Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 75676
تعداد مشاهدات : 25182

تهلیلات قرآنی

23 اثر مهم از 37 تهلیل قرآنی ( تهلیل یعنی لا اله الا الله گفتن )

23 اثر مهم از 37 تهلیل قرآنی ( تهلیل یعنی لا اله الا الله گفتن ) تهلیلات قرآن کریم 1) رفع غم و اندوه 2) ادای دین و قرض 3) نجات غریب 4) برآورده شدن حاجت 5) رفع ترس و نگرانی و اضطراب 6) ایمنی از دشمنی و جدایی ( اگر هر روز صبح خوانده شود ) 7) ایمنی از نفاق 8) دفع بلاها 9) زنده و محشور شدن در حالت شادی و نشاط و درخشندگی 10) مردن نیک و عاقبت بخیری 11) داخل شدن به بهشت 12) سفر خوش برای مسافری که بخواند 13) محفوظ ماندن در پناه هفتاد ملک از ابلیس در شب کسی که بخواند و بخوابد 14) محفوظ ماندن در روز 15) زیاد شدن رزق و روزی 16) نوشتن و خوردن آب این تهلیلات برای حفظ از بدی در بدن 17) ضرری از جن به او نرسیدن 18) مبتلا به سحر نشدن 19) محفوظ ماندن دائمی از هر آفتی 20) محفوظ ماندن از بلاهای دنیا 21) ایمنی از هر شیطانی 22) ایمنی از هر جبار و ستمگری 23) دیدن محل خود در بهشت قبل از مردن


گفتن 40 تهلیل (لا اله الا الله) قرآنی و حل مشکلات و سختی های زندگی و برآورده شدن 23 حاجت:

البته همان طور که در توضیح بالا گفته شد این تهلیلات قرآنی را باید با اخلاص بگوید تا ان شاءالله حاجات بیست و سه گانه برآورده شود.

كتاب العتيق الغروي رُوِيَ عَنِ الْعَالِمِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ7 قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ7‏ عَلَّمَنِي حَبِيبِي رَسُولُ اللَّهِ9 دُعَاءًوَ لَا أَحْتَاجُ مَعَهُ إِلَى دَوَاءِ الْأَطِبَّاءِ قِيلَ وَ مَا هُوَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ سَبْعٌ وَ ثَلَاثُونَ تَهْلِيلَةً مِنَ الْقُرْآنِ مِنْ أَرْبَعٍ وَ عِشْرِينَ سُورَةً مِنَ الْبَقَرَةِ إِلَى الْمُزَّمِّلِ

  1)     مَا قَالَهَا مَكْرُوبٌ إِلَّا فَرَّجَ اللَّهُ كَرْبَهُ

  2)     وَ لَا مَدْيُونٌ إِلَّا قَضَى اللَّهُ دَيْنَهُ

  3)     وَ لَا غَائِبٌ إِلَّا رَدَّ اللَّهُ غُرْبَتَهُ

  4)     وَ لَا ذُو حَاجَةٍ إِلَّا قَضَى اللَّهُ حَاجَتَهُ

  5)     وَ لَا خَائِفٌ إِلَّا آمَنَ اللَّهُ خَوْفَهُ

  6)     وَ مَنْ قَرَأَهَا فِي كُلِّ يَوْمٍ حِينَ يُصْبِحُ آمَنَ قَلْبَهُ مِنَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ دَفَعَ عَنْهُ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ أَهْوَنُهَا الْجُذَامُ وَالْجُنُونُ وَالْبَرَصُ وَأَحْيَاهُ اللَّهُ رَيَّاناً وَ أَمَاتَهُ رَيَّاناً وَ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ رَيَّاناً

  7)     وَ مَنْ قَالَهَا وَ هُوَ عَلَى سَفَرٍ لَمْ يَرَ فِي سَفَرِهِ إِلَّا خَيْراً

  8)     وَ مَنْ قَرَأَهَا كُلَّ لَيْلَةٍ حِينَ يَأْوِي إِلَى فِرَاشِهِ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ سَبْعِينَ مَلَكاً يَحْفَظُونَهُ مِنْ إِبْلِيسَ وَ جُنُودِهِ حَتَّى يُصْبِحَ وَ كَانَ فِي نَهَارِهِ مِنَ الْمَحْفُوظِينَ وَ الْمَرْزُوقِينَ حَتَّى يُمْسِيَ

  9)     وَ مَنْ كَتَبَهَا وَ شَرِبَهَا بِمَاءِ الْمَطَرِ لَمْ يُصِبْهُ فِي بَدَنِهِ سُوءٌ وَ لَا خَصَاصَةٌ وَ لَا شَيْ‏ءٌ مِنْ أَعْيُنِ الْجِنِّ وَ لَا نَفْثِهِمْ وَ لَا سِحْرِهِمْ وَ لَا كَيْدِهِمْ وَ لَمْ يَزَلْ مَحْفُوظاً مِنْ كُلِّ آفَةٍ

10)     مَدْفُوعاً عَنْهُ كُلُّ بَلِيَّةٍ فِي الدُّنْيَا

11)     مَرْزُوقاً بِأَوْسَعِ مَا يَكُونُ

12)     آمِناً مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ

13)     وَ جَبَّارٍ عَنِيدٍ

14)     وَ لَمْ يَخْرُجْ عَنْ دَارِ الدُّنْيَا حَتَّى يُرِيَهُ اللَّهُ X فِي مَنَامِهِ مَقْعَدَهُ مِنَ الْجَنَّةِ

حضرت علی7 فرمودند که پیامبر اکرم9 یک دعا و دستورالعمل قرآنی تعلیم دادند که با آن نیازی به داروی اطباء نیست.

پرسیدند: ای امیر مؤمنان! آن دارو چیست؟

فرمودند: 37 تهلیل قرآنی از 24 سوره است از سوره بقره تا سوره مزمل که آثار مهمی دارد:

1)      رفع غم و اندوه

2)      ادای دین و قرض

3)      نجات غریب

4)      برآورده شدن حاجت

5)      رفع ترس و نگرانی و اضطراب

6)      ایمنی از دشمنی و جدایی (اگر هر بامداد خوانده شود)

7)      ایمنی از نفاق

8)      دفع بلاها

9)      زنده و محشور شدن در حالت شادی و نشاط و درخشندگی

10)   مردن نیک و عاقبت به خیری

11)    داخل شدن به بهشت

12)    سفر خوش برای مسافری که بخواند

13)    محفوظ ماندن از ابلیس در شب در پناه هفتاد ملک برای کسی که بخواند و بخوابد

14)    محفوظ ماندن در روز

15)    افزایش رزق و روزی

16)    نوشتن و خوردن آب این تهلیلات برای حفظ از بدی در بدن

17)    ضرری از جن به او نرسیدن

18)    مبتلا به سحر نشدن

19)    محفوظ ماندن دائمی از هر آفت 

20)    محفوظ ماندن از بلاهای دنیا

21)    ایمنی از هر شیطان

22)    ایمنی از هر جبار و ستمگر

23)    دیدن محل خود در بهشت قبل از مردن [1]

 


 

تهلیلات قرآن کریم

1)      بقره - 163: وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ

و خداى شما خدايى يگانه است، جز او خدايى (شایسته پرستش) نيست كه بخشنده و مهربان است.

 

2)      بقره 255: اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحيطُونَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ

خداى يكتاست كه جز او معبودى نيست، زنده قائم به ذات و برپا دارنده توانا و دائم (جهان هستى) است، هيچ گاه او را خواب سبك و سنگين فرا نمى‏گيرد، آنچه در آسمان‏ها و آنچه در اين زمين است (علاوه بر خود آنها) از آن اوست (به ملاك آنكه آفرينش و حفظ و تدبير و فانى كردن همه در تحت اراده اوست). كيست آنكه جز به اذن او در محضرش وساطت كند (وساطت تكوينى در ميان اسباب و مسببات در اين جهان، و شفاعت ارادى در سقوط كيفر اعمال و فزونى پاداش در جهان ديگر)؟! آنچه را در جلو روى مردم و آنچه را در پشت سر آنهاست (حوادث آينده و گذشته جهان را) مى‏داند و آنها به چيزى از علم او احاطه ندارند، جز به آنچه او بخواهد. كرسى (سلطه و ربوبيت) او آسمان‏ها و زمين را فرا گرفته و نگهدارى آنها بر او سنگينى و خستگى ندارد، و او والا و بزرگ است.

 

3)      آل‏عمران- 1-2: الم - اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ

خداى يكتا، كه جز او معبودى نيست، زنده و قائم به ذات و برپا دارنده توانا و دائم (جهان هستى) است.

 

4)      آل‏عمران - 6: هُوَ الَّذي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ

او كسى است كه شما را در رحمِ (مادران)، آن چنان كه مى‏خواهد تصوير مى‏كند. معبودى جز خداوندِ توانا و حكيم، نيست.

 

5)      آل‏عمران - 18: شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ ...

خداوند، (با ايجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستى،) گواهى مى‏دهد كه معبودى جز او نيست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر كدام به گونه‏اى بر اين مطلب،) گواهى مى‏دهند؛ در حالى كه (خداوند در تمام عالم) قيام به عدالت دارد؛

 

6)      آل‏عمران - 18: ... لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ

معبودى جز او نيست، كه هم توانا و هم حكيم است.

 

7)      نساء - 87: اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فيهِ وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَديثاً

خداى يكتاست كه جز او خدايى نيست، به يقين شما را (از قبورتان) به سوى (حساب) روز قيامت كه شكى در آن نيست، گرد خواهد آورد، و چه كسى در سخن از خدا راستگوتر است؟

 

8)      مائده - 73:  لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَليمٌ

بى‏ترديد كافر شدند كسانى كه گفتند: خداوند يكى از سه عنصر خدايى است (پدر، پسر و روح القدس)، حال آنكه هيچ خدايى جز خداى يگانه نيست. و اگر از آنچه مى‏گويند باز نايستند، مسلّماً به كسانى از آنها كه (با اين اعتقاد) كافر شده‏اند، عذابى دردناك خواهد رسيد.

 

9)      انعام - 102: ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَكيلٌ

اين است خدايى كه پروردگار شماست، جز او معبودى نيست، آفريننده همه چيز است، پس تنها او را بپرستيد، و او نگهبان و مدبّر و متولّى نظام هر چيز است.

 

10)  انعام - 106: اتَّبِعْ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكينَ

از آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو وحى شده پيروى كن؛ جز او هيچ معبودى نيست، و از مشركان روى برتاب.‏

 

11)  اعراف - 158: قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَميعاً الَّذي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيي‏ وَ يُميتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ

بگو: اى مردم! به يقين من فرستاده خدا به سوى همه شمايم (از موجودين زمان خطاب تا انقراض نسل بشر)، خدايى كه ملكيّت حقيقى و حكومت آسمان‏ها و زمين از آن اوست، (زيرا خلق و حفظ و تدبير و فانى كردن آنها در تحت اراده اوست)، جز او معبودى نيست، زنده مى‏كند و مى‏ميراند (آنچه را كه قابل زندگى و مرگ است، او زنده مى‏كند و مى‏ميراند) پس به خداوند و فرستاده‏اش اين پيامبر امّى كه به خدا و كلمات او (در قرآن و كتاب‏هاى آسمانى پيشين) ايمان دارد، بگرويد و از او پيروى كنيد، باشد كه هدايت يابيد.

12)  توبه - 31: اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ

آنها دانشمندان و راهبان خود و مسيح پسر مريم را خدايانى به جاى خداوند (در اطاعت بى‏قيد و شرط دستوراتشان) اتخاذ كردند، در حالى كه مأمور شدند که تنها خداى يگانه‏اى را بپرستند كه معبودى جز او نيست، منزه است از آنچه شريك او مى‏سازند.

 

13)  توبه - 129: فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ

پس اگر (از پذيرش حق) روى برتافتند، بگو: خدا مرا كافى است، خدايى كه جز او معبودى نيست، بر او توكل كردم و او پروردگار عرش بزرگ است.

 

14)  يونس - 90: ... حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمينَ

و بنى اسرائيل را از دريا گذرانديم، پس فرعون و لشكريانش آنها را از سر ظلم و دشمنی دنبال کردند، تا آن گاه كه او را حالت غرق شدن در رسيد، گفت: ايمان آوردم كه خدايى جز همان كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده‏اند نيست و من از تسليم‏شدگانم.

 

15)  هود - 14: فَإِلَّمْ يَسْتَجيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ

پس (اى مسلمانان) اگر منكران اين دعوت شما را اجابت نكردند (و اى مشركان، اگر عالمانتان از معارضه طفره رفتند)، پس بدانيد كه بى‏شك اين (كتاب) به علم خدا فرو فرستاده شده و اينكه جز او معبودى نيست، پس آيا تسليم (حق) خواهيد شد؟

 

16)  رعد - 30: .... وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ مَتابِ

همان‏گونه (كه به سوى پيشينيان طبق سنّت جاري خود پيامبرانى فرستاديم) تو را در ميان امتى كه پيش از آنها امت‏هايى گذشته‏اند، فرستاديم تا آنچه را كه به تو وحى كرده‏ايم بر آنان بخوانى، در حالى كه آنها به خداى رحمان كفر مى‏ورزند (وحدتش را و شمول رحمتش را نمى‏پذيرند). بگو: او پروردگار من است، جز او معبودى نيست، بر او توكل كردم و بازگشتم به سوى اوست.

 

17)  نحل - 2: يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‏ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاتَّقُونِ

فرشتگان را به فرمان خود با روح (با وحى و قرآن) بر هر كس از بندگانش كه بخواهد فرو مى‏فرستد كه هشدار دهيد كه معبودى جز من نيست، پس از من پروا كنيد.

 

18)  طه - 7-8: ... يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى * اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏

او پنهان و پنهان‏تر را مى‏داند (پنهان گفتگوى نهانى است، و پنهان‏تر تصور قلبى يا آنچه به قلب هم نيايد). خداى يكتا، معبودى جز او نيست، نيكوترين نام‏ها از آن اوست (نام‏هايى كه به غير او اطلاق نمى‏شود مانند واجب الوجود، قديم و ازلى، يا با قيود اطلاق مى‏شود مانند حى، عالم و قادر).

 

19)  طه - 13-14:  وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى * إِنَّني‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري

و من تو را (به رسالت و امامت) برگزيدم، پس به آنچه وحى مى‏شود گوش فرا دار. به يقين اين منم خداى يكتا كه جز من معبودى نيست، پس مرا پرستش كن و نماز را به ياد من برپا دار.

 

20)  طه - 98: إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً

جز اين نيست كه معبود شما اللَّه است (ذات واجبى كه واجد همه كمالات است) كه جز او معبودى نيست، علم و دانش او (همانند وجود و قدرت و رحمتش) همه چيز را فرا گرفته است.

 

21)  انبياء - 25:وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحي‏ إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ

و پيش از تو هيچ رسولى را نفرستاديم مگر آنكه به او وحى مى‏كرديم كه معبودى جز من نيست؛ پس (تنها) مرا پرستش كنيد.

 

22)  انبياء - 87: وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ

و (به ياد آر) ذوالنون (صاحب نهنگ، يونس بن متّى) را هنگامى كه خشمناك (از ميان قوم خود بيرون) رفت، پس گمان كرد كه ما هرگز بر او تنگ نخواهيم گرفت، پس (كارش به جايى رسيد كه) در ميان تاريكى‏ها (ى سه‏گانه شب و قعر دريا و شكم نهنگ) ندا داد كه (اى خدا) جز تو معبودى نيست، تو (از هر عيب و نقصى) منزه و پاكى، حقّا كه من از ستمكاران بودم (زيرا عملى كه نتيجه‏اش نقص بهره من بود بدون توجه به جا آوردم).

 

23)  مؤمنون - 116: فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَريمِ

پس برترى دارد خداوند، آن سلطان حقّى كه بر عالم هستى تسلط تكوينى دارد، جز او معبودى نيست كه پروردگار عرش گرامى است (عرشى كه از آنجا نظام عالم وجود تقدير، و به وسيله فرشتگان پياده مى‏شود).

 

24)  نمل - 25- 26: ... وَ يَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ‏ * اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ

و آنچه را (از خطورات دل) پنهان مى‏داريد و آنچه را اظهار مى‏كنيد (و آن عملى كه در خلوت مى‏كنيد و آنچه آشكارا انجام مى‏دهيد) مى‏داند. خداوندى كه معبودى جز او نيست و صاحب عرش بزرگ است (تسلّط حقيقى گسترده بر اجزاء عالم وجود دارد).

 

25)  قصص- 70: وَ هُوَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولى‏ وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

و اوست خداوندى كه جز او معبودى نيست، ستايش در دنيا و آخرت از آن اوست (زيرا همه زيبايى‏ها در هر دو جهان از اوست) و حاكميت و داورى (نيز در هر دو جهان) از آن اوست؛ و به سوى او بازگردانده مى‏شويد.

 

26)  قصص- 88: وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

و با خداى يكتا خداى ديگرى مخوان، خدايى جز او نيست، همه چيزها (ى ممكن الوجود) قابل هلاكت و فناست جز ذات او (كه واجب الوجود است)، حاكميت (بر عالم وجود، و فرمان نافذ در جهان هستى و داورى به حق در همه اختلافات) از آن اوست، و به سوى او بازگردانده مى‏شويد.

 

27)  فاطر - 3: يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ

اى مردم! نعمت‏هاى خدا را بر خودتان ياد آوريد، آيا غير از خداى يكتا آفريننده‏اى هست كه شما را از آسمان و زمين روزى دهد؟ معبودى جز او نيست، پس چگونه و به كجا (از حقّ) برگردانده مى‏شويد؟

 

28)  صافات - 35: إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قيلَ لَهُمْ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ

(زيرا) آنها چنين بودند كه چون به آنان گفته مى‏شد: جز خداى يكتا معبودى نيست، تكبر مى‏ورزيدند.

 

29)  ص - 65: قُلْ إِنَّما أَنَا مُنْذِرٌ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ

بگو: جز اين نيست كه من بيم‏دهنده هستم و بس (نه مأمور به جنگ و نه فعلاً موظف به اجراى احكام و نه پاداش و كيفردهنده) و هيچ معبودى جز خداوند يكتا (در الوهيت و ربوبيت و عبادت و طاعت) و قهّار (و غالب بر همه هستى) نيست.

 

30)  غافر - 62: ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ

اين خداوند، پروردگار شماست كه آفريننده همه چيز است. جز او معبودى نيست، پس به كجا و چگونه (از او) بازگردانده مى‏شويد؟

31)  غافر- 64 -65:  ... ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ * هُوَ الْحَيُّ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

اين است خدا پروردگار شما، پربركت است خدا پروردگار جهانيان. * اوست زنده [بى‏زوال‏]، هيچ معبودى جز او نيست، پس او را در حالى كه ايمان و عبادت را براى او [از هر گونه شركى‏] خالص مى‏كنيد، بپرستيد. همه ستايش‏ها ويژه خدا پروردگار جهانيان است.

 

32)  الدخان - 8: لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيي‏ وَ يُميتُ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلينَ

هيچ معبودى جز او نيست، (اوست كه) زنده مى‏كند و مى‏ميراند، پروردگار شما و پروردگار نياكان شماست.

 

33)  حشر - 22: هُوَ اللَّهُ الَّذي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ

اوست خدايى كه جز او معبودى نيست، داناى غيب و آشكار است (آنچه از حواس ظاهرى و باطنى هر ذى شعورى نهان و آنچه در مقابل آنها آشكار است، يا آنچه هنوز موجود نشده و آنچه موجود شده است)، اوست بخشنده و مهربان.

 

34)  حشر - 23: هُوَ اللَّهُ الَّذي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ

اوست خدايى كه جز او معبودى نيست، ملك است (سلطان فرمانرواى جهان هستى است)، قدوس است (منزه و پاك از هر عيب و نقص و شريك و فرزند است)، سلام است (ذاتش سالم از عيب، صفاتش سالم از نقص و افعالش سالم از شر است)، مؤمن است (توحيدگوى خود، مؤمن به حقيقت ذات و صفات خويش و ايمنى‏بخش از هر ظلم و بدى است)، مهيمن است (امين، مسلط و فائق بر همه چيز، حافظ همه هستى و مراقب همه اشياء است)، عزيز است (بى‏مثل و نظير، غالب شكست‏ناپذير، و بخشنده عزت است)، جبّار است (داراى شأنى عظيم، جبران‏كننده هر شكست و ضرر، اصلاح گر حال موجودات و صاحب اراده قاهره بر اشياء است)، متكبّر است (شایسنه تعظيم و صاحب كبريا و بزرگى باطنى و آشكار است)، منزه است خداوند از اينكه براى او شريك قرار مى‏دهند.

 

35)  تغابن - 13: اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

خداى يكتا، جز او معبودى نيست، و مؤمنان بايد بر خداوند توكل نمايند (جريان تمام امور تكوينى متعلق به خود را غير از اراده، از او بدانند و بر عهده او گذارند).

 

36)  مزمل - 9: رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكيلاً

همان خدايى كه پروردگار مشرق و مغرب است، جز او معبودى نيست، پس او را وكيل خود ساز (و بر او توكل نما).

 

توضیح:

حضرت در ابتدای روایت فرمودند 37 آیه تهلیل از 24 سوره؛ ولی در شمارش، آیات تهلیل به 36 مورد ختم شد. بنا بر این یکی از تهلیلات از روایت ساقط شده است که ممکن است اشتباه از طرف راوی یا کاتب بوده باشد.

با بررسی تهلیلات قرآنی مشخص شده که تعداد آن 40 مورد است: 37 مورد با «لا إِلهَ إِلاَّ» آمده و 3 مورد با «ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ» آمده که در روایت از 37 مورد «لا إِلهَ إِلاَّ» 34 موردش آمده و از 3 مورد «ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ» دو موردش آمده است. سه مورد تعبیر «ما من اله الا» عبارتند از: آل‏عمران آیه 62 ، مائده آیه 73 و ص آیه 65. پس آن موردی که ساقط شده است باید یکی از آیات چهارگانه­­ی زیر باشد:

 

1)      زمر - 6: خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ يَخْلُقُكُمْ في‏ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ في‏ ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ

همه شما را از يك فرد انسانى (جدّ اعلايتان آدم) بيافريد، سپس (در كيفيت آفرينشتان) همسر او (حوّا) را از نوع او خلق نمود (و با ازدواج آنها نوع بشر وجود يافت و يا آنكه شما جانداران را از يك جاندار تك سلولى آفريد، سپس با تكثير آن برايش جفت قرار داد و از اين راه همه جانداران روى زمين پديد آمد)، و براى شما از چهارپايان هشت قسم (شتر، گاو، گوسفند، بز، از هر يك نر و ماده از خزاين غيب به جهان شهود) فرود آورد، شما (و چهارپايانتان) را در شكم‏هاى مادرانتان با آفرينشى پس از آفرينشى در ميان تاريكى‏هاى سه‏گانه (مشيمه، رحم و شكم) مى‏آفريند؛ اين است خداوند، پروردگار شما، مالكيت و حاكميت جهان هستى از آن اوست، جز او معبودى نيست، پس چگونه و به كجا (از او) برگردانده مى‏شويد؟

 

2)      غافر- 3: غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَديدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ إِلَيْهِ الْمَصيرُ

آمرزنده گناه و پذيرنده توبه، سخت كيفر، صاحب نعمت فراوان و پيوسته، معبودى جز او نيست بازگشت (همه كس و همه چيز) به سوى اوست.

 

3)      محمد9 - 19: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْواكُمْ

پس بدان كه هيچ معبودى جز اللّه نيست. و براى گناه [امّتت و گناهان مردم نسبت به] خود، و براى مردان و زنان باايمان آمرزش بخواه. و خداوند، رفت و آمد، و آرميدن شما را مى‏داند. [و به تمام حالات شما آگاه است.]

 

4)      آل‏عمران - 62: إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ

بى‏ترديد همين است داستان حق (حضرت مسيح)، و جز خداوند معبودى نيست، و البته خداست كه مقتدر و حكيم است.‏

جالب اینکه در کل قرآن کریم سه مرتبه «لقد کفر» آمده است و هر سه در سوره مائده و در مورد تثلیث نصارا است و مورد سومش جمله «وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ إِلهٌ واحِدٌ» آمده، شاید حضرت خواسته اند از این آیه پاسخ قطعی خداوند به نصارا را در کنار تهلیل های قرآنی قرار دهند.

 

 

حدیثی  از حضرت رضا علیه السلام  

 

گفتن «لا اله الا اللَّه» + (اخلاص در گفتن آن = بازداشتن این کلمه از گناه) (محفوظ بودن جان و مال انسان از تعرض در دنيا + وجوب بهشت برای او در آخرت)

                                                            

گفتن «لا اله الا اللَّه» + (دروغ و ریا در گفتن آن = بازنداشتن از گناه ظلم و ستم)   (محفوظ بودن جان و مال انسان از تعرض در دنيا + ورود به دوزخ در آخرت)

حضرت رضا7 از رسول خدا9 روايت مي كنند: كلمه «لا اله الا اللَّه» در نزد خداوند مقام بزرگ و ارجمندى دارد، هر كس از روى عقيده و اخلاص اين كلمه را بر زبان جارى سازد، بهشت براى او واجب مي گردد و هر كس به دروغ و ريا این كلمه را بر زبان خود جارى كند، جان و مالش در دنيا مصون از تعرض است و در آن جهان جايگاه او در دوزخ خواهد بود.

قال رسول اللّه9: إنّ لا إله إلّا اللّه كلمة عظيمة كريمة على اللّه X، من قالها مخلصا استوجب الجنة، و من قالها كاذبا عصمت ماله و دمه، و كان مصيره الى النار[2]

 

توضیح:

معنای اخلاص در گفتن لا اله الا الله در روایت زیر گفته شده است: عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ7 قَالَ‏ مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُخْلِصاً دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ إِخْلَاصُهُ أَنْ يَحْجُزَهُ‏ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ X

امام صادق7 فرمودند: هر كس كلمه‏ لا إله إلّا اللَّه‏ را با اخلاص بگويد، داخل بهشت مى‏گردد، و اخلاص آن اين است كه اين كلمه او را از آنچه خداوند X حرام نموده، بازدارد. [3]

لا اله الا الله از سه حرف «الف» و «لام» و «هاء» ترکیب شده که با تکرار حروفش خداوند بهترین و کامل ترین شعار نفی و اثبات را بیان کرده است. جالب اینکه برای گفتن این شعار لب به کار گرفته نمی شود. لذا اگر انسان آهسته بگوید، کسی متوجه نمی­شود که ذکر می­گوید. چون کلمه اخلاص است، ریا در آن راه ندارد. این ذکر اولش کفر است (لا اله) و آخرش ایمان (الا الله). محل صدور این کلمه اخلاص و دژ محکم انسان از دو جاست: یکی از زبان باید صادر شود و یکی هم از جای جای زندگی انسان. یعنی هر چه رذائل است، لا اله می گوید و نباید آن را انجام داد و هر چه فضائل است، الا الله می گوید و باید آن را انجام داد. پس این ذکر شریف باید در اعمال و رفتار و گفتار ما جریان داشته باشد. تا با گفتن آن ان شاءالله اهل بهشت باشیم.

 

چند نکته مهم:

اول: یازده بار خواندن پنج تهلیل خاص و آسان شدن کارها:

سيد علي خان شيرازى1 در كتاب كلم طيب نقل فرموده كه اسم اعظم خداى تعالى آن است كه افتتاح او الله و اختتام او هو است و حروفش نقطه ندارد و اين در قرآن مجيد در پنج آيه‏ مباركه از پنج سوره است: بقره و آل عمران و نساء و طه و تغابن.

شيخ مغربى گفته هر كه اين پنج آيه مباركه را ورد خود قرار دهد و هر روز يازده مرتبه بخواند، هر آينه آسان شود براى او هر مهمى از كلى و جزیى به زودى ان شاءالله تعالى. و آن پنج آيه اين است:

1)      اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ تا آخر آيت الكرسى[4]

2)      اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ [5]

3)      اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً [6]

4)      اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ [7]

5)      اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون‏[8]

 



[1]- بحار الأنوار، ج: ‏92 ، ص: 287

کتاب عتیق غروی

[2]- مسند الإمام الرضا7، ج: ‏1 ، ص: 44 - 12 باب جوامع التوحيد 

[3]- مكارم الأخلاق، ص: 310 - في التهليل                        مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج: ‏12 ، ص:210 - الحديث 1 

فلاح السائل و نجاح المسائل، ص: 118 - ذكر الشهادة لله جل جلاله بالوحدانية في الصلاة 

وسائل الشيعة، ج: ‏15 ، ص: 256 - 23 باب وجوب اجتناب المحارم 

تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج: ‏12 ، ص: 237 - [سورة محمد9: الآيات 19 الى 26] 

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج: ‏2 ، ص: 287 - المعنى 

[4]- سوره بقره: آیات 255 تا 257

[5]- آل عمران: 2 - 3

[6]- نساء: 87

[7] - طه: 8

[8] - تغابن: 13 - كليات مفاتيح الجنان، ص: 108    اول دعاء اسم اعظم  


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    قال علی علیه السلام : وَ الشُّبْهَةُ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: إِعْجَابٍ بِالزِّينَةِ وَ تَسْوِيلِ النَّفْسِ وَ تَأْوِيلِ الْعِوَج‏ وَ لَبْسِ الْحَقِّ بِالْبَاطِلِ.

    شبهه(که از ارکان کفر است ) بر چهار شعبه است: اعجاب و خوش آمدن از زينت، و فريب دادن نفس، و توجيه كجروى‏ها، و پوشاندن حق به باطل

    كتاب سليم بن قيس الهلالي ؛ ج‏2 ؛ ص951

لينک هاي مفيد