RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 231621
تعداد بازدید : 338

ولادت زینب کبری یک دستور و روایت زیبا از حضرت زینب کبری سلام الله علیها رعایت ادب در آوردن نام بزرگان قابل توجه همه مداحان و گویندگان و مبلغان

ولادت زینب کبری یک دستور و روایت زیبا از حضرت زینب کبری سلام الله علیها رعایت ادب در آوردن نام بزرگان قابل توجه همه مداحان و گویندگان و مبلغان

ولادت زینب کبری یک دستور و روایت زیبا از حضرت زینب کبری سلام الله علیها رعایت ادب در آوردن نام بزرگان قابل توجه همه مداحان و گویندگان و مبلغان روایت حضرت زینب کبری

ولادت عقیله بنی هاشم عالمه غیرمعلمه و فهمه غیر مفهمه زینب کبری  سلام الله علیها مبارک باد

خانمی که اسمش را خداوند انتخاب کرده 

یک دستور و روایت زیبا از حضرت زینب کبری سلام الله علیها

رعایت ادب در آوردن نام بزرگان

قابل توجه همه مداحان و گویندگان و مبلغان

قبل از ذکر آن حدیث لازم و ضروری است یک آیه تذکر داده شود:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ:  [1]

اى مؤمنان صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر نكنيد و آنگونه كه با يكديگر بلند سخن مى‏گوئيد با او بلند سخن نگوئيد مباد آن كه همه اعمالتان تباه و بى‏اثر شود و خود از تباه شدن اعمالتان آگاه نشويد!

ادب و تربيت اقتضا مى‏كند كه انسان نام بزرگان به ويژه پيامبران و امامان و اولياء الهى را آنگونه كه با شخصيت آنان تناسب دارد به عظمت ياد كند و حريم معنوى و الهى آنان را در هر شرايطى پاس بدارد، و ديگران را نيز كه آگاهى به اين مسئله ندارند و به خاطر جهلشان اهل رعايت نيستند آگاه كند.

احترام و ادب به بزرگان و به ويژه مشعلداران هدايت امرى لازم و نشان‏گر شخصيت و كرامت خود انسان است.

بى‏ادبى و بى‏احترامى نسبت به بزرگان بخصوص اولياء الهى حكايت از كوچكى و عيب و نقص و پوكى انسان دارد.

صاحب تفسیر حکیم حضرت حجه الاسلام و المسلمین حسین انصاریان می فرمایأ


من در عنفوان جوانى در كتابى در رابطه با زندگى حضرت اميرالمؤمنين (ع) كه نام آن كتاب و مؤلفش را به ياد ندارم روايت بسيار مهمى در باب ادب و احترام به بزرگان از قول حضرت زينب‏ كبرى‏ عليهاالسلام ديدم كه اى كاش متن عربى روايت و سند و مدركش و كتابى كه نقل كرده بود در گوشه‏اى از دفاترم كه نكته‏هاى مهم را ضبط مى‏كردم و اكنون كه اين سطور را مى‏نويسم به دوازده دفتر رسيده ضبط مى‏كردم تا در اين اوراق مى‏آوردم و از اين جهت متأسف و اندوهناكم، ولى براى پند گيرى طايفه مداح و سخنرانان مذهبى كه بعضى از آنان گاهى نام اولياء الهى را بدون رعايت احترام ادب به زبان جارى مى‏كنند و شخصيت آن مقربان درگاه خدا را لحاظ نمى‏نمايند مضمون آن روايت را كه در ذهنم مانده نقل مى‏كنم.


 

روایت حضرت زینب کبری

زينب كبرى سلام الله عليها آن خزانه دانش و آگاهى و علمى كه همه يافته‏هايش را به فرموده حضرت سجاد (ع) بدون واسطه معلم از حضرت حق دريافت كرده بود مى‏فرمايد سى و چند سالى كه من و برادرم حضرت حسين (ع) معاصر با پدرمان اميرمؤمنان بوديم من با دو ديده خود مى‏ديدم كه هر گاه پدرم مى‏خواست برادرم حضرت حسين را صدا بزند اگر نشسته بود تمام قد از جا بر مى‏خاست و حالت احترام به خود مى‏گرفت، سپس با صدائى آرام و حاكى از دريائى از ادب مى‏گفت: يا ابا ابا عبد الله!!

شما به آيات قرآن مجيد دقت كنيد و خطابات قرآن را به انسان و به پيامبران و به اولياء عظام حق ببينيد كه چه دريائى از ادب و احترام در آن خطابات موج مى‏زند.

حضرت حق گاهى در خطاب به گنهكارانى كه اميد توبه و انابه و بازگشت و جبران گذشته به آنان مى‏رود خطابى در كمال مهر و محبت و اوج رأفت و عاطفه دارد:

قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ:

بگو: اى بندگانم كه با ارتكاب گناه بر خود تجاوز كار بوده‏ايد از رحمت خدا نوميد نشويد!

به راستى شگفت‏آور است كه عده‏اى نمك خورده او و نمكدان شكسته، و آنان كه از همه نعمت‏هاى حق بهره‏ور شدند ولى نمك بحرامى كردند، نان او را خوردند و از دشمن او شيطان اطاعت كردند نه اين كه آنان را طرد نمى‏كند و چهره خشونت به آنان نشان نمى‏دهد، و بر شخصيت آنان ضربه نمى‏كوبد بلكه با كلمه زيباى عبادى كه با ياى متكلم آمده مى‏خواهد بگويد از من جدا نيستيد و من هم از شما جدا نيستم بلكه شما بندگان من هستيد، مباد اين كه از رحمت من نااميد شويد!!

چه درس عجيبى و چه موعظه و پند شگرفى، و چه تعليم برزگوارانه‏اى براى همه كه در همه موارد ادب و تربيت را رعايت كنند و با زبانى نرم و پر از محبت و با حفظ احترام افراد با افراد سخن بگويند.

انسان اگر به عظمت نعمت زبان و آثار پر فايده اين نعمت آشنا باشد، هرگز آن را در گناه و توهين به شخصيت مردم و تحقير انسان‏ها به كار نمى‏گيرد.[2]

اميرالمؤمنين (ع) زبان را نماياننده ده ارزش و امر مثبت در وجود انسان مى‏دادند، چنان كه در روايتى از حضرت نقل شده:


 

أَيُّهَا النَّاسُ فِي الْإِنْسَانِ عَشْرُ خِصَالٍ‏ يُظْهِرُهَا لِسَانُهُ‏ : مردمان در انسان ده خصلت است كه زبان آشكار كننده آنهاست:

1)     شَاهِدٌ يُخْبِرُ عَنِ الضَّمِيرِ شاهدی است كه از باطن انسان خبر مى‏دهد

2)      حَاكِمٌ يَفْصِلُ بَيْنَ الْخِطَابِ داورى است كه ميان مردم به داورى مى‏نشيند

3)     وَ نَاطِقٌ يُرَدُّ بِهِ الْجَوَابُ گوينده‏اى است كه پاسخ مى‏دهد

4)     وَ شَافِعٌ يُدْرَكُ بِهِ الْحَاجَةُ واسطه‏اى است كه خواسته‏ها به وسيله او به دست مى‏آيد

5)     وَ وَاصِفٌ يُعْرَفُ بِهِ الْأَشْيَاءُ وصف كننده‏اى است كه هر چيز به او شناخته مى‏شود

6)     وَ أَمِيرٌ يَأْمُرُ بِالْحَسَنِ فرمانروائى است كه به كار نيك فرمان مى‏دهد

7)      وَ وَاعِظٌ يَنْهَى عَنِ الْقَبِيحِ پندآموزى است كه از كار زشت باز ميدارد

8)      وَ مُعَزٍّ تُسَكَّنُ بِهِ الْأَحْزَانُ تسليت دهنده‏اى است كه آتش اندوه‏ها را خاموش مى‏كند

9)     وَ حَاضِرٌ تُجْلَى بِهِ الضَّغَائِنُ وسيله حاضرى است كه كينه‏ها را مى‏زدايد

10)     وَ مُونِقٌ تَلْتَذُّ بِهِ الْأَسْمَاع‏[3] و ابزار جالبى است كه گوش‏ها از آن لذت مى‏برند

 

زبان از مقام با عظمتى برخوردار است كه اميرمؤمنان آن را مغز و لب انسان مى‏داند:

  قَالَ ع‏ الْإِنْسَانُ لُبُّهُ لِسَانُهُ وَ عَقْلُهُ‏ دِينُهُ‏ وَ مُرُوَّتُهُ‏ حَيْثُ يَجْعَلُ نَفْسَهُ [4]

 مغز و لب و اصل آدمى زبانش، و عقل وى دينش، و جوانمردى‏اش اين كه خود را در كجا قرار مى‏دهد.


کلید واژه ها :

ولادت ,زینب ,دستور ,ادب ,بزرگان,مداحان ,گویندگان ,مبلغان,قرآن ,خطابات ,گنهكارانى ,لا تَقْنَطُوا ,موعظه ,تعليم ,خصلت ,زبان ,شاهدی ,داورى ,گوينده,وصف ,فرمانروائى ,پندآموزى ,تسليت ,وسيله,ابزار

 



[1] - حجرات 2.

[2] - تفسير حكيم    ج‏3    55    

[3] - الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏8 ص 20 / خطبة لأمير المؤمنين ع و هي خطبة الوسيلة  
تحف العقول ص 94 / خطبته المعروفة بالوسيلة  
معدن الجواهر و رياضة الخواطر ص 71 / باب ذكر ما جاء في عشرة
روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة) / ج‏13 ص170 / مواعظ النبي صلى الله عليه و آله و الأئمة عليهم السلام
شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني) / ج‏11 ص 216 / خطبة لامير المؤمنين عليه السلام و هى خطبة الوسيلة
البضاعة المزجاة (شرح كتاب الروضة من الكافي لابن قارياغدي) / ج‏1 ص205 / متن الحديث الرابع(وهي خطبة لأمير المؤمنين عليه السلام، وهي خطبة الوسيلة)
البضاعة المزجاة (شرح كتاب الروضة من الكافي لابن قارياغدي) / ج‏1 ص240 / شرح  
الوافي / ج‏26 ص 19 حدیث1  
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول / ج‏25ص 42 / الحديث 4  
بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏74ص 283 / باب 14 خطبه صلوات الله عليه المعروفة  

 

[4] - تحف العقول w 217 / و روي عنه ع في قصار هذه المعاني  
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين (ط - القديمة) / ج‏1 ص 4 / مجلس في ماهية العقول و فضلها  
بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏1 ص 82 / باب 1 فضل العقل و ذم الجهل  
بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏75 ص 56 / باب 16 ما جمع من جوامع كلم أمير المؤمنين صلى الله عليه و على ذريته  

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    قال علی علیه السلام : وَ الشُّبْهَةُ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: إِعْجَابٍ بِالزِّينَةِ وَ تَسْوِيلِ النَّفْسِ وَ تَأْوِيلِ الْعِوَج‏ وَ لَبْسِ الْحَقِّ بِالْبَاطِلِ.

    شبهه(که از ارکان کفر است ) بر چهار شعبه است: اعجاب و خوش آمدن از زينت، و فريب دادن نفس، و توجيه كجروى‏ها، و پوشاندن حق به باطل

    كتاب سليم بن قيس الهلالي ؛ ج‏2 ؛ ص951

لينک هاي مفيد