Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 271362
تعداد بازدید : 115

عصر تاسوعا و شب عاشورا حمله به خيام امام [عليه السّلام‏] در عصر تاسوعا

عصر تاسوعا و شب عاشورا حمله به خيام امام [عليه السّلام‏] در عصر تاسوعا

عصر تاسوعا و شب عاشورا حمله به خيام امام [عليه السّلام‏] در عصر تاسوعا عصر ,تاسوعا,عاشورا,حمله ,خيام ,حارث ,زين العابدين ,عمر بن سعد ,مژده ,بهشت,خيمه,شمشير ,زينب ,خواب,سيلى ,واى بر من,واى ,عباس بن على ,زهير بن قين,حبيب بن مظاهر,گزارش ,خطبه ,سخن ,سحرگاهان ,شب,زنده, دارى,عزرة بن قيس ,گمراهان ,عثمانى,حزب ,حق,ضايع,نماز ,مغفرت ,تلاوت ,دعا ,استغفار ,شمر ,عمرو بن حجاج بن سلمة زبيدى,قيس به اشعث ,مهلت

عصر تاسوعا و شب عاشورا

حمله به خيام امام [عليه السّلام‏] در عصر تاسوعا

حارث بن حصيره از عبد الله بن شريك عامرى از امام زين العابدين [عليه السّلام‏] نقل مى‏كند كه مى‏گفت: عمر بن سعد بعد از نماز عصر صدا زد: اى سواران خدا سوار شويد مژده باد شما را به بهشت! مردم سوار شدند، و به طرف حسين و يارانش [عليه السّلام‏] حمله بردند.

اين در حالى بود كه حسين [عليه السّلام‏] جلوى خيمه‏اش زانوها را به بغل گرفته و به شمشير خود تكيه داده چرت مى‏زد. خواهرش زينب فرياد سپاه ابن سعد را شنيد لذا به برادر خويش نزديك شد و گفت: برادر آيا نمى‏شنوى كه صداها نزديك مى‏شود؟

حسين [عليه السّلام‏] سر خويش را بلند كرد و فرمود: رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در خواب ديدم، بمن فرمود: شما به سوى ما مى‏آيى! در اين حين خواهرش به صورت خويش سيلى زد و گفت: اى واى بر من! [حضرت‏] فرمود: خواهرم واى بر تو مباد، خدا رحمتت كند آرام باش در اين بين عباس بن على [عليه السّلام‏] آمد گفت: برادرم: لشكر به طرف شما آمده است.

حسين [عليه السّلام‏] از جايش بلند شد و فرمود: عبّاس، جانم بفدايت- برادرم- سوار شو با آنها ملاقات كن بگو: چه شده؟ چه چيزى برايتان پيش آمده؟ و بپرس براى چه اينجا آمده‏اند؟ عباس تقريبا با بيست اسب سوار كه زهير بن قين و حبيب بن مظاهر در ميانشان بودند، روبرويشان ايستادند.

گفت: چه چيزى برايتان پيش آمده؟ و چه مى‏خواهيد؟

گفتند: فرمان أمير عبيد الله رسيده كه به شما متعرض شويم تا تحت فرمان او درآييد يا شما را تحت فرمان او درآوريم.

عباس [عليه السّلام‏] فرمود: عجله نكنيد تا نزد أبى عبد الله برگردم و آنچه گفتيد را به او گزارش دهم.

آنها متوقف شدند و گفتند: نزد او برو، جريان را به او گزارش بده بعد با پاسخش نزد ما بيا.

عباس برگشت و به سوى حسين [عليه السّلام‏] دويد تا خبر را به او اطلاع دهد. [در اين زمان‏] همراهان عباس ايستادند و براى سپاه عمر بن سعد خطبه خواندند ... حبيب بن مظاهر به زهير بن قين گفت: اگر مايلى با سپاه عمر بن سعد سخن بگو. و اگر مى‏خواهى من با آنها سخن مى‏گويم؛ زهير گفت: چون شما ابتدا اين پيشنهاد را داده‏اى شما با آنان سخن بگو. حبيب بن مظاهر گفت: فرداى قيامت بدترين قوم در نزد خدا آن قومى هستند كه در حالى نزد خدا مى‏روند كه فرزندان‏

نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطف، ص: 132

پيامبرشان [صلّى اللّه عليه و آله و سلّم‏] و خاندان و أهل بيتش عليهم السّلام و بندگان عابد اين شهر را كه در سحرگاهان به شبزندهدارى مى‏پردازند و بسيار خدا را ياد مى‏كنند، را كشته‏اند.

حبيب اين را به زهير بن قين گفت به طورى كه سپاه عمر بن سعد آن را مى‏شنيدند، لذا عزرة بن قيس از سپاه عمر بن سعد اين سخن را شنيد.

عزرة بن قيس به حبيب گفت: هر چه مى‏توانى از خودت تعريف كن! زهير گفت:

خدا نفس او را پاكيزه گردانيده و او را هدايت كرده است، آى عزرة از خدا بترس، من خيرخواه شما هستم، آى عزرة تو را به خدا، مبادا از كسانى باشى كه گمراهان را در كشتن نفوس پاك يارى مى‏كنند! عزرة بن قيس گفت: آى زهير! تو در نزد ما جزو [پيروان‏] أهل اين بيت [يعنى اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم‏] نبوده‏اى، تو عثمانى بودى‏[1] [حال چه شد كه از حسين حمايت مى‏كنى‏].

زهير گفت: مگر نه اينست كه شما با موضع‏گيرى فعلى‏ام فهميدى من از آنان [اهل بيت‏] هستم. و الله من هرگز براى حسين نامه ننوشته‏ام، و هيچ‏گاه فرستاده‏اى را به سويش نفرستاده‏ام. و به او وعده يارى نداده‏ام ولى شما نامه نوشتيد، امّا مسير راه، من و او را به هم رسانيده است. وقتى حسين را ديدم به ياد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و موقعيت حسين نزد او افتاده‏ام، و فهميدم او به طرف دشمنانش يعنى شماها مى‏آيد لذا عاقلانه ديده‏ام كه او را يارى كنم و در حزب او باشم، و جانم را پاى جان او قرار دهم، تا بدين وسيله حق خدا و رسولش [صلّى اللّه عليه و آله و سلّم‏] را كه شما ضايع كرده‏ايد مراعات كرده باشم.

وقتى عباس بن على آنچه عمر بن سعد به حسين [عليه السّلام‏] پيشنهاد كرده بود را به اطلاع حسين [عليه السّلام‏] رسانيد حسين [عليه السّلام‏] فرمود: نزدشان برگرد و اگر مى‏توانى كارشان را تا صبح فردا به عقب بينداز و آنها را امشب از ما دور كن، تا كه شايد امشب به درگاه پروردگارمان نماز بگذاريم و او را بخوانيم و از او طلب مغفرت بكنيم! خدا مى‏داند كه من نماز به درگاهش و تلاوت كتابش و دعا و استغفار زياد را دوست مى‏دارم.

عباس بن على [عليه السّلام‏] اسبش را دوانيد تا به آنها رسيد، و گفت: آى با شما هستم! أبا عبد الله از شما مى‏خواهد امشب را برگرديد تا در مورد اين مسأله فكر كند، اين مسأله امريست كه در اين مورد بين شما و او سخنى ردّ و بدل نشده است. وقتى صبح شد ان شاء الله با هم ملاقات خواهيم داشت، يا به پيشنهاد شما راضى مى‏شويم و آنچه را كه شما مى‏طلبيد و بر آن اصرار داريد مى‏پذيريم، يا آن را نپذيرفته و رد مى‏كنيم.

[حضرت‏] با اين پيشنهاد مى‏خواست آنان را آن شب از نزد خويش بازگرداند تا فرصتى يافته دستوراتش را بدهد و به خانواده‏اش وصيت بنمايد. عمر بن سعد گفت: اى شمر نظرت چيست؟ شمر گفت نظر شما چيست؟ تو فرمانده هستى نظر، نظر توست؛ عمر بن سعد گفت: اى كاش من نمى‏بودم، سپس رو به مردم كرد و گفت: نظر شما چيست؟[2] عمرو بن حجاج بن سلمة زبيدى گفت: سبحان الله! و الله اگر اينها از اهالى ديلم‏ هم بودند[3] و از شما اين تقاضا را مى‏كردند سزاوار بود خواسته‏شان را اجابت مى‏كردى.

قيس به اشعث گفت: خواسته‏شان را اجابت كن، قسم به جانم، فردا صبح با تو خواهند جنگيد! عمر بن سعد گفت: و الله اگر بدانم مى‏خواهند جنگ بكنند امشب را به آنها مهلت نمى‏دهم![4] علىّ بن الحسين [عليه السّلام‏] مى‏فرمايد: در اين اثناء پيكى از طرف عمر بن سعد نزد ما آمد، ايستاد و به طورى كه صدايش به گوش مى‏رسيد گفت: تا فردا به شما مهلت مى‏دهيم، اگر تسليم شويد شما را نزد امير عبيد الله بن زياد مى‏فرستيم و اگر از تسليم شدن بپرهيزد شما را رها نخواهيم كرد.[5][6]

عصر ,تاسوعا,عاشورا,حمله ,خيام ,حارث ,زين العابدين ,عمر بن سعد ,مژده ,بهشت,خيمه,شمشير ,زينب ,خواب,سيلى ,واى بر من,واى ,عباس بن على ,زهير بن قين,حبيب بن مظاهر,گزارش ,خطبه ,سخن ,سحرگاهان ,شب,زنده, دارى,عزرة بن قيس ,گمراهان ,عثمانى,حزب ,حق,ضايع,نماز ,مغفرت ,تلاوت ,دعا ,استغفار ,شمر ,عمرو بن حجاج بن سلمة زبيدى,قيس به اشعث ,مهلت

 

 



[1] - منشأ پيدايش اصطلاح عثمانى اين بود كه پس از قتل عثمان مسلمانان به دو دسته تقسيم شده بودند دسته‏اى عثمان را مظلوم و كشتن او را گناهى بزرگ تلقى كردند و على‏[ عليه السّلام‏] را مسئول ريخته شدن خون عثمان دانسته‏اند، و دسته ديگر عثمان را مجرم و گناهكار شمرده و على‏[ عليه السّلام‏] را مسئول خون عثمان نمى‏دانسته‏اند از اين رو به گروه اول عثمانى و به گروه دوم علوى مى‏گفته‏اند.

[2] - عمر بن سعد از نظر امويان و دستگاه عبيد الله متهم به اين بود كه تمايل به جنگ با حسين عليه السّلام را ندارد از اين رو عبيد الله، شمر را مأمور كرد تا مراقب او باشد بهمين علت اكنون نمى‏خواست خودش به حسين عليه السّلام مهلت بدهد مى‏خواست اين مهلت دادن را به گردن شمر بيندازد و بگويد شمر هم نظرش همين بود ولى شمر متوجه شد و زيركانه بار مسئوليت را بر گردن عمر بن سعد قرار داد و گفت فرمانده تويى و نظر اصلى نظر توست.

[3] -چون ديلميان پس از شكست ساسانيان از سپاه اسلام، سرسختانه مقاومت مى‏كردند و مانع ورود مسلمانان به مازندران و گيلان مى‏شدند مسلمانان عرب نيز با آنان به سختى رفتار مى‏كردند و اين رفتار سرسختانه طرفين در ميان مردم آن زمان به صورت ضرب المثل در آمده بود از اين رو عمرو بن حجّاج عصر تاسوعا به عمر بن سعد گفت، اگر ديلميان كافر از شما يك شب مهلت مى‏خواستند سزاوار بود بپذيريد، چه رسد به اينها كه از ديلميان نيستند.

[4] - تاريخ طبرى، 5/ 416 و 417، به نقل از أبى مخنف از حارث بن حصيرة از عبد الله بن شريك عامرى كه از اصحاب امام سجاد عليه السّلام بود و احتمالا اين خبر را از آن حضرت نقل كرده است و شيخ مفيد تنها تقاضاى مهلت امام عليه السّلام براى نماز و دعا را همراه با اندكى تغيير ذكر كرده است، ر ك: ارشاد 2/ 90 و 91.

[5] - تاريخ طبرى، 5/ 417 و 418، به نقل از أبى مخنف از حارث بن حصيرة از عبد الله بن شريك عامرى و ارشاد شيخ مفيد، 2/ 91، با كمى تغيير.

[6]- ابو مخنف كوفى، لوط بن يحيى، نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطفّ - قم، چاپ: دوم، 1380 ش.

نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطف ؛ ص130

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    وَ رُوِيَ أَنَّ الرَّجُلَ يَكْذِبُ الْكَذِبَةَ فَيُحْرَمُ بِهَا صَلَاةَ اللَّيْلِ فَإِذَا حُرِمَ صَلَاةَ اللَّيْلِ حُرِمَ بِذَلِكَ الرِّزْق‏ إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1 93 الباب الثاني و العشرون في فضل صلاة الليل

    روايت شده مردى كه دروغ بگويد از نماز شب محروم مى‏شود پس هر گاه از نماز شب محروم شد بدين جهت از روزى فراخ محروم مى‏شود

لينک هاي مفيد