Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 84257
تعداد بازدید : 2502

تفسير يك سوره كامل در غدير 1. تفسير سوره حمد 2. تفسير سوره «عصر» 3. تفسير سوره «هل أتى»

تفسير يك سوره كامل در غدير 1. تفسير سوره حمد موقعيت تاريخى‏ تحليل اعتقادى‏ 2. تفسير سوره «عصر» موقعيت تاريخى‏ تحليل اعتقادى‏ 3. تفسير سوره «هل أتى» موقعيت تاريخى‏ موقعيت قرآنى‏ تحليل اعتقادى‏

تفسير يك سوره كامل در غدير

1. تفسير سوره حمد

2. تفسير سوره «عصر»

3. تفسير سوره «هل أتى»

تفسير يك سوره كامل در غدير

در آن زمانِ محدود در خطبه بلندِ غدير، سه سوره قرآن به‏طور كامل مورد تفسير قرار گرفته است. اين نشانه اهميت سوره‏هاى مزبور در ارتباط با ولايت است، و از سوى ديگر گوياى حضور گسترده قرآن در غدير است.

1. تفسير سوره حمد

مَعاشِرَ النّاسِ، انَا صِراطُ اللَّهِ الْمُسْتَقيمُ الَّذى امَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِىٌّ مِنْ بَعْدى ثُمَّ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ ائِمَّةُ الْهُدى‏ ...- ثُمَّ قَرَأَ:- «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ، إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ، اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ، صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ»، وَ قالَ: فِىَّ نَزَلَتْ وَ فيهِمْ وَ اللَّهِ نَزَلَتْ وَ لَهُمْ عَمَّتْ وَ ايّاهُمْ خَصَّتْ.

اى مردم، من صراط مستقيم خدايم كه شما را به پيروىِ آن دستور داده، و بعد از من على و سپس فرزندانم از نسل او كه امامان هدايتند ... سپس سوره حمد را تا آخر خواندند و فرمودند: اين سوره درباره من نازل شده و به خدا قسم درباره ايشان نازل شده و به‏طور عموم شامل آنان است و به‏طور خاص درباره آنان است.

... فيهِمْ نَزَلَتْ وَ فيهِمْ ذُكِرَتْ، لَهُمْ شَمَلَتْ، ايّاهُمْ خَصَّتْ وَ عَمَّتْ.

سوره حمد درباره امامان نازل شده و درباره آنان در قرآن آمده است. هم شامل آنان است و هم به‏طور عموم آنان را در بر مى‏گيرد و هم به خصوص درباره ايشان است.  [1]

فيمَنْ ذُكِرَتْ؟ ذُكِرَتْ فيهِمْ. وَ اللَّهِ فيهِمْ نَزَلَتْ وَ لَهُمْ وَ اللَّهِ شَمِلَتْ وَ ايّاهُمْ خَصَّتْ وَ عَمَّتْ.

سوره حمد درباره چه كسى در قرآن آمده است؟ درباره امامان است. به خدا قسم درباره آنان نازل شده است. به خدا قسم شامل آنان است، و به‏طور خاص و عام مربوط به ايشان است. [2]

موقعيت تاريخى‏

تفسير سوره حمد در غدير حامل سنگين‏ترين پيام آن است و موقعيت آن در خطبه هنگامى است كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله پس از معرفى على بن ابى طالب عليه السلام، به مسئله حضور جدى دشمنان آن حضرت در جامعه مسلمانان پرداخته؛ و اكنون مى‏خواهد شاخص‏ها و مميّزهاى قرآنى دوستان و دشمنان اهل بيت عليهم السلام را به مردم معرفى كند. آغاز سخن از تفسير سوره حمد است كه ضابطه اصلى را به دست مى‏دهد، و بعد از آن به شناساندن اولياء و اعداء مى‏پردازد.

تحليل اعتقادى‏

با توجه به اينكه سوره حمد به عنوان مهمترين درخواست‏هاى بشر از خداوند، روزانه حداقل ده بار در نمازهاى واجب تكرار مى‏شود، و اگر نمازهاى مستحبى و موارد غير نماز را هم به آن بيفزاييم مى‏توان آن را خلاصه خواسته‏هاى بشر از خداوند تلقى كرد كه ذات الهى به بشر آموخته است. در غدير كه سخن از «ولايت» است نام سوره حمد به ميان مى‏آيد و ارتباطى عميق و ناگسستنى بين فاتحة الكتاب و خاتمة الغدير تثبيت مى‏شود.

نماز را كه با اين سوره آغاز مى‏كنيم از خدا يك خواسته بزرگ داريم كه همه امور دنيا و آخرتمان بدان بستگى دارد، و آن دست يافتن به راه راست و صراط مستقيم است. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ» يعنى خدايا، يافتن راه راست كار آسانى نيست. ظلمات فتنه و حيله‏هاى دشمنانت چه بسيار كه ما را به اشتباه مى‏اندازد و راه راست را بر ما مخفى مى‏نمايد. در اين ظلماتِ مكر و آشوب از تو مى‏خواهيم كه فكر و عمل ما را به راه راست هدايت كنى. يعنى نه فقط آن را به ما نشان دهى بلكه ما را در مسير هدايت بيندازى.

«صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ»، خداوند به بشر خاطر نشان مى‏كند كه راهِ پيش روى بشر از سه راه بيرون نيست: يا راه كسانى است كه خداوند آنان را مورد لطف انعام خويش قرار داده و هدايت نموده، و يا راه كسانى است كه بر آنان غضب فرموده و به راه باطل رفته‏اند، و يا كسانى‏اند كه حيران و گمراهند و با آنكه باطل را انتخاب نكرده‏اند ولى راه حق را هم نيافته‏اند.

در غدير پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله انگشت اشارت را دقيقاً بر تنها راه راست و صراط مستقيم الهى مى‏گذارد، كه نه راه ديگرى جز آن وجود دارد و نه مشابه و نمونه‏اى مى‏تواند جايگزينش شود. براى شيوايى و صراحت اين بيان ابتدا خود و على بن ابى طالب عليه السلام و امامان بعد از او را صراط مستقيم مى‏خواند و سپس بى‏درنگ سوره حمد را مى‏خواند كه قُطب پَرگارش صراط مستقيم است. آنگاه تفسيرى به ظرافت الماس بر آن مى‏فرمايد و آن را با قَسَم به ذات الهى مؤكد مى‏كند و گويا مى‏فرمايد: «اين سوره درباره من و آنان است. صراط مستقيم را به‏طور عام هم در نظر بگيريم در تحقق خارجى بر ايشان منطبق است، و اگر منظور خاص خدا را هم بخواهيد مقصود فقط آنانند».

بنابر اين ميلياردها مسلمان كه هر روز در نمازهاى خود از خدا راه راست را درخواست مى‏كنند، در حقيقت از او مى‏خواهند كه آنان را به راه «ولايت اهل بيت عليهم السلام» هدايت كند كه با اعتقاد و عمل بر طبق آن هم از راه باطل و هم از گمراهى نجات يافته‏اند، و در كنار آن از غضب الهى به لطف و انعام پروردگار قدم نهاده‏اند.

خدايا تو را شكر كه ما را از كسانى قرار دادى كه اين دعاى هر روزه را به استجابت رساندى. اينك از تو مى‏خواهيم ما را بر آن ثابت قدم فرمايى، و براى عمل در راه آن كوشاتر نمايى و بينش و بصيرت ما را در اعماق اين هدايت بيشتر فرمايى.

 

2. تفسير سوره «عصر»

وَ فى عَلِىٍّ- وَ اللَّهِ- نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْرِ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، وَ الْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ» الّا عَلِىٌّ الَّذى آمَنَ وَ رَضِىَ بِالْحَقِّ وَ الصَّبْرِ.

به خدا قسم سوره عصر درباره على نازل شده است: بسم اللَّه الرحمن الرحيم، قسم به عصر، انسان در زيان است، مگر على كه ايمان آورد و به حق و صبر راضى شد.  [3]

«وَ فى عَلِىٍّ نَزَلَتْ‏ وَ الْعَصْرِ، وَ تَفْسيرُها: وَ رَبِّ عَصْرِ الْقِيامَةِ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ: اعْداءُ آلِ مُحَمَّدٍ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا: بِوِلايَتِهِمْ، وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‏: بِمُواساةِ اخْوانِهِمْ، وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ: فى غَيْبَةِ قائِمِهِمْ».

سوره والعصر درباره على نازل شده است و تفسير آن چنين است: قسم به پروردگارِ روز قيامت، انسان در زيان است: يعنى دشمنان آل محمد، مگر آنان كه ايمان آوردند: يعنى با پذيرفتن ولايت، و عمل صالح انجام دادند: يعنى با هميارى و مواسات با برادران دينى‏شان و به صبر سفارش نمودند در غيبت غائبشان. [4]

موقعيت تاريخى‏

اندكى پس از آنكه اميرالمؤمنين عليه السلام بر سر دست پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله قرار گرفت و حضرت نزول آيه اكمال دين را با ولايت على عليه السلام اعلام فرمود، عنان سخن را به سمت مدح على عليه السلام كشانيد و نزول آيات و سور قرآنى در شأن او را به ميان آورد، و در حالى كه مى‏فرمود: «جز مؤمن مخلص به على ايمان نمى‏آورد» بلافاصله فرمود: سوره عصر در شأن او نازل شده است»، و سپس به تفسير آن پرداخت.

تحليل اعتقادى‏

تكيه گاه سوره عصر بر زيان انسان است. هر انسانى از جهت يا جهاتى يا از همه جهات در زيان است. در يك عبارت آن كسى كه هيچگونه زيانى در حياتش راه ندارد على بن ابى طالب عليه السلام معرفى شده كه طبعاً امامان بعداز او هم اين گونه‏اند.

در تعبير دوم انسان‏ها به دو گروه زيانكار در زندگى و سود برنده در آن تقسيم شده‏اند. دشمنان آل محمد عليهم السلام همانا زيانكارانند، و دوستان آل محمد عليهم السلام و پذيرندگان ولايتشان كسانى‏اند كه از حيات خود سود برده‏اند. دو علامت مذكور در آيه- كه يكى عمل صالح است- به يارى برادران دينى تفسير شده كه نشان ارزش اعتقادى آن عمل است، و ديگرى تحمل و صبر در غيبت امام غائبشان كه مدار اعتقاد آنان است، و با نديدن او از عقيده‏شان دست بر نمى‏دارند، بلكه يكديگر را دلدارى مى‏دهند و سفارش به صبر مى‏نمايند.

3. تفسير سوره «هل أتى»

وَ لا شَهِدَ اللَّهُ بِالْجَنَّةِ فى‏ «هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ» الّا لَهُ، وَ لا انْزَلَها فى سِواهُ وَ لا مَدَحَ بِها غَيْرَهُ.

خداوند در سوره‏ «هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ» شهادت به بهشت نداده مگر براى على، و اين سوره را درباره غير او نازل نكرده و با اين سوره غير او را مدح ننموده است. [5]

موقعيت تاريخى‏

در اواسط خطبه كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله فضايل عظيم على عليه السلام را بر مى‏شمرد بر نقطه‏اى بلند از آن توقف كرد تا به شرح بيشتر آن بپردازد. آن قُله فضيلت رضاى خدا و رسول از على عليه السلام بود، كه يكى از شواهد آن را سوره هل اتى مطرح نمود و در جملاتى كوتاه سوره‏اى با 31 آيه را در دو جهت تفسير فرمود: اول شأن نزول آن است، و دوم شهادت پروردگار به بهشت.

موقعيت قرآنى‏

از آيه 5 تا 22 سوره دهر مربوط به اصل داستان است كه على بن ابى طالب عليه السلام و خانواده‏اش براى شفاى دو فرزند خود امام حسن و امام حسين عليهما السلام، سه روز روزه نذر كردند. پس از شفاى فرزندان همه اهل خانه سه روز روزه گرفتند، و هر روز هنگام افطار مستمندى بر در خانه از آنان كمكى خواست. روز اول مسكين و روز دوم يتيم و روز سوم اسيرى بود. همه اهل خانه تنها افطارشان را كه قرص‏هاى نان بود به فقير دادند و با آب افطار كردند. روز سوم كه ايثار اهل اين خانه به اوج خود رسيد و جز آب خوراك ديگرى نداشتند، ذات الهى سوره‏اى را با ثنايى بلند براى آنان نازل كرد:

«... إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً، عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً، يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً، إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً، إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً، فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً، وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً، مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً، وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا، وَ يُطافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَكْوابٍ كانَتْ قَوارِيرَا، قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوها تَقْدِيراً، وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا، عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا، وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ، إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً، وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً، عالِيَهُمْ ثِيابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ، وَ حُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً، إِنَّ هذا كانَ لَكُمْ جَزاءً وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً ...».

نيكان از كاسه‏اى خواهند نوشيد كه با عطر كافور ممزوج است. چشمه‏اى كه بندگان خدا از آن مى‏آشامند و آن را به اختيار خود باز مى‏كنند. آنان به نذر خويش وفا مى‏نمايند و از روزى كه سختيش همه را فرا مى‏گيرد مى‏ترسند. آنان به خاطر حب الهى به فقير و اسير و يتيم غذا مى‏دهند، و مى‏گويند: ما به خاطر خدا به شما طعام مى‏دهيم و از شما انتظار پاداش و سپاسى نداريم. ما از قهر پروردگار در روزى كه از رنج و سختى آن رخسار خلق درهم و غمگين است مى‏ترسيم.

خدا هم آنان را از شر و فتنه آن روز محفوظ داشته و به آنان روى خندان و دل شادان عطا نمود. جزاى آنان در برابر آنچه صبر كردند باغ بهشت و حرير بهشتى است، كه در آن بهشت بر تخت‏ها تكيه زنند، و در آنجا نه آفتاب سوزان و نه سرماى سخت بينند، بلكه در هوايى خوش و باغى دلكش تفريح كنند.

سايه درختان بهشتى بر سر آنان و ميوه هايش در دسترس و اختيار آنان است. با جام‏هاى سيمين و كوزه‏هاى بلورين بر آنان دور زنند؛ بلورهايى كه‏ به رنگ نقره و به اندازه اهلش مقدر كرده‏اند. در آنجا از كاسه‏هايى به آنان مى‏نوشانند كه طبعش از زنجبيل است. در آنجا چشمه‏اى است كه نامش «سلسبيل» است.

اطراف آن بهشتيان پسرانى كه هميشه نوجوانند در طوافند، كه هر گاه آنان را بنگرى گمان مى‏كنى مرواريدهاى منتشر شده‏اند. و چون آن جايگاه نيكو را تماشا كنى عالمى پر نعمت و كشورى بى‏نهايت بزرگ خواهى يافت. بر قامت بهشتيان لباسى از سندس سبز و استبرق و بر دست هايشان دستبندى از نقره است، و پروردگارشان شرابى پاكيزه به آنان مى‏نوشاند. اين بهشت پاداش شماست، و سعيتان مشكور و مقبول است.

تحليل اعتقادى‏

يك گروه نيكوكار در اول اين سوره با عنوان «ابرار» مطرح شده كه خداوند داستان اخلاص در عمل و ايثار كامل عيار آنان را با عظمت تمام بيان فرموده و بهشت و نعمت‏هاى آن را به عنوان سپاس به آنان ارزانى داشته است. از سوى ديگر در ضمن اين داستان به دو جهت مهم اشاره فرموده است: يكى قبولى اين ايثار و اخلاص به درگاه خداوند، و ديگرى شهادت به بهشت براى اهل اين آيه.

پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله در غدير هر سه نكته را زير ذره بين اعتقاد مردم مى‏برد. از يك سو مى‏فرمايد: خداوند در اين سوره بهشت را براى على بن ابى طالب ضمانت كرده و فرموده است: «وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً». يعنى‏اى مردمى كه با گروه ضد على عليه السلام روبرو خواهيد شد و اهل سقيفه او را به طناب خواهند كشيد، بدانيد كه حق با اهل بهشت است كه بهشت به بركت آنان خلق شده است. اگر دشمنانش گفتند:

«خلافت و نبوت در يك خانواده جمع نمى‏شود»، بدانيد كه آنان دروغ مى‏گويند، چرا كه على اهل بهشت است و جز راست نمى‏گويد. اگر كسى با على مخالفت كرد بدانيد راه على راه بهشت است، و اگر با على بوديد شما را به بهشت رهنمون مى‏گردد.

از جهت ديگرى تصريح مى‏كند كه شأن نزول اين سوره على و خاندان اوست، و اين همه فضيلت و اين همه مديحه الهى در شأن او نازل شده است. مبادا به صاحبان چنين فضيلتى بى‏حرمتى شود و آتش بر در خانه آنان به پا شود، و نعره‏هاى مهاجمين بانوى‏ «هَلْ أَتى‏» را دچار سقط جنين نمايد و با ضرباتى مهلك مجروح شود و كار به شهادتش بيانجامد!

دريغا كه چه زود مردم حرمت خاندانِ‏ «لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً» را شكستند، و از اين فراز غدير هشتاد روز نگذشته بر خانه‏ «جَنَّةً وَ حَرِيراً» حمله آوردند و بسته‏هاى هيزم را اطراف ديوار آن چيدند و آتشگيره آوردند و آن را آتش زدند و درِ خانه را شكستند و سينه و پهلوى بانوى خانه را بين در و ديوار خُرد كردند. سپس طناب بر گردن بزرگِ خانه انداختند و او را براى بيعت با سركرده سقيفه با شمشيرهاى آخته بردند، و تا مرز قتل او پيش رفتند، و تا او را خانه نشين نكردند دست بر نداشتند. گويا اين پاسخى به مدح خداوند و شهادت او به بهشت براى اين خاندان بود![6]

 

 



[1] - اسرار غدير: ص 151 بخش 7 پاورقى 7 از نسخه «ب».

[2] - اسرار غدير: ص 151 بخش 7 پاورقى 7 از نسخه «ج» و «و».

[3] - اسرار غدير: ص 147 بخش 5.

[4] - اسرار غدير: ص 147 بخش 5 پاورقى 9 از كتاب اقبال.

[5] - اسرار غدير: ص 147 بخش 5.

[6] -  همه مطالب از کتاب غدير در قرآن ، انصارى، محمد باقر ج‏2، ص: 17


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    وَ قَالَ الصَّادِقُ ع ثَلَاثَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهُمْ شَيْ‏ءٌ الدُّعَاءُ عِنْدَ الْكُرُبَاتِ وَ الِاسْتِغْفَارُ عِنْدَ الذَّنْبِ وَ الشُّكْرُ عِنْدَ النِّعْمَة إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1 84 الباب الحادي و العشرون في الذكر و المحافظة عليه

    حضرت صادق عليه السّلام فرمود: سه چيز است كه با آنها چيزى زيان نميرساند دعا در گرفتاريها و غمها استغفار هنگام گناه كردن و شكر هنگام نعمت‏

لينک هاي مفيد