Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 206429
تعداد مشاهدات : 1145

اهداف بعثت انبیاء ابزار بعثت :

اهداف بعثت انبیاء ابزار بعثت :

هدف اصلى بعثت انبياء رهبران الهى ابزار بعثت : 1) بينات 2) كتاب 3) ميزان قرآن کریم جامع ابزار سه گانه بعثت اهداف ار بعثت 1) مردم خود اقامه عدل کنند 2) تلاوت آبات 3) تعلیم کتاب 4) تعلیم سنت 5) تزکیه نفوس بشر 6) شكستن غلها و زنجيرهاى اسارت 7) تكميل ارزشهاى اخلاقى 8) بعثت پيامبران، براى اتمام حجّت خدا بر مردم: 9) هدف از ارسال پيامبران، اطاعت از آنان به اذن الهى: 10) ايمان وعمل صالح براى رسيدن به امنيّت خاطر، هدف رسالت انبيا: 11) حكومت، داورى و حلّ اختلافات مردم، از اهداف رسالت پيامبران: 12) پرستش خدا و نفى طاغوت‏ها، از اهداف بعثت پيامبران: 13) آزمون و امتحان انسانها، و جداسازى صفوف و تصفيه اثر شمشیر و قلمرو" منطق" و" زور"!

 

هدف اصلى بعثت انبياء

 رهبران الهى

از آنجا كه سبقت به سوى رحمت و مغفرت و بهشت پروردگار كه در آيات قبل به آن اشاره شده بود نياز به رهبرى" رهبران الهى" دارد در آيه مورد بحث كه از پرمحتواترين آيات قرآن است به اين معنى اشاره كرده و هدف ارسال انبياء و برنامه آنها را دقيقا بيان مى‏كند و مى‏فرمايد:"

ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستاديم" (لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ‏).

" و با آنها كتاب آسمانى و ميزان فرستاديم" (وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ‏).

ابزار بعثت :

1)    بينات

" بينات" (دلائل روشن) معنى گسترده‏اى دارد كه شامل" معجزات" و" دلائل عقلى" مى‏شود كه انبيا و رسولان الهى با آن مجهز بودند.

2)    كتاب

منظور از" كتاب" همان كتب آسمانى است، و از آنجا كه روح و حقيقت همه يك چيز است تعبير به" كتاب" به صورت مفرد مى‏كند، هر چند با گذشت زمان و تكامل انسانها، محتواى آن كاملتر مى‏شود.

3)    ميزان

و اما" ميزان" به معنى" وسيله وزن كردن و سنجش" است كه مصداق حسى آن ترازوهايى است كه وزن اجناس را با آن مى‏سنجند، ولى مسلما در اينجا منظور مصداق معنوى آن است، يعنى چيزى كه تمام اعمال انسانها را مى‏توان با آن سنجيد، و آن احكام و قوانين الهى، و يا آئين او به طور كلى است، كه معيار سنجش نيكيها و بديها، و ارزشها و ضد ارزشها است.

 

به اين ترتيب پيامبران با سه وسيله مجهز بودند: دلائل روشن، كتب آسمانى، و معيار سنجش حق از باطل و خوب از بد،

 

قرآن کریم جامع ابزار سه گانه بعثت

و مانعى ندارد كه فى المثل قرآن مجيد هم" بينه" (معجزه) باشد، و هم كتاب آسمانى، و هم بيان كننده احكام و قوانين، يعنى سه بعد در يك محتوى.

و به هر حال هدف از اعزام اين مردان بزرگ با اين تجهيزات كامل همان اجراى" قسط و عدل" است.

 

اهداف ار بعثت  

1)    مردم  خود اقامه عدل کنند

" تا مردم به عدل و داد قيام كنند" (لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ).[1]

نكته جالب ديگر در جمله" لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ" اين است كه از" خود جوشى مردم" سخن مى‏گويد، نمى‏فرمايد: هدف اين بوده كه انبياء انسانها را وادار به اقامه قسط كنند، بلكه مى‏گويد: هدف اين بوده كه مردم مجرى قسط و عدل باشند! آرى مهم اين است كه مردم چنان ساخته شوند كه خود مجرى عدالت گردند، و اين راه را با پاى خويش بپويند.

2)    تلاوت آبات

3)    تعلیم کتاب

4)    تعلیم سنت

5)    تزکیه نفوس بشر

تعليم و تربيت چنان كه در آيه 2 سوره جمعه آمده است‏ هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ:

" او كسى است كه از ميان مردم درس نخوانده رسولى فرستاد تا آياتش را بر آنها بخواند، و آنها را تزكيه كند، و كتاب و حكمت بياموزد".

6)    شكستن غلها و زنجيرهاى اسارت

هدف ديگر شكستن غلها و زنجيرهاى اسارت است چنان كه در آيه 157 سوره اعراف مى‏خوانيم: وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ‏:

" پيامبر اسلام بارهاى سنگين را از دوش آنان را بر مى‏دارد و غل و زنجيرهايى را كه بر دست و پا و گردنشان بود مى‏شكند".

7)    تكميل ارزشهاى اخلاقى

هدف ديگر تكميل ارزشهاى اخلاقى است چنان كه در حديث معروف آمده است: بعثت لاتمم مكارم الاخلاق:" من براى تكميل فضائل اخلاقى مبعوث شده‏ام" [2].

8)   بعثت پيامبران، براى اتمام حجّت خدا بر مردم:

رّسلا مّبشّرين ومنذرين لئلّا يكون للنَّاس على اللَّه حجّة بعد الرّسل .... نساء (4) 165

 

9)   هدف از ارسال پيامبران، اطاعت از آنان به اذن الهى:

ومآ أرسلنا من رّسول إلّاليطاع بإذن اللَّه .... نساء (4) 64

10)                     ايمان وعمل صالح براى رسيدن به امنيّت خاطر، هدف رسالت انبيا:

وما نرسل المرسلين إلّامبشّرين ومنذرين فمن ءامن وأصلح فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون‏. انعام (6) 48

 

11)                     حكومت، داورى و حلّ اختلافات مردم، از اهداف رسالت پيامبران:

كان النّاس أمّة وحدة فبعث اللّه النّبيّين مبشّرين ومنذرين وأنزل معهم الكتب بالحقّ ليحكم بين النّاس فيما اختلفوا فيه .... بقره (2) 213

 

12)                     پرستش خدا و نفى طاغوت‏ها، از اهداف بعثت پيامبران:

ولقد بعثنا فى كلّ أمّة رّسولًا أن اعبدوا اللّه واجتنبوا الطغوت .... نحل (16) 36[3]

 

13)                     آزمون و امتحان انسانها، و جداسازى صفوف و تصفيه

سپس به يكى ديگر از اهداف ارسال انبياء و نزول كتب آسمانى و همچنين آفرينش وسائلى همچون آهن اشاره كرده، مى‏فرمايد:" هدف اين است كه خداوند بداند چه كسانى او و فرستادگانش را در غياب او يارى مى‏كنند" (وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ‏).

منظور از علم خداوند در اينجا تحقيق عينى علم او است، يعنى تا آشكار شود چه كسانى به يارى خدا و مكتب او بپا مى‏خيزند و قيام به قسط مى‏كنند و چه كسانى از اين وظيفه بزرگ سر باز مى‏زنند در حقيقت مفهوم اين آيه شبيه همان است كه در آيه 179 سوره آل عمران آمده: ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى‏ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ‏:

" ممكن نبود كه خداوند مؤمنان را به همان صورت كه شما هستيد واگذارد مگر اينكه ناپاك را از پاك جدا كند"! به اين ترتيب مساله آزمون و امتحان انسانها، و جداسازى صفوف و تصفيه، يكى ديگر از اهداف بزرگ اين برنامه بوده است.

تعبير به" يارى خداوند" مسلما به معنى يارى دين و آئين و نمايندگان او و بسط آئين حق و قسط و عدل است، و گرنه خداوند نيازى به يارى كسى ندارد، و همگان به او نيازمندند، لذا براى اثبات همين معنى آيه را با اين جمله پايان مى‏دهد كه" خداوند قوى و شكست ناپذير است" (إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ).

براى او ممكن است با يك اشاره همه جهان را زير و رو كند و تمامى دشمنان را نابود و اوليائش را پيروز گرداند، ولى هدف اصلى كه تربيت و تكامل انسانهاست از اين طريق حاصل نمى‏گردد، لذا آنها را دعوت به يارى آئين حق كرده است.

 

اثر شمشیر و قلمرو" منطق" و" زور"!

ولى از آنجا كه به هر حال در يك جامعه انسانى هر قدر سطح اخلاق و اعتقاد و تقوا بالا باشد باز افرادى پيدا مى‏شوند كه سر به طغيان و گردنكشى بر مى‏دارند و مانع اجراى قسط و عدل خواهند بود لذا در ادامه آيه  ابزار و هدف بعث انبیاء مى‏فرمايد:

" ما آهن را نازل كرديم كه در آن قوت شديدى است، و نيز منافعى براى مردم"! (وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ‏).

آرى تجهيزات سه‏گانه انبياء الهى براى اجراى عدالت وقتى مى‏تواند به هدف نهايى برسد كه از ضمانت اجرايى آهن و" باس شديد" آن برخوردار باشد.

گرچه بعضى تصور كرده‏اند كه تعبير" انزلنا" نشان مى‏دهد كه" آهن" از كرات ديگر به زمين آمده است ولى حق اين است كه تعبير به" انزال" در اينگونه موارد اشاره به مواهبى است كه از مقام بالايى به مقامات پائينتر داده مى‏شود، و از آنجا كه خزائن همه چيز نزد خدا است و او است كه آهن را براى منافع گوناگونش آفريده تعبير به انزال شده است لذا در حديثى از امير مؤمنان على ع آمده است كه در تفسير اين جمله فرمود: انزاله ذلك خلقه اياه:" منظور از نازل كردن آهن خلقت آن است)  

 

" باس" در لغت به معنى شدت و قوت و قدرت است و به مبارزه و جنگ نيز باس گفته مى‏شود، و لذا بعضى از مفسران آن را به معنى وسائل جنگى اعم از دفاعى و تهاجمى تفسير كرده‏اند، در روايتى از امير مؤمنان على ع نقل شده در تفسير اين آيه فرمود: يعنى السلاح و غير ذلك:" منظور اسلحه و غير آن است"  [4]

منظور از" منافع" هر گونه بهره‏اى است كه انسان از آهن مى‏برد، و مى‏دانيم اهميت آهن در زندگى انسانها به اندازه‏اى زياد است كه با كشف آن دوران تازه‏اى در تاريخ بشر شروع شد كه به دوران آهن معروف است چرا كه با اين كشف چهره زندگى انسان در تمام زمينه‏ها دگرگون گشت، و اين خود بيانگر ابعاد واژه" منافع" در آيه فوق است.

آيه فوق ترسيم گويايى از چهره اسلام در زمينه تعليم و تربيت، و گسترش عدل و داد، و اجراى قسط در جامه انسانى است.

نخست از" بينات" و دلائل روشن و" كتب آسمانى" و" معيار سنجش ارزشها، و بيان احكام و قوانين" كمك مى‏گيرد، يعنى پايه را بر انقلاب فكرى و فرهنگى مى‏گذارد، و از عقل و منطق استمداد مى‏جويد.

اما اگر اينها مؤثر نيفتاد و كار به بن بست كشيد، يعنى زورمندان قلدرى پيدا شدند كه نه در برابر بينات سر تسليم فرود مى‏آورند و نه براى كتاب و ميزان ارزشى قائلند، در اينجا نوبت به" حديد" كه در آن" باس شديد" است مى‏رسد، و با سلاح بر مغز اين گردنكشان مى‏كوبند تا در برابر قسط و عدل تسليم شوند، و البته از يارى مردم با ايمان در اين مسير كمك گرفته مى‏شود.[5]

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام  فرمودند:  إِنَ‏ اللَّهَ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ فَرَضَ‏ الْجِهَادَ وَ عَظَّمَهُ‏ وَ جَعَلَهُ نَصْرَهُ وَ نَاصِرَهُ وَ اللَّهِ مَا صَلَحَتْ دُنْيَا وَ لَا دِينٌ إِلَّا بِهِ.[6]

 " خداوند جهاد را واجب كرده و آن را بزرگ شمرده، و آن را يار و ياورش قرار داده، به خدا سوگند نه دنيا و نه دين جز با جهاد اصلاح نمى‏شود

 

و پیامبر گرامی فرمودند: الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي السَّيْفِ وَ تَحْتَ ظِلِّ السَّيْفِ وَ لَا يُقِيمُ‏ النَّاسَ‏ إِلَّا السَّيْفُ وَ السُّيُوفُ مَقَالِيدُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ.[7]

 خوبيها تمام در شمشير است، و زير شمشير و در سايه شمشير" مردم را جز شمشير برپا نمى‏دارد، و شمشيرها كليدهاى بهشت و دوزخند"

 

 



[1] - حدید 25

[2] - مكارم الأخلاق، ص: 8

[3] -- فرهنگ قرآن    ج‏5    88    

[4] - تفسير" نور الثقلين" جلد 5 صفحه 250  

[5] - تفسير نمونه    ج‏23    374    با تغییرات و حذف و اضافه  

 -[6]  الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 8

[7] - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 190

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    قَالَ الصادق علیه السلام : مَسْحُ الْوَجْهِ بَعْدَ الْوُضُوءِ يَذْهَبُ بِالْكَلَفِ وَ يَزِيدُ فِي الرِّزْق‏ وَ أُمِرَ بِمَسْحِ الْحَاجِبِ وَ أَنْ يَقُولَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُنْعِمِ الْمُفَضِّلِ فَلَا تَرْمَدُ عَيْنَا

    و فرمود: دست كشيدن بچهره پس از وضوء ككمك چهره را بزدايد، و روزى را فراوان كند، تذکر: قبل از وضو پاهای خود را خوب بشویید تا تمیز شود که وقتی مسح کشیدید رغبت داشته باشید که آب دست و مسحتون را روی صورت بکشید. البته مومن همیشه باید پاهایش تمیز باشد. و فرمود: بابرو دست كشند و گويند: االْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُنْعِمِ الْمُفَضِل‏تا چشم درد نگيرد،

    بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏59، ص: 27