Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 265075
تعداد بازدید : 248

اخلاص سردار شهید قاسم سلیمانی

اخلاص سردار شهید قاسم سلیمانی

اخلاص سردار شهید قاسم سلیمانی سردار قاسم سلیمانی و رنگ خدا سردار دلها . سردار قلوب سپهبد سردار شهید قاسم سلیمانی او قاسم با سین بود و خدایش قاصم با صاد قاسم، قاصم ستمگران بود

 

بسم الله الرحمن الرحیم  بسم الله القاصم الجبارین

اخلاص سردار شهید قاسم سلیمانی


سردار قاسم سلیمانی و رنگ خدا


سردار دلها . سردار قلوب


سپهبد سردار شهید قاسم سلیمانی


او قاسم با سین بود و خدایش قاصم با صاد


قاسم، قاصم ستمگران بود


یکی از ویژگیهای سردار اخلاص و خدایی بودن او بود که بر اساس آیه 96 سوره مريم که خداوند می فرماید إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا یعنی همانا كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح (و خالصانه)انجام داده‏اند خداوند رحمن محبت آنها را در دلها مى‏افكند.


سزاوار است دو آیه زیر را که در باره رنگ خداوند و اخلاص است با احادیث گهربار تبیین کنیم تا در رده افراد جامعه آن سردار را که یکی از الگوهای بارز و روشن اخلاص و رنگ خدا بود بیشتر و بهتر بشناسیم.


سوره بقره آیه 138


صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُون‏

 [به يهود و نصارى بگوييد:] رنگ خدا را [كه اسلام است، انتخاب كنيد] و چه كسى رنگش نيكوتر از رنگ خداست؟ و ما فقط پرستش كنندگان اوييم.


مصادیق  پنجگانه صِبْغَةَ اللَّهِ از دیدگاه روایات(بقره 138- صِبْغَةَ اللَّهِ  ‏)


  1. اسلام: پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند: صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً يعني به الإسلام.[1]

  2. رنگ مومنان به ولایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام:عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏ صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً قَالَ صِبْغَةُ الْمُؤْمِنِينَ بِالْوَلَايَةِ فِي الْمِيثَاقِ.[2]

  3. معرفت امیر المومنین علیه السلام عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ «صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً» قَالَ: الصِّبْغَةُ مَعْرِفَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ بِالْوَلَايَةِ فِي الْمِيثَاقِ‏.[3]

  4. دین خداوند: صِبْغَةَ اللَّهِ‏ يقال: دين اللّه. أي الزم دين اللّه‏[4]

  5. فطرت الهی: «صِبْغَةَ اللَّهِ»  أي دين اللّه، و خلقته التي خلقه عليها، و هى فطرته، من فاطر أي خالق.[5]

     

    سوره بقره  آیه 139


قُلْ أَ تُحَاجُّونَنا فِي اللَّهِ وَ هُوَ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ وَ لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ

(به یهود و نصارا) بگو: آيا درباره خداوند با ما گفتگو مى‏كنيد؟ در حالى‏كه او پروردگار ما و شماست و اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شماست و ما با اخلاص او را پرستش و ستايش مى‏كنيم


در ابتدا معنای اخلاص را از دیدگاه امام صادق علیه السلام بیان کنیم و سپس خصال عددی اخلاص را بیان کنیم:


معنای اخلاص:


امام صادق علیه السلام فرمود: لَا يصيرُ العَبدُ عَبداً خالِصاً للَّهِ عَزّ وَجلّ حتّى يَصيرَ المَدحُ وَالذمُّ عِندَه سَواءٌ؛ لِأَنّ‏ المَمدوحَ عِند اللَّهِ (عَزّ وَجلّ) لَايصيرُ مَذموماً بِذمِّهِم وَكَذلِكَ المذمومُ، فَلَا تَفرَحْ بِمدحِ أحدٍ؛ فَإنّه لَايزيدُ فِى منزِلَتِك عِندَ اللَّهِ (عَزّ وَجلّ) وَلَا يُغنيكَ عَن المَحكومِ لَك وَالمَقدورِ عَلَيك‏ [6]


. هيچ بنده‏اى به مقام اخلاص، نسبت به بندگى خداى (عزّ و جلّ) نايل نمى‏شود مگر اين كه مدح و ستايش و مذمّت و سرزنش نزد او يكسان گردد، زيرا انسانى كه نزد خدا مورد ستايش است با مذمت مردم مذموم نمى‏شود و كسى كه نزد خدا مذموم است با مدح مردم ممدوح نمى‏گردد، هرگز به مدح مردم شادمان مشو، زيرا مقام و منزلتت را نزد خدا نمى‏افزايد و آن حكم و مقدرى را كه درباره‏ى تو لازم شده از تو برطرف نمى‏كند.


دو نصاب برای عمل(بقره- 139- وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ)


  1. حسن فاعلی که با نصاب اخلاص تامین میشود و در قلمرو نیت است

  2. حسن فعلی که با نصاب تخصص شخص تامین می شود


 خداي سبحان دين خالص و واصب و تام را مي پذيرد نه دین مشوب را یعنی نه دین یهود که می گوید عزیر پسر خداوند است و نه دین مسیح که می گوید عیسی پسر خداوند است.: (ألا لله الدين الخالصُ)[ سوره زمر، آيه 3]، (وله الدّين واصباً).[ سوره نحل، آيه 52.]


در تفسیر نمونه آمده است:" واصب" در اصل از ماده" وصوب" به معنى دوام گرفته شده است، و بعضى آن را به معنى" خالص" تفسير كرده‏اند (طبعا تا چيزى خالص نباشد دوام پيدا نخواهد كرد) و ممكن است تعبير آيه فوق اشاره به هر دو جهت باشد، يعنى هميشه و هر زمان دين خالص از آن خدا است، و كسانى كه دين را به معنى اطاعت گرفته‏اند، واصب را به معنى واجب دانسته‏اند يعنى تنها بايد اطاعت فرمان خدا كرد.


در روايتى مى‏خوانيم كه شخصى از تفسير اين جمله از امام صادق ع سؤال كرد، امام فرمود: واصب يعنى واجب‏- تفسير برهان جلد 2 صفحه 373. [7]


در کل قرآن کریم فقط  در همین آیه  139سوره بقره (آیه مورد بحث) است  که ماده عمل با ماده اخلاص جمع شده است .و عمل وقتی قبول است و در دنیا و آخرت پاداش دارد که خالصانه انجام شود.


مسلمانیت  در  خیانت  نکردن  در سه چیز (بقره- 139- وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ)


امام صادق علیه السلام فرمود: (ثَلَاثٌ لَا يُغِلُّ عَلَيْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ‏ )  سه چيز است كه قلب مرد مسلمان در آنها خيانت نمى‏كند:


  1. اخلاص عمل براى خدا (إِخْلَاصُ الْعَمَل‏‏  لِلَّهِ)

  2. خیر خواهی نسب به رهبران و پیشوایان  مسلمان(یعنی اطاعت کردن آنها و همکاری با انها در اقامه حق ) (وَ النَّصِيحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ)

  3. و اهتمام در شركت دائمى در جماعت آنان، (وَ اللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِمْ)

    زيرا كه دعوت رهبران شامل همه كسانى است كه پشت سر آنهاست، مسلمانان برادرند و خون‏هاى آنان برابر است و كمترين آنها مى‏تواند از سوى آنان تعهّد بدهد و آنان نسبت به ديگران همدست هستند. (فَإِنَّ دَعْوَتَهُمْ مُحِيطَةٌ مِنْ وَرَائِهِمْ الْمُسْلِمُونَ إِخْوَةٌ تَتَكَافَأُ دِمَاؤُهُمْ يَسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ وَ هُمْ يَدٌ عَلَى مَنْ سِوَاهُمْ)[8]

    پنج نصیحت در پنج جهت و معانی آنها (بقره- 139- وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ)

     تميم دارى   از پيامبر خدا (ص) نقل مى‏كند كه فرمود: ( مَنْ يَضْمَنْ لِي خَمْساً أَضْمَنْ لَهُ الْجَنَّةَ قِيلَ وَ مَا هِيَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ )هر كس پنج چيز را براى‏ من ضمانت كند، من بهشت را براى او ضمانت مى‏كنم، گفته شد: آنها كدامند يا رسول اللَّه؟ فرمود:


  1. النَّصِيحَةُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اخلاص‏ براى خدا (یعنی صحت اعتقاد و اخلاص نیت در عبادت و همه کارهایش)

  2. وَ النَّصِيحَةُ لِرَسُولِهِ و تصديق پيامبر(یعنی اطاعت از در اوامر و نواهی او)

  3. وَ النَّصِيحَةُ لِكِتَابِ اللَّهِ او و تصديق كتاب خدا ( یعنی عمل به قران کریم)

  4. وَ النَّصِيحَةُ لِدِينِ اللَّهِ و ترويج دين خدا (یعنی تسلیم دین الهی)

  5. وَ النَّصِيحَةُ لِجَمَاعَةِ الْمُسْلِمِينَ‏ [9] و پند دادن به جماعت مسلمانان. (یعنی ارشاد مسلمانان به مصالح آنها)

    خود کلمه نصیحت یعنی اراده خیر برای منصوح مثلا اراده خیر  برای خداوند اخلاص و صاف کردن نیت   است در همه امورمنسوب به خداوند

     

    پنج راه برای ستایش خداوند از جمله اخلاص (بقره- 139- وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ)

    ابو حمزه ثمالى نقل مى‏كند كه به امام سجاد (ع) عرض كردم: اينكه فرموديد: (مَجِّدُوا اللَّهَ فِي خَمْسِ كَلِمَاتٍ) خدا را با پنج جمله ستايش كنيد، آن پنج جمله كدام است؟ فرمود:

     

  1. هنگامى كه گفتى:« سُبْحَانَ اللَّهِ وَ بِحَمْدِهِ » خداوند را از آنچه منحرفان مى‏گويند بالا بردى،

  2. و چون گفتى:« لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ » (فَهِيَ كَلِمَةُ الْإِخْلَاصِ الَّتِي لَا يَقُولُهَا عَبْدٌ إِلَّا أَعْتَقَهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِلَّا الْمُسْتَكْبِرِينَ وَ الْجَبَّارِينَ) اين كلمه اخلاص‏ است كه هيچ بنده‏اى آن را نمى‏گويد مگر اينكه خداوند او را از آتش آزاد مى‏كند جز گردنكشان و جباران،

  3. و كسى كه بگويد: « لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ » كار را به خدا واگذار كرده است،

  4. و كسى كه بگويد: « أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ » او گردنكش و جبار نيست، چون گردنكش اصرار بر گناه مى‏كند، همان گناهى كه هواى نفسش در آن به او غلبه كرده و دنيايش را بر آخرتش ترجيح داده است، (فَلَيْسَ بِمُسْتَكْبِرٍ وَ لَا جَبَّارٍ إِنَّ الْمُسْتَكْبِرَ الَّذِي يُصِرُّ عَلَى الذَّنْبِ الَّذِي قَدْ غَلَبَهُ هَوَاهُ فِيهِ وَ آثَرَ دُنْيَاهُ عَلَى آخِرَتِهِ)

  5. و كسى كه بگويد: « الْحَمْدُ لِلَّهِ » شكر هر نعمتى را كه خدا داده به جاى آورده است. [10]

    اخلاص تقویت کننده عقل و ابزار هفتگانه عقل و تقویت کنندگان دهگانه عقل (بقره- 139- وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ)

    از امام كاظم (ع) و او از پدرانش نقل مى‏كند كه پيامبر خدا (ص) فرمود: خداوند عقل را از نور پنهان و نهفته خود كه در علم پيشين خود بود و كسى را از نبى مرسل و فرشته مقرب به آن آگاه نساخته است، آفريد،:( قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْعَقْلَ مِنْ نُورٍ مَخْزُونٍ مَكْنُونٍ فِي سَابِقِ عِلْمِهِ الَّتِي لَمْ يَطَّلِعْ عَلَيْهِ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ)


  1. (فَجَعَلَ الْعِلْمَ نَفْسَهُ) پس علم را جان او

  2. (وَ الْفَهْمَ رُوحَهُ) و فهم را روح او

  3. (وَ الزُّهْدَ رَأْسَهُ) و زهد را سر او

  4. (وَ الْحَيَاءَ عَيْنَيْهِ) و حيا را دو چشم او

  5. (وَ الحِكْمَةَ لِسَانَهُ) و حكمت را زبان او

  6. (وَ الرَّأْفَةَ هَمَّهُ )و مهربانى را همت او

  7. (وَ الرَّحْمَةَ قَلْبَهُ) و رحمت را قلب او قرار داد

    ( ثُمَّ حَشَاهُ وَ قَوَّاهُ بِعَشَرَةِ أَشْيَاءَ)آنگاه او را با ده چيز پر كرد و تقويت نمود:


  1. (بِالْيَقِينِ) با يقين

  2. (وَ الْإِيمَانِ) و ايمان

  3. (وَ الصِّدْقِ )و راستى

  4. (وَ السَّكِينَةِ )و آرامش

  5. (وَ الْإِخْلَاصِ) و اخلاص‏

  6. (وَ الرِّفْقِ )و ملايمت

  7. (وَ الْعَطِيَّةِ )و بخشش

  8. ( وَ الْقُنُوعِ) و قناعت

  9. (وَ التَّسْلِيمِ )و تسليم

  10. وَ الشُّكْر)[11]و شكر

    عوامل ششگانه  اخلاص‏ از دیدگاه قرآن کریم(بقره- 139- وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُون

  11. نجات بخش ترین عمل برای انسان اخلاص است از اینرو سزاوار است بخاطر اهمیت آن  بخشی از راهکارهای رسیدن به اخلاص را بیان کنیم:


  1. احساس خطر؛ «فاذا ركبوا فى الفلك دعوا الله مخلصين له الدين». « عنكبوت/ 65»

    و يونس/ 22، زمر/ 8- 49، روم/ 32 و لقمان/ 32.

  2. توجه به قيامت؛ «قل امر ربى بالقسط و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد و ادعوه مخلصين له الدين كما بدأكم تعودون». « اعراف/ 29»

  3. توبه؛ «الّا الّذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا بالله و اخلصوا دينهم لله». « نساء/ 146»

  4. ايمان به خدا و قيامت؛ «و من الاعراب من يؤمن بالله و اليوم الاخر و يتخذ ما ينفق قربات عندالله». « توبه/ 99»

  5. ترس از خداوند؛ «انّما نطعمكم لوجه الله ... انا نخاف من ربنا يوماً عبوساً قمطريراً». « انسان/ 8- 10»

  6. توجه به پاداش خداوند و ربوبيت او؛ «و ما أسئلكم عليه من اجر ان اجرى الّا على رب العالمين».[12] « شعراء/ 109، 127، 145، 164 و 180


 

ثمره  سه  اخلاص درعمل در یک داستان‏(بقره- 139- وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ)


جابرجعفى كه از چهره هاى برجسته شيعه و از راويان ثقه و مورد اعتماد معصوم و فقيهان مكتب اهل بيت و داراى منزلتى عظيم و مرتبتى بزرگ است از پيامبراسلام روايت ميكند كه آن حضرت فرمود: در روزگار گذشته سه نفر باهم از شهر بيرون شده به سياحت و گردش رفتند. وارد غارى گشته و در آنجا مشغول عبادت شدند كه ناگهان سنگى بزرگ از بالاى كوه غلطيد و راه بيرون شدن از غار را بست.


به يكديگر گفتند: هيچ برنامه‏اى ما را از اين گرفتارى نجات نميدهد مگر اين كه از در صدق و راستى با خدا درآئيم و هركه هرعملى را براساس اخلاص براى خدا انجام داده بگويد و از حضرت او درخواست نمايد تا از اين گرفتارى نجاتمان دهد.


  1. اخلاص اول: يكى گفت خدايا تو آگاهى كه من به زنى دل بسته و عاشق و دل داده او بودم و در راه جذب وى ثروت فراوانى هزينه كردم يا دلش را به دست آورده، و با مراد خويش يك دلش نمودم، چون زمينه كام گرفتن از او فراهم شد ياد تو كردم و به حضرت تو و اين كه ناظر و حاضر من هستى توجه نمودم و از او دست برداشته او را رها ساختم، اكنون اين سنگ را به پاداش آن كارى كه خالصانه براى تو ترك كردم از سر راه ما بردار! بخشى از سنگ به طرفى رفت به صورتى كه شكاف غار آشكار شد.

  2. اخلاص دوم: ديگرى گفت: خدايا تو عالم و دانائى كه من چند كارگر را جهت زراعت اجير كردم كه پس از پايان كار به هريك نصف درهم مزد دهم، چون كار تمام شد و هريك مزدشان را دريافت داشتند و رفتند يكى از آنان گفت: من به اندازه دونفر زحمت كشيدم هرگز به نصف درهم راضى نخواهم شد، بايد مزدم را يك درهم كامل بدهى، اين بگفت و نصف درهم را از من اخذ نكرده رفت، من آن نصف درهمى كه از او نزدم باقى مانده بود در كار زراعت انداختم و مدتها بهره بردارى كردم تا سرمايه قابل توجهى شد! روزى صاحب نصف درهم آمد و از من مالش را درخواست نمود، هجده هزار برابر به او دادم، خدايا اگر ميدانى اين كار را فقط براى خوشنودى و رضاى تو و برپايه اخلاص انجام دادم اين سنگ را از سر راه ما بردار، در آن هنگام سنگ تكانى خورد كه توانستند يكديگر را مشاهده كنند.

  3. اخلاص سوم:آخرين نفر گفت: پروردگارا تو ميدانى كه پدر و مادر پيروكهنسال داشتم و همواره آنان را مورد احترام قرار ميدادم شبى ظرفى شير براى هردو آوردم، وقتى وارد خانه شدم ديدم هر دوخواب اند، ترسيدم اگر ظرف را زمين بگذارم بريزد، و اگر از خواب راحت بيدارشان كنم ناراحت شوند و راضى نباشند، خدايا تو آگاهى كه آنقدر ايستادم تا بيدار شده و آن شير را آشاميدند، اگر اين عمل را براى رضاى تو و با تكيه بر اخلاص انجام دادم اين سنگ را از سر راه ما بردار تا از گرفتارى نجات يابيم، سنگ به صورتى كنار رفت كه راه بيرون آمدن از غار براى آنان باز شد ، سپس پيامبر فرمود:«من صدق الله نجى:» هركه با خدا از در راستى و درستى درآيد نجات مييابد.[13]

    اخلاص زمينه قبول عمل‏‏(بقره- 139- وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ)

    روضات الجنات خوانسارى كه در چند مجلد در شرح زندگى بزرگان و علما و دانشمندان و حكما و فلاسفه و اهل عرفان تدوين يافته از خاتون آبادى مؤلف كتاب حدايق المقربين نقل ميكند كه: چند تن از علماى بزرگ شيعه چون حمدانى قزوينى و عبدالجباربن عبدالله مقرى و حسب بن بابويه در شهر بغداد درباره كتاب نهايه شيخ طوسى و ترتيب و ابواب و فصولش سخنانى به ميان آوردند و هريك به بيانى برشيخ بزرگوار اعتراض وارد ساختند و بالاتفاق رأى دادند كه خالى از عيب نيست.

    همه باهم براى زيارت مرقدمطهر اميرالمؤمنين على (ع) عازم نجف شدند درحالى كه اين جريان در زمان حيات شيخ بود.

    با يكديگر قرار گذاردند سه روز روزه بگيرند و غسل كنند و در زيارت شب جمعه از مولا بخواهند كه مسئله كتاب نهايه را براى آنان روشن كند.

    اعمال لازم را انجام دادند، شب معين حضرت را درعالم رؤيا ديدند كه فرمود: در فقه اهل بيت كتابى كه شايسته اعتماد باشد و به مسائلش بتوان رجوع كرد مانند نهايه شيخ همان كتابى كه در     باره اش اختلاف داريد تأليف نشده، و علّت اين ارزش آن است كه شيخ آن را براى رضاى خدا و با اخلاص نوشته، درباره موضوعات كتاب شك نكنيد، به مسائلش عمل نمائيد و برابر آن فتوا دهيد، نهايه شيخ به واسطه ترتيب و تفصيلى كه دارد شما را از ساير كتابها بينياز ميدارد.

    همين كه از خواب برخاستند هريك گفتند: درباره نهايه خوابى ديده ايم، قرار براين شد كه هركدام به طور جداگانه خواب خود را مشروحاً بنويسند آنگاه با يكديگر مطابقت دهند تا روشن شود در خوابها اختلافى وجود دارد يا نه، پس‏ از نوشتن و مطابقه كردن معلوم شد كمترين اختلافى در خوابهاى ديده شده نيست، همه براى عرض تبريك و تهنيت خدمت شيخ رسيدند، همين كه چشم شيخ طوسى به آنان افتاد فرمود: آنچه را من درباره نهايه گفتم نپذيرفتيد تا از زبان اميرالمؤمنين (ع) در خواب شنيديد.  [14]

     راههای هفتگانه رسیدن به اخلاص(بقره- 139- وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ)

    انسان وقتی هفت دیدگاه زیر را داشته باشد و به آنها عمل کند به درجه ارزشمند اخلاص می رسد:

    شخصى اراده سفر داشت به محضر حاتم اصم كه از عرفاى بزرگ بود رسيد و گفت: مرا وصيّتى كن، حاتم در پاسخ وى گفت:


  1. اگر يار و رفيق و مصاحب و دوست خواهى خدا تو را بس است.

  2. اگر همراه خواهى تو را كرام الكاتبين بس.

  3. اگر عبرت و پند خواهى تو را دنيا بس.

  4. اگر مونس خواهى تو را قرآن بس.

  5. اگر كار و كوشش خواهى تو را عبادت بس.

  6. اگر وعظ و واعظ خواهى تو را مرگ بس.

  7. و اگر اين‏ها كه گفتم تو را بس نيست پس دوزخ تو را بس! [15]

    سردار ,قاسم ,سلیمانی ,رنگ ,خدا,دلها,سپهبد ,شهید ,ستمگران ,اخلاص ,خدایی ,صِبْغَةَ ,اللَّهِ ,مُخْلِصُونَ,نصاب ,عمل,مسلمانیت  ,خیانت ,نصیحت

     




[1] قمى، على بن ابراهيم،- تفسير القمي    ج‏1  ص  62- عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ‏ عُرْوَةُ اللَّهِ الْوُثْقَى التَّوْحِيدُ وَ الصِّبْغَةُ الْإِسْلَامُ.- حويزى، عبدعلى بن جمعه، - تفسير نور الثقلين    ج‏1   ص 263- و بسیار دیگری از تفاسیر همین را گفته اند

[2] كوفى، فرات بن ابراهيم، - . تفسير فرات الكوفي    ص   62

[3] عياشى، محمد بن مسعود، - تفسير العياشى    ج‏1  ص  62

البحار ج 2: 88. البرهان ج 1: 157. الصافي ج 1: 144.

[4] ابن‏قتيبه، عبدالله بن مسلم، - تفسير غريب القرآن    ص   61- عن قتادة في قوله: صِبْغَةَ اللَّهِ: [الآية: 138] قال:دين اللّه‏ - صنعانى، عبدالرزاق بن همام، - تفسير القرآن العزيز المسمى تفسير عبدالرزاق    ج‏1  ص  79- و بسیار دیگری از تفاسیر همین را گفته اند

[5] ابوعبيده، معمر بن مثنى، - مجاز القرآن    ج‏1  ص  59 و بسیار دیگری از تفاسیر همین را گفته اند

 

[6] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار عليهم‏السلام / ج‏70 ص 294 / باب 134 النهي عن المدح و الرضا به 

مناهج أنوار المعرفة فى شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة / ج‏2 ص429 / باب بيست و پنجم در مدح و ذم

 

[7] - تفسير نمونه، ج‏11، ص: 261

 

 [8] - الكافي (ط - الإسلامية) ج‏1 403 باب ما أمر النبي ص بالنصيحة لأئمة المسلمين و اللزوم لجماعتهم و من هم 

الأمالي( للصدوق) 350 المجلس السادس و الخمسون

الخصال ج‏1 149 ثلاث لا يغل عليهن قلب امرئ مسلم 

البرهان في تفسير القرآن ج‏5 785 [سورة النصر(110): آية 1] 

 

[9] - الخصال    ج‏1  ص  294     قول النبي ص من يضمن لي خمسا أضمن له الجنة 

 

[10] - الخصال    ج‏1    299     الأمر بتمجيد الله عز و جل في خمس كلمات

موسوعة الكلمة / ج9 / 166 / كلمات التمجيد 

 معجم المحاسن و المساوى / ج8 ص327     

[11] - الخصال    ج‏2    427     إن الله تبارك و تعالى قوى العقل بعشرة أشياء 

[12] - هزار و يك نكته از قرآن كريم جلد(2)      ص   273  عوامل اخلاص  

 

[13] - تفسير حكيم    ج‏1    386     ثمره اخلاص درعمل  

 

[14] - تفسير حكيم انصاریان   ج‏1  ص  388     اخلاص زمينه قبول عمل

 

[15] - عرفان اسلامى  انصاریان   ج‏12  ص  37     حكايتى در اخلاص  



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    عبد اللَّه بن سنان از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: در وقت هر نماز، فرشته‏اى اين صلا دهد كه: اى مردم! بپا خيزيد و با نماز خود آن آتشهايى را كه با دستهاى خود در پشت خويش بر افروخته‏ايد خاموش كنيد

    ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق

لينک هاي مفيد