Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 251876
تعداد بازدید : 171

آيا بعد از آمدن دين اسلام اديان ديگر مثل يهودى و مسيحى باطل هستند؟ حقانيت شرايع انبياى الهى و نسخ آنها

آيا بعد از آمدن دين اسلام اديان ديگر مثل يهودى و مسيحى باطل هستند؟ حقانيت شرايع انبياى الهى و نسخ آنها

آيا بعد از آمدن دين اسلام اديان ديگر مثل يهودى و مسيحى باطل هستند؟ حقانيت شرايع انبياى الهى و نسخ آنها

آيا بعد از آمدن دين اسلام اديان ديگر مثل يهودى و مسيحى باطل هستند؟

قرآن و پلوراليسم دينى) ;کثرت باوری نظریه ای که که به لزوم کثرت عناصر و عوامل در جامعه و مشروعیت منافع  آنها باور دارد)

حقانيت شرايع انبياى الهى و نسخ آنها

قرآن حقانيت شرايع انبياى الهى پيشين را در زمان پيامبرشان مى‏پذيرد و همه آنها را در عصر خود اسلام به معناى واقعى كلمه مى‏داند اما با رسالت پيامبر اسلام آنها را نسخ مى كند.

از دست رفتن  اعتبار شرايع انبياى الهى با تحریف شدن آنها

افزون بر آن شرايع پيشين در زمان بعثت پيامبر اسلام همه تحريف شده بوده و حقانيت و اعتبار خود را از دست داده بوده است. از هميت رو قرآن همگان را به سوى آيين اسلام دعوت مى كند.

عدم قبول غير اسلام و معنای اسلام در عصر رسالت پیامبران و عصر محمد مصطفی

اين آيات با صراحت، اسلام را تنها دين حق و صراط مستقيم معرفى مى‏كند و پيروى از ديگر اديان را باطل دانسته، به پيروى از اسلام دعوت مى‏كند:

2. 1 «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرِينَ و هر كس جز اسلام، دينى [ديگر] جويد، هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است». (آل عمران/ 85)

البته اسلام همه پيامبران الهى را راهبر به سوى «حقيقت» دانسته و دين همه را اسلام مى‏داند.

بنابراين پيروى از پيامبران خدا، در عصر رسالتشان، همان اسلام است و مصداق آن در زمان رسالت حضرت ختمى مرتبت، پيروى از آيين حضرت محمد (ص) است.

راضی نشدن یهود و نصارا مگر به پیروی از آنها

2. 2 «وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِى جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لا نَصِيرٍ هرگز يهوديان و ترسايان از تو راضى نمى‏شوند، مگر آنكه از كيش آنان پيروى كنى. بگو: در حقيقت، تنها هدايت خداست كه هدايت [واقعى‏] است و چنانچه پس از علمى كه تو را حاصل شد، از هوس‏هاى آنان پيروى كنى، در برابر خدا سرور و ياورى نخواهى داشت».

گفتار باطل یهود و نصارا

2. 3 «وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ و يهود گفتند: عُزَير، پسر خداست و نصارا گفتند: مسيح، پسر خدا است اين سخنى است [باطل‏] كه به زبان مى‏آورند، و به گفتار كسانى كه پيش از اين كافر شده‏اند، شباهت دارد. خدا آنان را بكشد چگونه [از حق‏] بازگردانده مى‏شوند؟»

آيات فراوان ديگرى از اين سنخ وجود دارد كه شما را به تأمّل و تدبّر بيشتر در آنها ارجاع مى‏دهيم.

3 دين همه انسان‏ها و پيامبر اسلام هادى همه انسان‏ها

بسيارى از آيات قرآن، همه انسان‏ها را مخاطب قرار داده و به دين اسلام دعوت نموده و قرآن و پيامبر اسلام را هادى همه انسان‏ها معرفى كرده است. از جمله اينكه مى‏فرمايد: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّهً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً و ما تو را نفرستاديم، مگر براى همه مردم تا [آنها را به پاداش الهى‏] بشارت‏دهى و [از عذاب او] بترسانى...». در جاى ديگر مى‏فرمايد: «قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّى رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً بگو: اى مردم من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم».

همگانى بودن قرآن

در رابطه با همگانى بودن قرآن در موارد مختلفى مى‏فرمايد: «إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ آن كتاب (قرآن) نيست، مگر تذكرى براى همه جهانيان».

4 فراخوانى اهل كتاب به اسلام

قرآن مجيد اهل كتاب را به اسلام فرا خوانده و روى‏گردانى از آن را كفر و حق پوشى تلقى نموده و به شدت از آن توبيخ مى‏كند:

«اى اهل كتاب پيامبر ما به سوى شما آمد در حالى كه بسيارى از حقايق كتاب [آسمانى‏] را كه شما مخفى داشتيد، روشن مى‏سازد و از بسيارى از آنها صرف نظر مى‏كند. آرى از جانب خدا به سوى شما نور و كتاب آشكارى آورد. خداوند به بركت آن، كسانى كه خشنودى او را پيروى كنند، به راه‏هاى سلامت هدايت مى‏كند و به فرمان خود، از تاريكى‏ها به سوى روشنايى مى‏برد و آنها را به راه راست هدايت مى‏كند».

قرآن در جاى ديگر مى‏فرمايد: «يا اهل الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ اى اهل كتاب چرا به آيات خدا كافر مى‏شويد، در حالى كه [بر درستى آن‏] گواهيد».

 

چكيده ديدگاه اسلام پيرامون حقانيت و اعتبار

چكيده ديدگاه اسلام پيرامون حقانيت و اعتبار عبارت است از:

1 دين حق، تنها اسلام است. اسلام همان آيين توحيدى به معناى كامل كلمه و در همه ابعاد آن است كه دين همه پيامبران الهى بوده و آنان، همگان را به سوى آن دعوت كرده‏اند. بنابراين آموزه‏هايى چون تثليث، ثنويت و... هرگز بنياد و اساس درستى ندارد.

2 شريعت و كثرت طولى و نسخ شریعت سابق با شریعت لاحق و کاملتر: از نظر اسلام، شريعت داراى كثرت طولى است يعنى، آنچه در طول تاريخ تغيير كرده، شريعت الهى بوده است و هر پيامبر صاحب شريعتى، شريعت پيشين را نسخ نموده و شريعتى كامل‏تر، متناسب با رشد بشر و مقتضيات زمان عرضه كرده است. بنابراين تكثّر طولى نه عرضى شريعت وجود داشته است و با شريعت خاتم همه شرايع پيشين نقض شده و تنها دين مقبول، توحيد ناب و شريعت محمدى (ص) است.

وضع ادیان دیگر در زمان فعلی

اكنون اين سئوال رخ مى‏نمايد كه با توجه به انحصار حقانيت در دين توحيدى اسلام و شريعت آسمانى محمدى (ص) يهوديان، مسيحيان، زرتشتيان و پيروان ديگر اديان چه وضعى خواهند داشت؟

 آيا همه آنان به جهت بطلان دينشان اهل دوزخ و شقاوتند يا اهل نجات و رستگارى؟ در برابر اين پرسش سه رويكرد وجود دارد:

1 انحصارگرايى سخت‏گيرانه (باطل)

بر اساس اين گمانه در ميان همه اهل زمين تنها پيروان دين و مذهب و فرقه واحدى اهل نجات و رستگارى‏اند. به عنوان مثال تنها مسلمان شيعه دوازده امامىِ پايبند به همه اصول مذهب و احكام شريعت امكان رستگارى دارد و ديگران همه نارستگارانند. چنين نگرشى نه مبناى خردپذيرى دارد و نه با منطق اسلام تلائم دارد.

 از نظر عقلى اين گمانه مغاير با اصل غلبه خير بر شر است و از نظر دينى با غلبه رحمت خدا و هدف اساسى خلقت انسان و ملاك‏ها و معيارهاى رستگارى و نارستگارى ناسازگارى دارد.

2 تكثرگرايى نجات

براساس اين گمانه، همه پيروان اديان اهل نجات و رستگارى‏اند. به عبارت ديگر شرط نيك فرجامى فقط ديندارى است و بس، اما اينكه كدامين دين را برگزينيم هيچ نقشى در اين زمينه ندارد. اين گمانه مبتنى بر پلوراليسم دينى است كه بطلان و ناراستى آن از نظر عقل و دين مورد بررسى واقع شد.

3 قرآن و نجات‏گرايى اعتدالى

قرآن در باب نجات نه سخت‏گيرى انحصارگرايانه را بر مى‏تابد و نه كثرت‏گرايىِ حق و باطل يكسان انگار. را

دو گونه بودن كفر و انحراف

در نگاه قرآن كفر و انحراف از دين حق دو گونه است:

1 كفر عناد و لجاجت (جحود) كسى كه داراى چنين كفرى است از نظر اسلام قطعاً مستحق عقوبت است.

2 كفر جهالت و نادانى چنين كفرى اگر ناشى از تقصير و كوتاهى عمدى شخص نباشد، بلكه صاحب آن از سويداى دل جوياى حقيقت و پيرو آن در حدى كه با آن آشناست باشد، و با قلب سليم و تسليم قلبى در برابر حق، خدا را ملاقات كند خداوند او را معذب نمى‏سازد چراكه عذاب خدا تابع حجت‏هايى است كه بر بندگان تمام كرده و واكنش‏هاى منفى آگاهانه و حق‏ستيزانه آنها در برابر حجج الهى. قرآن ضمن آنكه تنها دين حق و صراط نجات را آيين اسلام مى‏داند، به نكات مهمى در كنار اين مسئله پيرامون شرايط نجات و رستگارى اشاره مى‏كند از جمله:

قلب سلیم در قیامت عامل نجات جاهل قاصر

الف) درباره قيامت مى‏فرمايد: «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مَالٌ وَلا بَنُونَ* إِلا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ روزى كه مال و پسران سود نبخشد جز اينكه كسى با قلب سليم نزد خدا بيايد. قلب سليم نيز قلب تسليم در برابر خدا و حقيقت است.»

عذاب نکردن بدون اتمام حجت

ب) از طرف ديگر قرآن مى‏فرمايد: «وَمَا كُنَّا مُعَذِبيِن حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا ما چنين نيستيم كه رسول نفرستاده (بدون اتمام حجت) كسى را عذاب كنيم.»

ضایع نکردن پاداش نیکوکاران

ج) در جاهاى ديگر قرآن يادآور شده است كه «إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ خدا هرگز پاداش نيكوكاران را تباه نمى‏سازد.»

سه چیز مهم ملاک سعادت اخروى

از آنچه گذشت روشن مى‏شود كه سعادت اخروى در گرو عوامل متعددى است از جمله: 1 حسن فعلى يا گزينش راه درست

 2 حسن فاعلى يعنى سلامت و پاكى درون و تسليم امر حق بودن

 3 برقرارى حجت الهى و چگونگى برخورد و واكنش‏هاى انسان در برابر آن.

انگاره فوق خرد پذيرترين انگاره است در اين انگاره از سويى مسئوليت انسان در جستجو و گزينش راه حق محفوظ است و از ديگر سو هيچ انسانى صرفاً به جهت عدم دستيابى غير ارادى به راه حق و حقيقت مورد عذاب و شقاوت قرار نمى‏گيرد.

معيارهاى دين حق و واحد بودن دین حق

اكنون اين سئوال پديد مى‏آيد كه اگر تنها يك دين برحق است و همه انسان‏ها وظيفه دارند تا در حد توان به شناسايى و كشف دين حق پرداخته و از آن پيروى كنند چه راهى براى تشخيص دين حق و تميز دادن آن از راه‏ها و اديان باطل وجود دارد و چگونه مى‏توان دريافت كه در ميان همه اديان موجود تنها آيين اسلام برحق است؟ به يارى خدا اين مسئله را در شماره آتى پى مى‏گيريم.

پى‏نوشت‏ها:

Religious Pluralism.

Religious Exclusivism.

Contradiction.

Self Contradiction.

Scepticism.

Self Conclusion.

Self exclusion.

نحل/ 66 جاثيه/

32 ابراهيم/ 9 و

10 بقره/

256 جهت آگاهى بيشتر ر. ك:

الف) محمدحسن، قدردان قراملكى، قرآن و پلوراليزم دينى (تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر

ب) مركز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه علميه، پلوراليسم دينى

ج) على، ربانى گلپايگانى، تحليل و نقد پلوراليسم دينى

د) كتاب نقد، ش

4 اسرا/ 36 يونس/ 36 نجم

28 آل عمران/

85 بنگريد: محمدحسن، قدردان قراملكى، قرآن و پلوراليزم، ص 117-

136 بقره،

120 توبه/

30 ر. ك: آل عمران/ 31 (مباهله با مسيحيان) توبه/ 31 و 32 نساء 157 و 71 مائده 51 و

473 سبأ/

28 اعراف/ 158، نساء 79 حج 49، فرقان/ 1، انبيا

107 تكوير، 27 انعام/ 18 ص 87 انعام/ 90 ابراهيم/ 1 و 52 آل عمران/ 138 انعام 18 نساء 174 فرقان/

1 مائده/ 15- 16 و

19 آل عمران/ 7 بقره/ 41 آل عمران/

71 بنگريد: محمدحسن قدردان قراملكى، قرآن و پلوراليزم.

جهت آگاهى بيشتر در اين زمينه بنگريد: شهيد مطهرى، مجموعه آثار ج 1، صص 288 285، قم و تهران: صدرا.

همان، ص 285

280 شعراء/ 88-

89 اسراء/

15 توبه/

120 جهت آگاهى بيشتر بنگريد: شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج 1، صص 292- 289 و 326- 295 ج 5، ص 61- 56 علامه طباطبايى، الميزان، ج 5، ص 61-. 56

 


 

سوال دوم:

آيه اى از قرآن كريم داريم كه گفته باشد مسيحى يهودى ستاره پرست و ... اگر كار نيك انجام دهند پاداش خواهند ديد و وارد بهشت خواهند شد لطفا آدرس آيه و تفسير آيه را برايم توضيح دهيد و آدرس آيه هاى ديگرى كه به اين موضوح اشاره كرده ذكر كنيد؟

 

در پاسخ به اين سوال به چند مطلب توجه نماييد:

1- مطلب مورد نظر شما در دو آيه از قرآن كريم آمده است كه عبارتند از:

الف- الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (بقره- 62)

كسانى كه (به پيامبر اسلام) ايمان آورده‏اند، و يهود و نصارى و صابئان (پيروان يحيى يا نوح يا ابراهيم) آنها كه ايمان بخدا و روز رستاخيز آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است، و هيچگونه ترس و غمى براى آنها نيست (و هر كدام از پيروان اديان كه در عصر و زمان خود بر طبق وظائف و فرمان الهى عمل كرده‏اند ماجورند و رستگار).

ب- ان الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئِينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَهِ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَىْ‏ءٍ شَهِيدٌ (حج- 17)

كسانى كه ايمان آورده‏اند و يهود و صابئان و نصارى و مجوس و مشركان، خداوند در ميان آنها روز قيامت داورى مى‏كند و حق را از باطل جدا مى‏سازد، خداوند بر هر چيز گواه است (و از همه چيز آگاه).

اينك توجه شما را به تفسير آيه اول جلب مى نماييم:

ايمان خالص و عمل صالح

در تعقيب بحثهاى مربوط به بنى اسرائيل در اينجا قرآن به يك اصل كلى و عمومى، اشاره كرده مى‏گويد: آنچه ارزش دارد واقعيت و حقيقت است، نه تظاهر و ظاهر سازى، در پيشگاه خداوند بزرگ ايمان خالص و عمل صالح پذيرفته مى‏شود كسانى كه به پيامبر اسلام ايمان آورده‏اند و همچنين يهوديان و نصارى و صابئان (پيروان يحيى يا نوح يا ابراهيم) آنها كه ايمان به خدا و روز قيامت آورند و عمل صالح انجام دهند پاداش آنها نزد پروردگارشان ثابت است (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ).

و بنا بر اين نه ترسى از آينده دارند و نه غمى از گذشته (وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ).

اين آيه تقريبا با همين عبارت در سوره مائده آيه 69 آمده، و با تفاوتى بيشتر در سوره حج آيه 17 آمده است.

مطالعه آياتى كه بعد از اين در سوره مائده آمده است نشان مى‏دهد كه يهود و نصارى به خود مى‏باليدند كه دينشان از اديان ديگر بهتر است و بهشت را دربست منحصر به خود مى‏دانستند.


 

تفاخر ميان جمعى از یهودیان و مسیحیان و مسلمانان

شايد همين تفاخر ميان جمعى از مسلمانان نيز بود، آيه مورد بحث مى‏گويد:

ايمان ظاهرى مخصوصا بدون انجام عمل صالح، چه از مسلمانان باشد و چه از يهود و نصارى و پيروان اديان ديگر بى ارزش است، تنها ايمان واقعى و خالص به خدا و دادگاه بزرگ قيامت كه با كار نيك و عمل صالح و توام باشد در پيشگاه خدا ارزش دارد، تنها اين برنامه موجب پاداش و جلب آرامش و امنيت مى‏گردد.

بهانه جویی برای صلح کل برای پذیرا نشدن دین اسلام از طرف ادیان دیگر

بعضى از بهانه‏جويان آيه فوق را دستاويزى براى افكار نادرستى از قبيل صلح كل و اينكه پيروان هر مذهبى بايد به مذهب خود عمل كنند قرار داده‏اند، آنها مى‏گويند بنا بر اين آيه لازم نيست يهود و نصارى و پيروان اديان ديگر اسلام را پذيرا شوند، همين قدر كه به خدا و آخرت ايمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند كافى است.

پاسخ:

پاسخ: به خوبى مى‏دانيم كه آيات قرآن يكديگر را تفسير مى‏كنند، قرآن در آيه 85 سوره آل عمران مى‏گويد: وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ: هر كس دينى غير از اسلام براى خود انتخاب كند پذيرفته نخواهد شد.

بعلاوه آيات قرآن پر است از دعوت يهود و نصارى و پيروان ساير اديان به سوى اين آئين جديد اگر تفسير فوق صحيح باشد با بخش عظيمى از آيات قرآن تضاد صريح دارد، بنا بر اين بايد به دنبال معنى واقعى آيه رفت.

در اينجا دو تفسير از همه روشنتر و مناسبتر به نظر مى‏رسد.

1- اگر يهود و نصارى و مانند آنها به محتواى كتب خود عمل كنند مسلما به پيامبر اسلام ص ايمان مى‏آورند چرا كه بشارت ظهور او با ذكر صفات و علائم مختلف در اين كتب آسمانى آمده است كه شرح آن در ذيل آيه 146 سوره بقره خواهد آمد.

اى اهل كتاب شما ارزشى نخواهيد داشت مگر با عمل به تورات و انجيل

مثلا قرآن در آيه 68 سوره مائده مى‏گويد: قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَىْ‏ءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراهَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ:

اى اهل كتاب شما ارزشى نخواهيد داشت مگر آن زمانى كه تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده بر پا داريد (و از جمله به پيامبر اسلام ص كه بشارت ظهورش در كتب شما آمده است ايمان بياوريد).

2- اين آيه ناظر به سؤالى است كه براى بسيارى از مسلمانان در آغاز اسلام مطرح بوده، آنها در فكر بودند كه اگر راه حق و نجات تنها اسلام است، پس تكليف نياكان و پدران ما چه مى‏شود؟، آيا آنها به خاطر عدم درك زمان پيامبر اسلام و ايمان نياوردن به او مجازات خواهند شد؟

در اينجا آيه فوق نازل گرديد و اعلام داشت هر كسى كه در عصر خود به پيامبر بر حق و كتاب آسمانى زمان خويش ايمان آورده و عمل صالح كرده است اهل نجات است، و جاى هيچگونه نگرانى نيست.

بنا بر اين يهوديان مؤمن و صالح العمل قبل از ظهور مسيح، اهل نجاتند، همانگونه مسيحيان مؤمن قبل از ظهور پيامبر اسلام.

اين معنى از شان نزولى كه براى آيه فوق ذكر شده و بعدا به آن اشاره خواهيم كرد نيز استفاده مى‏شود.

شان نزول آیه شریفه

1- سرگذشت جالب سلمان فارسى

بد نيست در اينجا شان نزولى را كه براى تفسير آيه فوق آمده است و در تفسير جامع البيان (طبرى) جلد اول نقل شده براى تكميل اين بيان بياوريم، در اين تفسير چنين مى‏خوانيم:

سلمان اهل جنديشاپور بود. با پسر حاكم وقت رفاقت و دوستى محكم و ناگسستنى داشت، روزى با هم براى صيد به صحرا رفتند، ناگاه چشم آنها به راهبى افتاد كه به خواندن كتابى مشغول بود، از او راجع به كتاب مزبور سؤالاتى كردند

راهب در پاسخ آنها گفت: كتابى است كه از جانب خدا نازل شده و در آن فرمان به اطاعت خدا داده و نهى از معصيت و نافرمانى او كرده است، در اين كتاب از زنا و گرفتن اموال مردم به ناحق نهى شده است، اين همان انجيل است كه بر عيسى مسيح نازل شده.

گفتار راهب در دل آنان اثر گذاشت و پس از تحقيق بيشتر بدين او گرويدند به آنها دستور داد كه گوشت گوسفندانى كه مردم اين سرزمين ذبح مى‏كنند حرام است از آن نخورند.

سلمان و فرزند حاكم وقت روزها هم چنان از او مطالب مذهبى مى‏آموختند روزى عيدى پيش آمد و حاكم مجلس ميهمانى ترتيب داد و از اشراف و بزرگان شهر دعوت كرد، در ضمن از پسرش نيز خواست كه در اين مهمانى شركت كند، ولى او نپذيرفت. در اين باره به او زياد اصرار نمودند، اما پسر اعلام كرد كه غذاى آنها بر او حرام است، پرسيدند اين دستور را چه كسى به تو داده؟

راهب مزبور را معرفى كرد. حاكم راهب را احضار نموده به او گفت: چون اعدام در نظر ما گران و كار بسيار بدى است تو را نمى‏كشيم ولى از محيط ما بيرون برو سلمان و دوستش در اين موقع راهب را ملاقات كردند، وعده ملاقات در دير موصل گذاشته شد، پس از حركت راهب، سلمان چند روزى منتظر دوست با وفايش بود، تا آماده حركت گردد، او نيز همچنان سرگرم تهيه مقدمات سفر بود ولى سلمان بالاخره طاقت نياورده تنها به راه افتاد.

در دير موصل سلمان بسيار عبادت مى‏كرد، راهب مذكور كه سرپرست اين دير بود او را از عبادت زياد بر حذر داشت مبادا از كار بيفتد، ولى سلمان پرسيد آيا عبادت فراوان فضيلتش بيشتر است يا كم عبادت كردن؟

 در پاسخ گفت: البته عبادت بيشتر اجر بيشتر دارد.

عالم دير پس از مدتى به قصد بيت المقدس حركت كرد و سلمان را با خود به همراه برد در آنجا به سلمان دستور داد كه روزها در جلسه درس علماى نصارى كه در آن مسجد منعقد مى‏شد حضور يابد و كسب دانش كند.

روزى سلمان را محزون يافت، علت را جويا شد، سلمان در پاسخ گفت تمام خوبيها نصيب گذشتگان شده كه در خدمت پيامبران خدا بوده‏اند.

عالم دير به او بشارت داد كه در همين ايام در ميان ملت عرب پيامبرى ظهور خواهد كرد كه از تمام انبياء برتر است، عالم مزبور اضافه كرد من پير شده‏ام، خيال نمى‏كنم او را درك نمايم، ولى تو جوانى اميدوارم او را درك كنى ولى اين را نيز بدان كه اين پيامبر نشانه‏هايى دارد از جمله نشانه خاصى بر شانه او است، او صدقه نمى‏گيرد، اما هديه را قبول مى‏كند.

در بازگشت آنها به سوى موصل در اثر جريان ناگوارى كه پيش آمد سلمان عالم دير را در بيابان گم كرد. [1]

دو مرد عرب از قبيله بنى كلب رسيدند، سلمان را اسير كرده و بر شتر سوار نموده به مدينه آوردند و او را به زنى از قبيله جهينه فروختند سلمان و غلام ديگر آن زن به نوبت روزها گله او را به چرا مى‏بردند، سلمان در اين مدت مبلغى پول جمع‏آورى كرد و انتظار بعثت پيامبر اسلام ص را مى‏كشيد.

در يكى از روزها كه مشغول چرانيدن گله بود رفيقش رسيد و گفت: خبر دارى امروز شخصى وارد مدينه شده و تصور مى‏كند پيامبر و فرستاده خدا است؟

سلمان به رفيقش گفت: تو اينجا باش تا من بازگردم، سلمان وارد شهر شد، در جلسه پيامبر حضور پيدا كرد اطراف پيامبر اسلام مى‏چرخيد و منتظر بود پيراهن پيامبر كنار برود و نشانه مخصوص را در شانه او مشاهده كند.

پيامبر ص متوجه خواسته او شد، لباس را كنار زد، سلمان نشانه مزبور يعنى اولين نشانه را يافت،

سپس به بازار رفت، گوسفند و مقدارى نان خريد و خدمت پيامبر آورد، پيامبر فرمود چيست؟

سلمان پاسخ داد: صدقه است، پيامبر فرمود: من به آنها احتياج ندارم به مسلمانان فقير ده تا مصرف كنند.

سلمان بار ديگر به بازار رفت مقدارى گوشت و نان خريد و خدمت رسول اكرم آورد، پيامبر پرسيد اين چيست؟

سلمان پاسخ داد هديه است، پيامبر فرمود:

بنشين. پيامبر و تمام حضار از آن هديه خوردند، مطلب بر سلمان آشكار گشت زيرا هر سه نشانه خود را يافته بود.

در اين ميان سلمان راجع به دوستان و رفيق و راهبان دير موصل سخن به ميان آورد، و نماز، روزه و ايمان آنها به پيامبر و انتظار كشيدن بعثت وى را شرح داد.

كسى از حاضران به سلمان گفت آنها اهل دوزخند اين سخن بر سلمان گران آمد، زيرا او يقين داشت اگر آنها پيامبر را درك مى‏كردند از او پيروى مى‏نمودند.

اينجا بود كه آيه مورد بحث بر پيامبر نازل گرديد و اعلام داشت: آنها كه به اديان حق ايمان حقيقى داشته‏اند و پيغمبر اسلام را درك نكرده‏اند داراى اجر و پاداش مؤمنان خواهند بود.[2]

صابئان چه کسانی هستند؟

2- ستاره پرست مشرك است و هر گز وارد بهشت نمى شود و كلمه صابئين كه در اين دو آيه وارد شده به معناى ستاره پرست نمى باشد. در مورد صائبين، دانشمند معروف راغب در كتاب مفردات مى‏نويسد: آنها جمعيتى از پيروان نوح- ع- بوده‏اند، و ذكر اين عده در رديف مؤمنان و يهود و نصارا نيز دليل آن است كه اينان مردمى متدين به يكى از اديان آسمانى بوده، و به خداوند و قيامت نيز ايمان داشته‏اند.

و اينكه بعضى آنها را مشرك و ستاره‏پرست، و بعضى ديگر آنها را مجوس مى‏دانند صحيح نيست، زيرا آيه 17 سوره حج، مشركان و مجوس را در كنار صابئان آورده مى‏گويد: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئِينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا...

بنا بر اين صابئان بطور يقين غير از مشركان و مجوسند.

اما اينكه آنها چه كسانى هستند؟ بين مفسران و علماى ملل و نحل اقوال گوناگونى وجود دارد و نيز در اينكه ماده اصلى اين لغت (صابئين) چيست؟

بحث است.

شهرستانى در كتاب ملل و نحل مى‏نويسد: صابئه از صبا گرفته شده، چون اين طائفه از طريق حق و آئين انبياء منحرف گشتند لذا آنها را صابئه مى‏گويند.

در مصباح المنير فيومى آمده: صبا به معنى كسى است كه از دين خارج شده و به دين ديگرى گرويده.

در فرهنگ دهخدا پس از تاييد اينكه اين كلمه عبرى است مى‏گويد:

صابئين جمع صابى و مشتق از ريشه عبرى (ص- ب- ع) به معنى فرو رفتن در آب (يعنى تعميد كنندگان) مى‏باشد. كه به هنگام تعريب ع آن ساقط شده و مغتسله كه از دير زمانى نام محل پيروان اين آئين در خوزستان بوده و هست ترجمه جامع و صحيح كلمه صابى است.

محققان معاصر و جديد نيز اين كلمه را عبرى مى‏دانند. ......

اينان اساس دين خود را به گمان خويش بر اين پايه قرار داده‏اند كه: بايست خوبى هر كدام از اديان جهان را گرفت و آنچه بد است از آن دورى جست، اينان را به اين جهت صابئين گفتند كه از تقيد به انجام تمام دستورات يك دين سرپيچيدند...

بنا بر اين اينها با تمام اديان از يك نظر موافق و از نظر ديگر مخالف هستند.

جمعيت صابئان حنيف با اسلام هماهنگ شدند و مشركان آنها با بت پرستان همراه گرديدند.

صابئان مشرك و صابئان حنيف

گفته اند اين گروه دو قسم بودند: صابئان مشرك و صابئان حنيف و بين اين دو مناظرات و بحثهاى فراوانى رد و بدل مى‏شد «1».

از مجموع بحثهاى فوق بر مى‏آيد كه آنها در اصل پيرو يكى از پيامبران الهى بوده‏اند، اگر چه در تعيين پيامبرى كه آنها خود را وابسته به او معرفى مى‏كنند اختلاف است. همچنين روشن شد كه آنها جمعيت بسيار كمى هستند كه در حال انقراض مى‏باشند. (تفسير نمونه، ج 1، ص: 289)

مراد از يهود و نصارى و صابئين در آیه شریفه

3- مراد از يهود و نصارى و صابئين در اين آيات پيروان اديانى است كه در عصر و زمان خود بر طبق وظائف و فرمان الهى عمل كرده‏اند نه كسانى كه امروز يهودى و نصرانى و صابى هستند زيرا قرآن به صراحت اعلام كرده كه امروز هيچ دينى به جز اسلام پذيرفته نيست:

 

حقانیت دین اسلام و باطل بودن ادیان دیگر

و مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرِينَ» آل‏عمران (3)، آيه 85 «و هر كس جز اسلام، دينى (ديگر) جويد، هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است».

اين آيه با صراحت، اسلام را تنها دين حق و صراط مستقيم معرفى مى‏كند و عقايد پيروان ساير اديان را باطل دانسته و آنان را به پيروى از اسلام دعوت مى‏كند. البته اسلام همه پيامبران الهى را راهبر به سوى «حقيقت» دانسته و دين همه را اسلام مى‏داند. بنابراين پيروى از پيامبران خدا، در عصر رسالتشان، همان اسلام است و مصداق آن در زمان رسالت حضرت ختمى مرتبت، پيروى از آيين حضرت محمد (ص) است.

جهت آگاهى بيشتر نگا: محمد حسن، قدردان قراملكى، قرآن و پلوراليزم، ص 117

آيه 68 سوره مائده كه در آيه 62 سوره بقره

با توجه به آيه 68 سوره مائده كه در آيه 62 سوره بقره به نحوى تكرار شده است كه خداوند در آنجا مى فرمايد هر كس از گرويدگان به اسلام و يهوديان و ستاره پرستان و و نصارى كه به خدا و روز قيامت ايمان آورد و نيكوكار شود هرگز آنان را ترسى و اندوهى در آخرت نخواهد بود.

سوال اول: مراد از عمل صالح براى يك فرد يهودى يا مسيحى

سوال اول اينكه آن عمل صالح براى يك فرد يهودى يا مسيحى و ديگرانى كه در اين آيه اشاره شده است چيست؟

 

اگر اين يك حكم كلى است پس الان يهوديان مثلا شراب را حرام نميدانند و اسلام حرام ميداند.

حال اگر يهودى عامه شراب بخورد طبق آيين البته تحريف شده خودش آياعمل صالح انجام داده؟

سوال دوم

سوال دوم اينكه با توجه به اينكه آيات سوره مائده جزء آخرين آيات نازل شده بر پيامبر است و به هر حال بايد آخرين احكام و دستورات قادر متعال در آن بيان شده باشد چگونه با آيه 85 سوره ال عمران كه ميفرمايد و من يتبع غير اسلام دينا فلن يقبل منه مو هو فى الاخره من الخاسرين قابل جمع است؟

در آن ايه خداوند اهل كتاب را با آن شرط در قيامت به آنها ترس و اندوهى نميرساند اما در اين آيه اگر غير از اسلام دينى را بپذيرند در آخرت از زيانكاران خواهند بود؟چگونه قابل جمع است؟

و اگر منظور از اسلام تسليم شدن در برابر خداست ما در همه ى اعصار فقط يك دين بحق داريم كه در حال حاضر اسلام است كه با اين تعبير باز هم با آيه 68 سوره مائده جور در نمى آيد.

دست ورزى ژنتيكى موجودات اعم حيوان گياه و انسان تا چه حدى از ديدگاه دين و مذهب مجاز است؟ آيا انسان مى تواند با دانش خود ژنهاى موجودات را تغيير دهد؟ از لحاظ اخلاقى و دينى و مذهبى مشكلات چيست؟ نظر اسلام(شيعه و سنى) و ساير اديان(مسيحى و يهودى و ...) در اين باره چيست؟ آيا روايت يا آيه اى از قرآن در اين خصوص موجود است؟

دوست من كه به تازگى مسلمان شده است اطلاعات كمى از دين مبين اسلام و نظام جمهورى اسلامى دارد سالها قبل پدر ايشان به قصد ادامه تحصيل به آمريكا مهاجرت نموده و با دانشجويى مسيحى ازدواج مى نمايد. به قول خودش پدرشان به آيين خاصى تقيد نداشت نه مسلمان نه مسيحى نه بودايى و نه يهودى بود بلكه تلفيقى از همه اينها و نه هيچيك از اينها و اين وضعيت دوستمان را دچار نوعى بحران نموده بود با توجه به اينكه ايشان كه به تازگى مسلمان شده اند اطلاعات چندانى پيرامون دين مبين اسلام و نظام جمهورى اسلامى ندارند هم اكنون ميهمان ما هستند و حدودا شانزده ماه ديگر به آمريكا باز مى گردند ضرورت دارد تا به شكلى منسجم و سازمان يافته با اسلام و نظام جمهورى اسلامى آشنا گردند مقصود من از طرح اين سؤال بيشتر اين بود كه بدانم اولا يك فرد تازه مسلمان به ترتيب با چه مسائل و موضوعاتى بايد آشنا گردد و براى آشنايى با اين چه منابعى (عمدتا كتاب فارسى و انگليسى) وجود دارد مثلا در زمينه عقايد:1 منشور عقايد اماميه (آيت الله جعفر سبحانى انتشارات مدرسه امام على ع)2 آموزش عقايد آيت الله مصباح يزدى‏3 آموزش عقايد حجت الاسلام و المسلمين قرائتى‏را مى شناسم به عبارت ديگر فرد مسلمان ضرورت دارد در زمينه چه مسائل اعتقادى سياسى فرهنگى و ... مطالعه و تحقيق داشته باشد و در اين مسير چه منابعى را در اختيار دارد؟ ضرورت دارد منابعى كه معرفى مى گردد مستدل و گويا باشد تا بتواند به خوبى فرد را راهنمايى و قانع سازد. مسلما ايشان در صورت آشنايى كامل با دين مبين اسلام و نظام جمهورى اسلامى مى تواند عنصرى مؤثر در اطرافيان خود باشد.

دين اسلام يك مجموعه منظومه وار و اورگانيك است، به اين معنا كه اجزاء و حلقه هاى آن با يكديگر تاثير متقابل دارند. سنگ زير بنا و بنيادين ترين جزء دين مسائل اعتقادى به ويژه توحيد است. بنابراين براى آشنا شدن با دين اسلام بايد از بنيادى ترين جزء آن يعنى خدا شناسى باشد. امام على (ع) مى فرمايند: «اولى الدين معرفه الجبار» لذا شايسته است كه نقطه عزيمت براى شناخت دين را خداشناسى قرار داد، سپس نبوت و معاد را در دستور مطالعه گذاشت.

اگر به عنوان آغاز راه كتاب هاى زير پيشنهاد مى گردد:

1 كتاب سى درس درباره اصول دين، قم، موسسه در راه حق. اين كتاب به زبان انگليسى به عنوان زير چاپ گرديده است: Roots of Religion

2 شناخت اسلام، نوشته شهيد بهشتى، شهيد باهنر و... تهران: دفتر فرهنگ اسلامى

3 چرا مسلمان شدم؟ قم: موسسه در راه حق

4 سرى جهان بينى توحيدى، استاد مطهرى، انتشارات صدرا. (برخى از مجلدات آن توسط واحد بين المللى سازمان تبليغات اسلامى تهران به زبان انگليسى ترجمه شده است. (ميدان فلسطين)

5 انسان معاصر و مشكلات اجتماعى، شهيد سيد محمد باقر صدر. اين كتاب به زبان انگليسى ترجمه و توسط) Wofis ( در تهران به عنوان زير چاپ شده است:

contemporary men and sosial problema world organiation for Isiamic p.b.. 5422 Tehran

6 جمهورى اسلامى، شهيد مطهرى

7 قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران ترجمه به انگليسى توسط سازمان تبليغات اسلامى (ميدان فلسطين)

8 در رابطه با تاريخ اسلام كتاب فروغ ابديت نگاشته جعفر سبحانى مفيد است. اين كتاب با عنوان‏The massage به زبان انگليسى ترجمه و چاپ شده است. كتاب هاى مفيد ديگرى نيز وجود دارد. جهت آشنايى شما مراكز زير به نشر كتاب هاى اسلامى به زبان انگليسى به زبان انگليسى مى پردازند:

1 سازمان تبليغات اسلامى. كتاب فروشى آنان در ميدان فلسطين است.

2 مركز جهانى خدمات اسلامى) W.O.F.I.S ( صندوق. 2245 محل آنان حوالى پل كريم خان زند مى باشد.

3 انتشارات انصاريان. قم، خيابان صفائيه، كوچه آمار

در ضمن مى توانيد با شماره تلفن: 6609550- 0251 آقاى موسوى لارى تماس بگيريد. ايشان تاليفات مختلف به زبان هاى انگليسى تهيه كرده اند و براى تبليغ اسلام سابقه طولانى دارند. [3]

ادامه دارد ......

 


دين ,اسلام ,اديان ,يهودى,مسيحى ,باطل ,حقانيت ,شرايع ,نسخ ,قبول ,عصر ,رسالت,

باطل,دين ,پيامبر ,هادى,همگانى ,فراخوانى,چكيده ,حقانيت,حق,طولى ,لاحق,زمان ,انحصارگرايى ,سخت‏گيرانه ,تكثرگرايى ,نجات ,قرآن ,اعتدالى,كفر,,عناد ,لجاجت ,جهالت,نادانى ,قلب ,سلیم ,عامل ,عذاب ,حجت,حسن فعلى ,حسن فاعلى ,خالص ,بهانه ,كتاب ,شان ,نزول ,سلمان ,عبادت ,نشانه ,صابئان ,شراب ,حرام

 



[1] - (تفسير نمونه، ج 1، ص: 287)

[2] - (تفسير نمونه، ج 1، ص: 288)

[3] - cd   پرسمان  3


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    أَبُو جَعْفَرٍ ع يَقُولُ إِنَّ لِجَمِيعِ شَهْرِ رَمَضَانَ لَفَضْلًا عَلَى جَمِيعِ سَائِرِ الشُّهُورِ كَفَضْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَى سَائِرِ الرُّسُل‏

    جابر مى‏گويد: حضرت ابو جعفر امام باقر (ع) مى‏فرمود: برترى جمعه‏هاى ماه رمضان بر جمعه‏هاى ديگر ماهها، مانند برترى رسول خدا (ص) بر ديگر پيامبرا

    ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص 40

لينک هاي مفيد