسان روزى دشمن گردد [و چون نقاط ضعف را مى‏داند، با آن انسان را بكوبد.]

 

 

اميرمؤمنان على (ع) مى‏فرمود:

سِرُّكَ سُرُورُكَ انْ كَتَمْتَهُ، وَ انْ اذَعْتَهُ كانَ ثَبُورَكَ. « شرح غرر الحكم، ج 4، ص 141.»

راز تو شادى توست، اگر آن را پنهان دارى، و اگر فاش كردى (سبب) ناله و جزع تو خواهد ش

 

 

13-رازدارى اجتماعى‏

منظور از رازدارى اجتماعى، حفظ اسرار مردم در مسائل اجتماعى، سياسى و ... و بيان نكردن ضعفهاى آنها در اين زمينه است.

در مسائل اطلاعاتى، امنيتى نيز افشاى اسرار ديگران در اجتماع و براى مردم جايز نيست، بلكه گاهى زيان آور است‏

 

14-موارد مجاز در افشاى راز

 الف- دادخواهى‏

فردى كه از ناحيه ديگرى مورد ستم قرار گرفته، براى دادخواهى ناگزير است آن ظلم را به مراكز صلاحيتدار و يا مسئول بالاتر گزارش كند تا به موضوع رسيدگى و از تضييع حقش جلوگيرى شود.

 

قرآن مجيد درباره حق دادخواهى مظلوم از ظالم مى‏فرمايد:

لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ الَّا مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَميعاً عَليماً. «نساء( 4)، آيه 148.»

خداوند دوست ندارد كسى با سخنان خود، بديها (ى ديگران) را اظهار كند، مگر آن كسى كه مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست.

 

ب- استعانت بر نهى از منكر

در مواردى كه انسان از منكرى مطلع شود و بداند كه اگر اقدامى نكند، اين گناه شيوع پيدا كرده، زيان ناشى از آن به عموم مردم بر مى‏گردد و خود نيز به تنهايى نتواند جلوى آن را بگيرد و ناگزير باشد از مردم كمك بخواهد، بايد چنين كند و با استمداد از ديگران مجرم را از كردار زشتش بازدارد، گرچه مردم از راز او باخبر شوند.

 

ج- پيشگيرى از خطر

هرچند فاش كردن راز كسى ممكن است باعث ضرر و زيان وى شود، ولى در جايى كه پاى ضرر و خطر بيشترى در ميان باشد، سكوت كردن جايز نيست و براى جلوگيرى ازخطر مى‏توان افشاگرى كرد و پرده از اسرار برخى برداشت، مثل جايى كه ضرر و خطرى متوجه نظام شود

 

د- در مقام استشاره‏

فردى كه براى خدمت در نهاد و يا ارگانى داوطلب شده است و در زمان گزينش وى از ديگرى سؤالاتى نسبت به وى به عمل مى‏آيد و او مى‏داند كه وجود اين شخص در آن نهاد يا ارگان به زيان و ضرر نظام مى‏باشد، مى‏تواند رازهاى وى را- كه مربوط به موضوع است- فاش سازد

 

رسول گرامى اسلام (ص) مى‏فرمايد:

اتَرْغَبُونَ عَنْ ذِكْرِ الْفاجِرِ حَتَّى لا يَعْرِفَهُ النَّاسُ، اذْكُرْهُ بِما فِيهِ يَحْذَرْهُ النَّاسُ. «. محجة البيضا، ج 5، ص 271.»

آيا از گفتن آنچه درباره فاجر مى‏دانيد، خوددارى مى‏كنيد تا مردم او را نشناسند؟ عيوب وى را براى مردم بازگو كنيد تا از او كناره‏گيرى كنند و برحذر باشند.

 

 

ه- اثبات حدّ و تعزير

در مواردى كه فاش كردن راز، حدّ و تعزيرى را ثابت كند، رازدارى لازم نيست. البته تعداد افرادى كه براى اثبات حدّ يا تعزير لازم است بايد تكميل شود مثل شهادت چهار مرد عادل نسبت به زانى كه مى‏توانند عمل او را به قاضى بگويند.

و- در مقام تجاهر به فسق‏

كسى كه بطور علنى گناه مى‏كند، حرمت خود را در بين مردم از بين مى‏برد، و بدگويى از وى غيبت تلقى نمى‏شود و افشاى رازهايش جايز است. رسول خدا (ص) فرمود:

ثَلاثَةٌ لَيْسَ لَهُمْ حُرْمَةٌ: صاحِبُ هَوىً مُبْتَدِعٍ، وَ الْامامُ الْجائِرُ وَ الْفاسِقُ الْمُعْلِنُ بِفِسْقِهِ. « وسائل الشيعه، ج 8، ص 605.»

سه نفرند كه حرمت و احترامى ندارند؛ انسان هوسباز بدعتگذار، زمامدار ستمگر و كسى كه آشكارا معصيت مى‏كند.

 

15- راههاى رازدارى‏

 

1-    توجه به فوايد رازدارى:

 يعنى توجه به اينكه حفظ اسرار مايه شادمانى انسان است، انسان رازدار اختيارش باخودش است و خير دنيا و آخرت در حفظ رازها نهفته است. اين گونه فوايد در رازدارى موجب مى‏شود كه انسان اسرارش را حفظ كند و سفره دلش را جلو هر كسى نگشايد و به فاش ساختن اسرار خود و ديگران نپردازد.

 

2. توجه به زيان و ضررهاى افشاى رازها

 

3. خوددارى از بيان تمام دانسته‏ها

اميرمؤمنان على (ع) مى‏فرمايد:

لا تَتَكَلَّمْ بِكُلِّ ما تَعْلَمُ فَكَفى بِذلِكَ جَهْلًا. « شرح غرر الحكم، ج 6، ص 266.»

هرچه را كه مى‏دانى نگو، كه اين خودعين جهالت است.

 

4. دخالت ندادن عواطف در مسئله اسرار:

نبايد به بهانه اينكه فلان شخص دوست صميمى و يا برادر من است، تمامى اسرار را به او منتقل ساخت، زيرا اين همان پيكان و سرنيزه‏اى است كه در آينده گلوى انسان را خواهد بريد.

 

امام صادق (ع) فرمود:

كُفُّوا عَنِ النَّاسِ وَ لا يَقُلْ احَدُكُمْ اخى‏ وَ عَمّى‏ وَ جارى‏. « مستدرك الوسائل، ج 12، ص 246.»

خود را از مردم بازداريد. نگوييد فلانى برادر من است و آن يكى عموى من يا همسايه من است.

 

5. سكوت:

انسان بايد توجه داشته باشد كه طرف سخن او تنهاكسى نيست كه رازش را به او مى‏گويد، بلكه طولى نمى‏كشد كه ديگران نيز از آن آگاه مى‏شوند. از اين رو، امام صادق (ع) فرمود:

كُلُّ حَديثٍ جاوَزَ اثْنَيْنِ فاشَ. « بحارالانوار، ج 78، ص 251، اسلاميه»

هر رازى كه ديگرى از آن با خبر شود، فاش مى‏گردد.

اخلاق اطلاعاتى         51    درس پنجم: تجسس‏

16-تجسّس‏

جستجو در امور پنهانى مردم را تجسس مى‏گويند و بيشتر در مورد جستجو در بديها و نقاط ضعف به كار مى‏رود و كسى كه چنين كارى را انجام مى‏دهد «جاسوس» ناميده مى‏شود. «. لسان العرب، ابن منظور، ج 6، ص 38، بيروت.»

 

بعضى از اهل لغت تجسّس را مرادف تحسّس (با حاء) دانسته‏اند، با اين تفاوت كه اولى در مواردى استعمال مى‏شود كه نيت شر در كار باشد و دومى در جايى كه نيت خير باشد. «اقرب الموارد، سعيد الخورى اللبنانى، ج 1، ص 191، بيروت.»

 

در فرهنگ قرآن، تجسّس عبارت است از: دنبال عيبهاى پنهانى مردم رفتن و از رازهاى آنها جهت آگاهى از امور ناپسند و پنهانى، تفتيش نمودن. «الميزان، ج 18، ص 323.»

 

 

17-نكوهش تجسّس‏

لا تَجَسَّسُوا «حجرات( 49)، آيه 12.»

 اهل ايمان را از آن نهى مى‏كند، زيرا اين خصلت باعث بر ملا شدن نقاط ضعف ديگران و آشكار گشتن زشتيهاى مردم مى‏شود و كسى كه با تجسس كردن، زشتيها را بر ملا سازد، سزاوار عذاب دردناك الهى خواهد بود.

قرآن مجيد مى‏فرمايد:

انَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ انْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِى الَّذينَ امَنُوا لَهُمْ عَذابٌ اليمٌ. « نور( 24)، آيه 19.»

كسانى كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان (مقدّر) است.

 

 

رسول خدا (ص) به چنين افرادى مى‏فرمايد:

يا مَعْشَرَ مَنْ اسْلَمَ بِلِسانِهِ وَ لَمْ يُسْلِمْ بِقَلْبِهِ لا تَتَبَّعُوا عَثَراتِ الْمُسْلِمينَ فَانَّهُ مَنْ تَتَّبَعَ عَثَراتِ الْمُسْلِمينَ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ يَفْضَحُهُ. « بحارالانوار، ج 75، ص 214.»

اى كسانى كه با زبان اسلام آورده، ولى در قلب مسلمان نيستيد، لغزشهاى مسلمانان را پيگيرى نكنيد، زيرا كسى كه لغزشهاى مسلمانان را دنبال كند، خداوند لغزش او را دنبال مى‏كند و خدا لغزش هركس را كه پيگيرى كند، رسوايش مى‏سازد.

 

از امام صادق (ع) كه در آن، تجسس از لغزشهاى مؤمن به غرض فاسد رسوا كردن او مقيد شده است:

مَنْ يَتَّبِعَ عَثَراتِ أحَدٍ مِنَ الْمُؤْمِنينَ لِيَفْضَحَهُ بِذلكَ فَضَحَهُ اللَّهُ وَلَوْ فى‏ بَيْتِه‏. «. مستدرك الوسائل، ج 9، ص 109- 110.»

هر كس لغزشهاى مؤمنى را تجسس كند تا از اين راه او را رسوا سازد، خداى متعال او را رسوا مى‏كند، هرچند در خانه‏اش باشد.

 

 

18-حسن ظن و سوء ظن‏

 «ظن» اسم حالتى است كه از اماره و نشانه‏اى براى انسان پديد مى‏آيد كه اگر تقويت گردد، به «علم و يقين» منتهى مى‏شود و اگر خيلى ضعيف گردد، به حدّ «وهم» مى‏رسد. «1» حال اگر انسان با ديدن آن نشانه، خوبى و كمالى را براى «مظنون» تصور كند، نسبت به او «حسن ظن» پيدا كرده است، مثل اينكه ببيند ميهمان يا هم اتاقى او، نيمه شب، از بستر برخاسته، خيلى آهسته از اتاق بيرون رفت، پيش خود بگويد: حتماً براى تهيه وضو و نماز شب اقدام كرده است، ولى اگر آن نشانه و اماره را منفى ارزيابى كند، نسبت به فرد مظنون، «سوء ظن» پيدا كرده است، مثل آنكه در مثال بالا، بيرون رفتن فرد را بر دزدى يا كار زشت ديگرى حمل كند.

 

19-نقش ظن در شناخت واقعيتها

موارد ظن انسان‏

فرد يا گروهى كه مورد ظن انسان واقع مى‏شوند، به چهار دسته تقسيم مى‏گردند: خدا، خوبان، بدان و دشمنان كه چگونگى گمان به آنها را تشريح مى‏كنيم.

 

1. خدا

ما اصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما اصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ .... «نساء( 4)، آيه 79.»

آنچه نيكى به تو مى‏رسد، از جانب خداست و هرچه بدى مى‏بينى، از جانب خودت است.

 

2. مؤمنان‏

يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ انَّ بَعْضَ الظَّنِّ اثْمٌ .... «حجرات( 49)، آيه 12.»

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از ظن، زياد بپرهيزيد كه برخى از گمانها گناه است.

 

، امير مؤمنان (ع) در اين زمينه مى‏فرمايد:

ضَعْ امْرَ اخيكَ عَلى احْسَنِهِ حَتَّى يَأْتِيَكَ مِنْهُ مايَغْلِبُكَ وَ لا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ‏مِنْ اخيكَ سُوءاً وَ انْتَ تَجِدُلَها فِى الْخَيْرِ مَحْمِلًا. « بحار الانوار، ج 75، ص 196.»

كار برادرت را بر بهترين نوعش حمل كن، تا اينكه كارى خلاف اين انديشه از او ظاهر شود و هيچ گاه به سخنى كه از دهان برادرت خارج مى‏شود، گمان بد مبر، در حالى كه مى‏توانى برايش محمل خوبى بيابى.

 

سُوءُ الظَّنِّ بِمَنْ لا يَخُونُ مِنَ اللُّؤْمِ. «شرح غرر الحكم، ج 4، ص 132.»

بد گمانى به كسى كه خيانت نمى‏ورزد، نوعى پستى است.

 

3. افراد لا ابالى‏

. امام كاظم (ع) مى‏فرمايد:

اذا كانَ الْجَوْرُ اغْلَبَ مِنَ الْحَقِّ لَمْ يَحِلَّ لِاحَدٍ انْ يَظُنَّ بِاحَدٍ خَيْراً حَتَّى يَعْرِفَ ذلِكَ مِنْه. «. بحار الانوار، ج 78، ص 321.»

وقتى ستم بر حق غلبه داشته باشد، روا نيست كسى به كسى گمان نيك ببرد، مگر اينكه به خوبى او يقين كند.

 

4. دشمن‏

 امام على (ع) در اين باره نيز چنين هشدار مى‏دهد:

وَ لكِنَّ الْحَذَرَ كُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَانَّ الْعَدُوَّ رُبَّما قارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْبِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فى‏ ذلِكَ حُسْنَ الظَّنِّ. « نهج البلاغه، نامه 53، ص 1027.»

از دشمنى كه با تو صلح كرده، به تمام معنا بر حذر باش، زيرا دشمن چه‏بسا (به وسيله‏اى) خود را نزديك مى‏كند تا غافلگيرت كند، پس در اين باره، حسن ظن را مردود شمار.

 

20-رشوه در پوشش هديه‏

اكثر كارگزاران نظامهاى حكومتى بويژه عناصر اطّلاعاتى همواره در معرض خطر لغزشهاى مالى قرار دارند. غريزه حبّ مال از درون و جاذبه نيرومند ثروت از بيرون، مدام آنان را وسوسه مى‏كند كه از هر فرصتى براى افزودن اندوخته‏هاى مالى خويش بهره گيرند.

 

امام على (ع) در تفسير سخن خداى تعالى‏:

 «اكَّالُونَ لِلسُّحْتِ»- حرامخواران- مى‏فرمايد:

هُوَ الرَّجُلُ يَقْضى‏ لِاخيهِ الْحاجَةَ ثُمَّ يَقْبَلُ هَدِيَّتَهُ. «بحارالانوار، ج 104، ص 273.»

 (خورنده سحت) همان كسى است كه حاجت برادر [دينى‏] خود را برآورده مى‏سازد و سپس هديه او را مى‏پذيرد.

 

رسول خدا (ص) در مورد اين اشخاص مى‏فرمايد:

الرَّاشى‏ وَ الْمُرْتَشى‏ وَالْماشى‏ بَيْنَهُما مَلْعُونُونَ. « بحارالانوار، ج 104، ص 274.»

رشوه دهنده، رشوه گيرنده و كسى كه بين آنها رابطه برقرار مى‏كند [همگى‏] مورد لعنت [خداوند] هستند.

 

 


 

21-فساد مالى‏

علاقه به مال اگر از حد اعتدال تجاوز نكند و آدمى را از عبادت خدا و پيمودن مسير كمال باز ندارد، ناپسند نيست.

يكى از ياران امام صادق (ع) از اينكه در دل خود نسبت به دنيا احساس علاقه مى‏كرد، به حضرتش شكايت برد. حضرت از او پرسيد:

ثروت دنيا را براى چه مقصود مى‏خواهى؟ عرض كرد: مى‏خواهم هزينه زندگى خود و خانواده‏ام را با آن تأمين كنم، به خويشاوندانم يارى رسانم، در راه خدا انفاق كنم و با آن حجّ و عمره به جا آورم.

حضرت فرمود:

لَيْسَ هذا طَلَبَ الدُّنْيا، هذا طَلَبُ الْاخِرَةِ. «وسائل الشيعه، ج 12، ص 19، اسلاميّه.»

اين دنياطلبى نيست، بلكه آخرت‏طلبى است.

 

رسول خدا (ص) درباره چنين فقرى فرمود:

الْفَقْرُ سَوادُ الْوَجْهِ فِى الدَّارَيْنِ. «سفينةالبحار، شيخ عباس قمى، ج 2، ص 378.»

ندارى موجب روسياهى در دو دنياست.

و نيز فرمود:

كادَ الْفَقْرُ انْ يَكُونَ كُفْراً. « اصول كافى، ج 2، ص 307.»

تهيدستى به كفر بسيار نزديك است.

 

زيرا چنين فقرى ممكن است انسان را به گناه، خيانت، جنايت و سوء ظن به ذات اقدس الهى وادار سازد. روزى رسول خدا (ص) در دعاى خود چنين گفت:

اللَّهُمَّ انّى‏ اعُوذُبِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الْفَقْرِ.

طُوبى‏ لِمَنْ اسْلَمَ وَ كانَ عَيْشُهُ كَفافاً. «بحارالانوار، ج 72، ص 67.»

خوشا به حال كسى كه اسلام آورد و معاش و درآمد او به قدر كفاف باشد.

 

22-ضرورت كسب حلال‏

اعْمَلْ وَاحْمِلْ عَلى‏ رَأْسِكَ وَاسْتَغْنِ عَنِ النَّاسِ. « محجّة البيضا، ج 3، ص 143.»

كار كن و با سرت بار ببر و خويشتن را از مردم بى‏نياز كن.

هرگاه رسول خدا (ص) مردى را مى‏ديد كه قيافه خوشى داشت، مى‏پرسيد آيا شغلى دارد؟ اگر مى‏گفتند: نه، مى‏فرمود: از چشمم افتاد. «. بحارالانوار، ج 103، ص 9.»

اخلاق اطلاعاتى         13  تا ص 111   

 


اخلاقو اطلاعاتی معناى خلق و خلق 2- اهميت وجايگاه اخلاق 3- مفهوم اخلاق اطلاعاتى‏ 4- اخلاق صنفى و عذابهاى آن 5- صلاحيتهاى اخلاقى براى نيروهاى اطلاعاتى‏ 6- برخى از اين صلاحيتهاى اخلاق 1. خدا ترسى و فروتنى‏ 2. راستگويى و وفادارى‏ 3. امانتدارى و حق گويى‏ 4- هوشيارى‏ الف : هوشيارى در حيطه كار 7- نمونه هوشيارى در حيطه كار 8- آفت هوشيارى در حيطه كار ب- هوشيارى اخلاقى‏ 9- آفات هوشيارى اخلاقى‏ 1. شكمبارگى‏ 10- رازدارى 11- نقش رازدارى در زندگى 12- اقسام رازدارى‏ 1. رازدارى شخصى‏ 13- رازدارى اج
نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    وَ رُوِيَ أَنَّ الرَّجُلَ يَكْذِبُ الْكَذِبَةَ فَيُحْرَمُ بِهَا صَلَاةَ اللَّيْلِ فَإِذَا حُرِمَ صَلَاةَ اللَّيْلِ حُرِمَ بِذَلِكَ الرِّزْق‏ إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1 93 الباب الثاني و العشرون في فضل صلاة الليل

    روايت شده مردى كه دروغ بگويد از نماز شب محروم مى‏شود پس هر گاه از نماز شب محروم شد بدين جهت از روزى فراخ محروم مى‏شود

لينک هاي مفيد