RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 85280
تعداد بازدید : 1271

آخرين نماز سالار شهیدان و یارانشان

آخرين نماز سالار شهیدان و یارانشان

آخرين نماز سالار شهیدان و یارانشان ظهر جنگ دشمن نماز خوف علىّ‏اكبر ابوالفضل عباس مشك شهادت

آخرين نماز سالار شهیدان و یارانشان

هنگام ظهر فرا رسيد. امام (ع) به يارانش فرمود: «از اينان بخواهيد كه اندكى دست از جنگ بردارند تامانماز بخوانيم.» امّا دشمن نپذيرفت.[1]  ».«   امام ناچار نماز خوف [2]خواندند

پس از آن، باقيمانده ياران امام (ع) به صورت تكى و تيمهاى دو، سه و چهار نفره به ميدان شتافته و پس از نبردى شجاعانه به خيل شهيدان پيوستند، تا آنجاكه به جز «بَنى‏هاشم» كسى باقى نماند. [3]                         

پس از ياران، اهل بيت امام (ع)- كه تعدادشان هفده نفر مى‏شد [4]

و همه جوان بودند- وارد پيكار شدند. نخست فرزند امام (ع) «علىّ‏اكبر» به ميدان رفت و پس از نبردى دلاورانه و به هلاكت رساندن دويست تن از نيروهاى دشمن، به شهادت رسيد.[5]

جوانان «بنى‏هاشم» يكى پس از ديگرى به ميدان رفته و شهيدشدند. آخرين آنان، «ابوالفضل (ع)» برادر امام (ع) بود. وى- كه بر اثر لياقت و نبوغ نظامى خويش، عهده دار فرماندهى سپاه وپرچمدارى آن گرديده بود- از آغاز جنگ تا هنگام شهادت يك لحظه آرام نگرفت. علاوه بر فرماندهى و به اهتزاز در آوردن پرچم، گاه در ميدان جنگ شركت مى‏كرد و بر دشمن مى‏تاخت.

تنى چند از نيروهايش در حلقه محاصره دشمن قرار گرفتند. «عباس (ع)» از سوى برادر مأمور شد كه آنان را نجات دهد. وى، بى‏درنگ به سوى ميدان شتافت و پس از شكستن حلقه محاصره، آنان را- كه همگى مجروح شده بودند- نجات داد. [6]

 «اباالفضل» پس از مشاهده تنهايى امام (ع) از آن بزرگوار اجازه ميدان خواست.

امام (ع) از او خواست براى تشنه كامان حرم آبى بياورد. «عباس» مشك را برداشت و به سوى «فرات» روان گرديد. چهارهزار نيروى دشمن او را احاطه كردند؛ ولى وى، چون شير غرّان صفهاى آنان را شكافت و وارد «شَطّ» شد. مشكش را پر كرد و بازگشت.

يزيديان راه را بر او بستند. «عباس» به نبرد پرداخت. عدّه زيادى را كشت و راه را باز كرد.

دشمن كه از نبرد رو در رو با فرزند على (ع) احساس عجز مى‏كرد، ناچار به فكر كمين افتاد. درنخستين كمين دست راست و در كمين ديگر دست چپش را قطع كردند.

كمانداران نيز از هرسو او را هدف تيرهاى خود قرار دادند وباضربه‏اى كه بر تارك مقدّسش اصابت كرد از اسب بر زمين افتاد و به شهادت رسيد. [7]

        تاريخ زندگانى امام حسين(ع)،  على رفيعى ص: 85

 



[1] - «. تاريخ الطبرى، ج 5، ص 439.» امام (ع) ناچار «نمازخوف»

[2] - در نماز خوف نمازهاى چهار ركعتى تبديل به دوركعت مى‏شود. نظرمشهور در كيفيّت آن به جماعت چنين است كه نيروها به دوبخش تقسيم مى‏شوند. گروه اوّل يك ركعت را با امام مى‏خوانند. امام در ركعت دوم درحال قيام توقّف مى‏كند. آن گروه ركعت دوّم را فرادى مى‏خوانند و به محل مأموريت خود باز مى‏گردند. گروه دوم جاى آنان را مى‏گيرند وركعت اول نمازخود را با ركعت باقيمانده امام به جماعت و ركعت دوّم را فرادى‏ مى‏خوانند.« ر. ك. وسائل الشيعه، ج 5، ص 479 باب 2 از ابواب صلوة خوف و مجمع البيان، ج 3- 4، ص 102 ذيل آيه 103 از سوره نساء»

[3] - « الارشاد، ص 238 و اعلام الورى، ص 241- 242.»

[4] - «الارشاد، ص 248- 249.»

[5] - « مقتل الحسين، خوارزمى، ج 2، ص 31.»

[6] - «الكامل فى التاريخ، ج 2، ص 74 و مقتل الحسين، مقرّم، ص 295.»

[7] - «مقتل الحسين، مقرّم، ص 334- 338.»


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    قَالَ الصادق علیه السلام : مَسْحُ الْوَجْهِ بَعْدَ الْوُضُوءِ يَذْهَبُ بِالْكَلَفِ وَ يَزِيدُ فِي الرِّزْق‏ وَ أُمِرَ بِمَسْحِ الْحَاجِبِ وَ أَنْ يَقُولَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُنْعِمِ الْمُفَضِّلِ فَلَا تَرْمَدُ عَيْنَا

    و فرمود: دست كشيدن بچهره پس از وضوء ككمك چهره را بزدايد، و روزى را فراوان كند، تذکر: قبل از وضو پاهای خود را خوب بشویید تا تمیز شود که وقتی مسح کشیدید رغبت داشته باشید که آب دست و مسحتون را روی صورت بکشید. البته مومن همیشه باید پاهایش تمیز باشد. و فرمود: بابرو دست كشند و گويند: االْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُنْعِمِ الْمُفَضِل‏تا چشم درد نگيرد،

    بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏59، ص: 27

لينک هاي مفيد