RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 30902
تعداد بازدید : 1175

اثر اقامه نماز : ترك گناهان و فحشاء و منكر( نماز واکسن گناه)

اثر اقامه نماز : ترك گناهان و فحشاء و منكر( نماز واکسن گناه) و اثر ترک نماز

اثر اقامه نماز : ترك گناهان و فحشاء و منكر( نماز واکسن گناه)و اثر ترک نماز

اثر اقامه نماز : ترك گناهان و فحشاء و منكر( نماز واکسن گناه)

اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُون‏ ( سوره عنكبوت آيه 45 )

آنچه را از اين كتاب به سوى تو وحى شده تلاوت كن، و نماز را برپا دار، زيرا نماز از گناهان بزرگ و آنچه (در شرع و عقل) ناپسند است بازمى‏دارد، و البته در ياد خدا بودن انسان، و يادكردن خدا انسان را بزرگتر است، و خدا مى‏داند چه مى‏كنيد.

بعد از پايان بخشهاى مختلفى از سرگذشت اقوام پيشين و پيامبران بزرگ و برخورد نامطلوب آنها با اين رهبران الهى، و پايان غم‏انگيز زندگى آنها، روى سخن را- براى دلدارى و تسلى خاطر و تقويت روحيه و ارائه خط مشى كلى و جامع- به پيامبر كرده دو دستور به او مى‏دهد:نخست مى‏گويد" آنچه را از كتاب آسمانى (قرآن) به تو وحى شده تلاوت كن" (اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ).

اين آيات را بخوان كه هر چه مى‏خواهى در آن است: علم و حكمت، نصيحت و اندرز، معيار شناخت حق و باطل، وسيله نورانيت قلب و جان، و مسير حركت هر گروه و هر جمعيت.بخوان و در زندگيت به كار بند، بخوان و از آن الهام بگير، بخوان و قلبت‏

را به نور تلاوتش روشن كن.

بعد از بيان اين دستور كه در حقيقت جنبه آموزش دارد، به دستور دوم مى‏پردازد كه شاخه اصلى پرورش است، مى‏گويد:" و نماز را بر پا دار" (وَ أَقِمِ الصَّلاةَ).

سپس به فلسفه بزرگ نماز پرداخته مى‏گويد:" زيرا نماز انسان را از زشتيها و منكرات باز مى‏دارد" (إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ)طبيعت نماز از آنجا كه انسان را به ياد نيرومندترين عامل بازدارنده يعنى اعتقاد به مبدء و معاد مى‏اندازد داراى اثر بازدارندگى از فحشاء و منكر است. ( فرق ميان" فحشاء" و" منكر" در جلد 11 صفحه 370 ذيل آيه 90 سوره نحل آمده است كه در يك عبارت كوتاه مى‏توان گفت:" فحشاء" اشاره به گناهان بزرگ پنهانى، و" منكر" گناهان بزرگ آشكار است، و يا فحشاء گناهانى است كه بر اثر غلبه قواى شهويه، و منكر بر اثر غلبه قوه غضبيه صورت مى‏گيرد.)

انسانى كه به نماز مى‏ايستد، تكبير مى‏گويد، خدا را از همه چيز برتر و بالاتر مى‏شمرد، به ياد نعمتهاى او مى‏افتد، حمد و سپاس او مى‏گويد، او را به رحمانيت و رحيميت مى‏ستايد، به ياد روز جزاى او مى‏افتد، اعتراف به بندگى او مى‏كند، از او يارى مى‏جويد صراط مستقيم از او مى‏طلبد، و از راه كسانى كه غضب بر آنها شده و گمراهان به خدا پناه مى‏برد (مضمون سوره حمد).

بدون شك در قلب و روح چنين انسانى جنبشى به سوى حق و حركتى به سوى پاكى و جهشى به سوى تقوا پيدا مى‏شود.براى خدا" ركوع" مى‏كند، و در پيشگاه او پيشانى بر خاك مى‏نهد، غرق در عظمت او مى‏شود و خودخواهى‏ها و خود برتربينى‏ها را فراموش مى‏كند.شهادت به يگانگى او مى‏دهد گواهى به رسالت پيامبر ص مى‏دهد.

بر پيامبرش درود مى‏فرستد و دست به درگاه خداى بر مى‏دارد كه در زمره‏ بندگان صالح او قرار گيرد (تشهد و سلام).همه اين امور موجى از معنويت در وجود او ايجاد مى‏كند، موجى كه سد نيرومندى در برابر گناه محسوب مى‏شود.اين عمل چند بار در شبانه روز تكرار مى‏گردد، هنگامى كه صبح از خواب برمى‏خيزد در ياد او غرق مى‏شود.

در وسط روز هنگامى كه غرق زندگى مادى شده ناگهان صداى تكبير مؤذن را مى‏شنود، برنامه خود را قطع كرده، به درگاه او مى‏شتابد، و حتى در پايان روز و آغاز شب پيش از آنكه به بستر استراحت رود با او راز و نياز مى‏كند و دل را مركز انوار او مى‏سازد.

از اين گذشته به هنگامى كه آماده مقدمات نماز مى‏شود خود را شستشو مى‏دهد پاك مى‏كند، حرام و غصب را از خود دور مى‏سازد و به بارگاه دوست مى‏رود همه اين امور تاثير بازدارنده در برابر خط فحشاء و منكرات دارد.

منتها هر نمازى به همان اندازه كه از شرايط كمال و روح عبادت برخوردار است نهى از فحشاء و منكر مى‏كند، گاه نهى كلى و جامع و گاه نهى جزئى و محدود.

ممكن نيست كسى نماز بخواند و هيچگونه اثرى در او نبخشد هر چند نمازش صورى باشد هر چند آلوده گناه باشد، البته اين گونه نماز تاثيرش كم است، اين گونه افراد اگر همان نماز را نمى‏خواندند از اين هم آلوده‏تر بودند.

روشنتر بگوئيم: نهى از فحشاء و منكر سلسله مراتب و درجات زيادى دارد و هر نمازى به نسبت رعايت شرايط داراى بعضى از اين درجات است.

ترك نماز و گرفتار گناهان و فحشا و منكر شدن :‌

فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا (سوره مريم آيه 59 )

سپس در پى آنها جانشينانى آمدند كه نماز را ضايع كردند و از شهوت‏هاى (نفس) پيروى كردند، پس به زودى (سزا و كيفر) گمراهى خود را خواهند ديد.

 از گروهى كه از مكتب انسانساز انبياء جدا شدند و پيروانى ناخلف از آب در آمدند سخن مى‏گويد و قسمتى از اعمال زشت آنها را بر مى‏شمرد و مى‏گويد:" بعد از آنها فرزندان ناشايسته‏اى روى كار آمدند كه نماز را ضايع كردند، و از شهوات پيروى نمودند كه به زودى مجازات گمراهى خود را خواهند ديد" (فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا).

 خلف" (بر وزن برف) به معنى فرزندان ناصالح و به اصطلاح" ناخلف" است در حالى كه" خلف" (بر وزن صدف) به معنى فرزند صالح است.

اين جمله ممكن است اشاره به گروهى از بنى اسرائيل باشد كه در طريق گمراهى گام نهاده، خدا را فراموش كردند، پيروى از شهوات را بر ذكر خدا ترجيح دادند، جهان را پر از فساد نمودند و سرانجام به نتيجه اعمال سوء خود در دنيا رسيدند و در آخرت نيز خواهند رسيد.در اينكه منظور از" اضاعه صلاة" در اينجا ترك نماز است و يا تاخير از وقت آن، و يا انجام دادن اعمالى كه نماز را در جامعه ضايع كند؟ مفسران احتمالهاى مختلفى داده‏اند، ولى معنى اخير، صحيحتر به نظر مى‏رسد.

چرا از ميان تمام عبادات، روى نماز در اينجا انگشت گذارده شده؟ شايد دليل آن اين باشد كه" نماز" چنان كه مى‏دانيم سدى است در ميان انسان و گناهان، هنگامى كه اين سد شكسته شد، غوطه‏ور شدن در شهوات، نتيجه قطعى آنست و به تعبير ديگر همانگونه كه پيامبران، ارتقاء مقام خود را از ياد خدا شروع كردند و به هنگامى كه آيات خدا بر آنها خوانده مى‏شد به خاك مى‏افتادند و گريه مى‏كردند، اين پيروان ناخلف سقوط و انحرافشان از فراموش كردن ياد خدا شروع شد.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    وَ رُوِيَ أَنَّ الرَّجُلَ يَكْذِبُ الْكَذِبَةَ فَيُحْرَمُ بِهَا صَلَاةَ اللَّيْلِ فَإِذَا حُرِمَ صَلَاةَ اللَّيْلِ حُرِمَ بِذَلِكَ الرِّزْق‏ إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1 93 الباب الثاني و العشرون في فضل صلاة الليل

    روايت شده مردى كه دروغ بگويد از نماز شب محروم مى‏شود پس هر گاه از نماز شب محروم شد بدين جهت از روزى فراخ محروم مى‏شود

لينک هاي مفيد