RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 31098
تعداد بازدید : 3646

عوامل رفع استرس و اظطراب از دیدگاه قرآن کریم و روایات

عوامل رفع استرس و اظطراب از دیدگاه قرآن کریم عامل اول : صداقت و راستی

عوامل رفع استرس و اظطراب از دیدگاه قرآن کریم و روایات از سریق کسب مهم‏ترين دستاوردهاى راستى‏ و صداقت ( عامل اول )عوامل رفع استرس و اظطراب از دیدگاه قرآن کریم
عامل اول صداقت و راستی
معنای راستی و صداقت
اقسام صدق‏ و راستی
جايگاه راستگويى‏
مهم‏ترين دستاوردهاى راستى‏ و صداقت
آثار دروغ در زندگی
جمع بندی در عوامل رفع اضطراب و استرس
عوامل اضطراب و استرس

عوامل رفع استرس و اظطراب  از دیدگاه قرآن کریم (  عامل اول : صداقت و راستگویی ) آثار راستی و صداقت و آثار دروغ و دروغگویی 

معنای راستی و صداقت:

واژه «راستى» در زبان فارسى، مرادف واژه «صدق» در زبان عربى است كه در تعريف آن گفته‏اند: «صدق، مطابقت گفتار است با ضمير گوينده و آنچه از او خبر مى‏دهد. (هماهنگى نهاد، گزاره و ضمير گوينده) و اگر يكى از دو شرط منتفى گردد، صدق، كامل نيست. يعنى: به يك اعتبار مى‏توان گفت صدق، ناقص است و به يكى اعتبار مى‏توان گفت دروغ است. به طور مثال اگر كافرى بدون اعتقاد قلبى بگويد: «محمّد صلى الله عليه و آله رسول خداست» به اعتبار اينكه نهاد با گزاره هماهنگ است، سخن درستى است و به اعتبار اينكه سخن گوينده با ضميرش مخالف است، سخن دروغى است. چنانكه خداوند- در سوره منافقون- گواهى منافقان به رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله را تكذيب كرده، با اينكه خود، به پيامبرى او گواهى داده است.»  

واژه «صدّيق» نيز- كه صيغه‏مبالغه صدق‏است- به دو گونه تفسير شده است:

الف- كسى كه فراوان، راست بگويد يا هرگز دروغ نگويد.

ب- كسى كه در سخن و اعتقاد، راستگو باشد و آن را با كردار خود محقّق سازد.[1]  

  اقسام صدق‏

علماى اخلاق، صدق را بر شش نوع تقسيم كرده‏اند:

1)      راستى در سخن.

2)       راستى در نيّت و اراده.

3)       راستى در عزم.

4)       راستى در وفاى به عزم.

5)      راستى در عمل.

6)      راستى در محقق ساختن همه معارف دينى. كه مى‏توان گفت: همه اين اقسام به تفسير دوم واژه صدّيق بر مى‏گردد  

 

 

جايگاه راستگويى

علی علیه السلام فرمود: الصَّادِقُ عَلى‏ شَفا مَنْجاةٍ وَ كَرامَةٍ وَالْكاذِبُ عَلى‏ شُرُفِ مَهْواةٍ وَ مَهانَةٍ.  [2]

راستگو مشرف به نجات و كرامت است و دروغگو در پرتگاه سقوط و خوارى است ( که مایه بسیاری از نگرانی ها و استرسهاست)

راستگويى در شريعت مقدس اسلام از جايگاه بلندى برخوردار است به گونه‏اى كه آن را از اصول خدشه‏ناپذير اخلاق اجتماعى قرار داده و مسلمانان را موظّف كرده است كه هميشه و همه جا در برابر هر مخاطبى، سخن به راستى گويند و هيچ گاه زبان خويش را به گناه دروغ، آلوده نسازند؛ زيرا زشتى دروغ به اندازه‏اى است كه آن را در رديف گناهان كبيره قرار داده است .

در زيبايى و ارزشمندى راستگويى همين بس كه خداوند متعال، عالى‏ترين درجه آن را داراست:

.....وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَديثاً [3]

.... و چه كسى در سخن از خدا راستگوتر است؟!

.....وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قيلاً [4]

 ..... و چه كسى در گفتار از خدا راستگوتر است؟!

 و پيامبران خويش را نيز راستگو شمرده و فرموده است:

.... وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ [5]

 .... و فرستادگان او راست گفتند.

 

و حضرت على عليه السلام در سخنان نغزى، راستگويى را چنين مى‏ستايد:

راستگويى روح سخن است: «الصّدْقُ رُوحُ الْكَلامِ»  

و نیز فرمود : صدق و راستی اصل دين است: «الصّدْقُ رَأْسُ الدّينِ»  

و نیز فرمود : قوى‏ترين ركن ايمان است: «الصّدْقُ اقْوى‏ دَعائِمِ الْايمانِ»[6]  

روايات فراوان ديگرى نيز با تعابير گوناگون، از اهميّت و ارزش اين سجيه والاى اخلاقى سخن گفته‏اند.

  همسويى با فطرت‏

شما نيز اين ضرب المثل معروف را شنيده‏ايد كه: «سخن راست را از بچه بشنويد.» اين سخن ريشه در يك مسأله بديهى و روشن فطرى دارد و گوياى آن است كه هيچ كودكى دروغگو، از مادر زاده نمى‏شود، چنان كه هيچ كس، قاتل و سارق به دنيا نمى‏آيد بلكه محيط و معاشران، انواع كژى‏ها و بزهكارى‏ها را به او مى‏آموزند واو را از راه مستقيم فطرت منحرف مى‏سازند.

اگر نوزادى در يك محيط سالم رشد كند و مربّيان و اطرافيان او دروغ نگويند و به او نيز نياموزند، او هيچ گاه لب به دروغ نخواهد گشود و به مقتضاى فطرت پاك و سالمش، سخن به درستى خواهد گفت گر چه به زيانش باشد.

در قرآن مجيد داستان سخن گفتن حضرت عيسى عليه السلام در همان ساعات اوّل تولّد و گواهى او به نبوت و بندگى خويش و پاكدامنى مادرش مريم  صرف نظر از معجزه بودنش، اثبات مى‏كند كه انسان، فطرةً راستگوست و دروغگويى و ياوه‏سرايى بر خلاف سرشت اوست.

از سوى ديگر، اسلام نيز دين فطرت است و يك مسلمان واقعى، حتماً راستگوست، چرا كه در سخن امام على عليه السلام، راستى گفتار، ملاك مسلمانى شمرده شده‏است: « مِلاكُ الْاسْلامِ صِدْقُ الْلّسانِ »

 

 

مهم‏ترين دستاوردهاى راستى‏ و صداقت

راستگويى، صرف نظر از آثار آن، به خودى خود، فضيلتى بس بزرگ و از اخلاق انسان‏هاى كريم و با شخصيت است و افراد پاك سرشت بدون چشمداشت، سخن به راستى ادا مى‏كنند با اين وصف، راستگويى دستاوردهاى بسيار ارزشمندى دارد .

دست آوردهایی که در این قسمت بیان می کنیم به طریقی یا عامل شادی و سرور انسان است و یا عامل رفع و دفع نگرانی ها و استرسها است .بخشی از این دست آوردها عبارتند از:

 

1-   بهترین عامل تقوا و تقويت اخلاق نيك‏

از آثار بسيار پرارج راستگويى، آراسته شدن به صفات پسنديده ديگر و پرهيز از زشتى‏هاست چرا كه راستگو به خاطر پايبندى به صفت زيباى راستى، تلاش مى‏كند بسيارى از كارهاى نيك را نيز انجام دهد و از گناهان بپرهيزد از بيم آنكه مبادا در برابر پرسش ديگران قرار گيرد و آبرويش بر باد رود.

چنانكه از زبان فردى نقل كرده‏اند: «خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدم و عرض كردم: اى رسول خدا اخلاقى به من بياموز كه خير دنيا و آخرت را برايم فراهم سازد. آن حضرت فرمود: دروغ نگو. پس از سخن رسول اكرم صلى الله عليه و آله هرگاه تصميم به انجام كار زشتى مى‏گرفتم، به ياد سخن پيامبر مى‏افتادم و فورى از آن منصرف مى‏شدم زيرا با خود مى‏گفتم: اگر اين كار زشت را مرتكب شوم و كسى از من پرسد: آيا تو چنين كارى را انجام داده‏اى؟ يا بايد راست بگويم و به گناه اعتراف كنم، در اين صورت رسوا مى‏شوم و يا بايد دروغ بگويم كه با سخن پيامبر مخالفت كرده‏ام.»

الصِّدْقُ حَيَاةُ التَّقْوَى [الدَّعْوَى‏][7]

راستگوئى  مایه حیات پرهيزگاريست،  تقوا بدون صداقت بی جان و بی روح است .(و اصلا تقوایی نیست.) 

در مقابل اینکه صداقت باعث تقوا و اخلاق نیک می شود دروغگویی باعث بد کرداری انسان و ننگی و عیب او و از بین برنده خوبیها می گردد همانطور که علی علیه السلام فرمود:

الْكَذِبُ شَيْنُ الْأَخْلَاق‏[8]

دروغگوئى ننگ و عيب خصلتهاست. ( دروغ بدترین خصلت است و خصلتهای خوب دیگر را نیز از بین میبرد)

و نیز آن امام همام فرمودند:

الْكَذِبُ يُزْرِي بِالْإِنْسَان [9]

دروغ آدمى را عيبناك گرداند و عيب او باشد.

 

2-   از بین رفتن بسیاری از رذایل

از وهب بن منبه نقل شده كه وى گفت‏ .... موقعى كه صدق‏ و راستى‏ ضعيف شود، كذب و دروغ زياد و افتراء شايع و بهتان پديدار خواهد شد.

ولى موقعى كه صدق و راستى تحقّق يافت دروغ دور شده و خوار و خاموش گشته و افتراء و بهتان و توهين زائل گرديده، نيكى نزديك و خير قريب و آز و حرص دور مى‏شود[10]

 

3-   استحکام اتصال خویش به مبدأ هستی و سبب جلب فيضِ الهى

خداوند منبع و منشأ همه نيكى‏ها و زيبايى‏هاست و نيكوكاران، همواره مورد عنايت او قرار دارند و راستگو نيز رشته اتصال خويش را به مبدأ هستى محكم‏تر كرده، سبب جلب فيضِ الهى مى گردد و خدا به او با نظر لطف مى‏نگرد. حضرت‏باقر عليه السلام به مسلمانان چنين سفارش كرد:

 «... الا فَاصْدُقُوا فَانَّ اللَّهَ مَعَ مَنْ صَدَقَ»  

هان! راست بگوييد كه خداوند با كسى است كه راست مى‏گويد.

4-   موقعيت ممتاز و ارجمندی

راستگويان، همواره نزد خود، خدا و مردم، سرافراز و روسفيدند و در زندگى اجتماعى، به موقعيت ممتازى دست مى‏يابند؛ دوست و دشمن، با ديده احترام به آنان مى‏نگرند، صفاى درونى‏شان را تحسين مى‏كنند، به سخن و پيمانشان ارج مى‏نهند و خواسته هايشان را نيكو مى‏شمرند.

اميرمؤمنان عليه السلام دراين‏باره نيز مى‏فرمايد:

«انَّ الصَّادِقَ لَمُكْرَمٌ جَليلٌ وَانَّ الْكاذِبَ لَمُهانٌ ذَليلٌ» [11]                         

راستگو، محترم و ارجمند است ولى دروغگو، بى ارزش و خوار است.

انسان راستگو، متفكر باشد يا نويسنده، كاسب باشد يا كارمند، كارگر باشد يا كشاورز، سياستمدار باشد يا ... نزد همه عزيز و ارجمند است و بر عكس، دروغگو گر چه از مقام و ثروت و ديگر مظاهر مادّى هم بهره‏مند باشد، در چشم مردم حتى فرزندان و بستگان خود، بى ارزش و ذليل است.

حضرت صادق عليه السلام نيز در سخنى نورانى مى‏فرمايد:

 «الصّدْقُ نُورٌ مُتَشَعْشِعٌ فِى عَالَمِهِ كَالشَّمْسِ يَسْتَضيى‏ءُ بِها كُلُّ شَىْ‏ءٍ ...»[12]

راستگويى در عالم خود، نورى پر تلؤلؤ است، همانند خورشيد كه همه چيز از نور آن بهره‏مند مى‏گردد.

 

5-   نجات و رستگاری

الْفِكْرُ يَهْدِي الصِّدْقُ‏ يُنْجِي  [13]

فكر و انديشه  انسان را هدایت می کند و صداقت سبب نجات و رستگارى مى‏شود.

الصِّدْقُ يُنْجِي الْكَذِبُ يُرْدِي الْبُخْلُ يُزْرِي‏[14]

راست گوئى  انسان را  نجات دهد، و دروغ بهلاكت اندازد، و بخيلى خوار و بى‏مقدار گرداند.

الصِّدْقُ يُنْجِيكَ وَ إِنْ خِفْتَه‏[15]

راستى ترا رهائى مى‏دهد اگر چه از آن بترسى.

عَاقِبَةُ الصِّدْقِ نَجَاةٌ وَ سَلَامَة [16]

عاقبت راستى نجات و  رستگارى و سلامتى است.

 

6-   پیروزمندترین

الْعَمَلُ بِطَاعَةِ اللَّهِ أَرْبَحُ وَ لِسَانُ الصِّدْقِ أَزْيَنُ وَ أَنْجَح[17]

عمل كردن بفرمان بردارى خدا سودمندترست، و زبان راست آراسته‏تر وپیروزمندتر است.

الصِّدْقُ نَجَاحٌ الْكَذِبُ فَضَّاح[18]

راست گوئى در دنيا و عقبى ظفر و فيروزيست ، و دروغ گوئى بسى رسوا كننده است در دو سرا.

 

7-   ثبات و درخشندگی و جداکننده حق از باطل

 الصِّدْقُ‏ حَقٌّ صَادِعٌ [19]

 صداقت حقّى است صادع، «حقّ» امرى را گويند كه ثابت باشد  و «صادع» بمعنى درخشنده و جدا كننده حقّ از باطل است . 

8-   بهترین مهیا کننده

 [إِخْوَانُ‏] الصِّدْقِ أَفْضَلُ عُدَّة[20]

راستى افزونترين و بهترين عدّه است . یعنی راستی و صداقت  به انسان در برابر حوادث  آمادگی کامل می دهد    

9-   بهترین همراه

لِيَكُنْ مَرْجِعُكَ إِلَى الصِّدْقِ فَإِنَّ الصِّدْقَ خَيْرُ قَرِين[21]

بايد رجوع تو بسوى راستى كه بوده باشد ، پس بدرستى كه راستى بهترين همراه ست.

10-      حافظ ایمان و آرایش انسان

الصِّدْقُ رَأْسُ الْإِيمَانِ وَ زَيْنُ الْإِنْسَان‏[22]

راستگوئى سر ايمان و آرايش و زینت  انسان است.

11-      خیریت راستی و صداقت

الْزَمِ الصِّدْقَ وَ إِنْ خِفْتَ ضَرَّهُ فَإِنَّهُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْكَذِبِ الْمَرْجُوِّ نَفْعُه‏[23]

راستى را ملازم باش و از آن جدا مشو و اگر چه بترسى از زيان آن پس‏ بدرستى كه بهتر است از براى تو از دروغى كه نفع آن اميد داشته شده باشد ‏

12-      بهترین وسیله خیرات

الصِّدْقُ وَسِيلَةٌ الْعَفْوُ فَضِيلَة[24]

راستى وسيله فوز بخيرات و سعادات است، و عفو و در گذشتن از لغزشها و تقصيرات مردم عين فضيلت و   مكارم اخلاق است.

13-      بدرستی آمدن کارها

الصِّدْقُ صَلَاحُ كُلِّ شَيْ‏ء [25]

راستى صلاح هر چيزى است ( و کارهای او با صداقت به صلاح و درستی آید. )

14-      به سلامت ماندن

قَوِّمْ لِسَانَكَ تَسْلَم‏[26]

راست كن زبان خود را تا سالم مانى.

15-      آسان کننده وفاداری

كُنْ صَادِقاً تَكُنْ وَفِيّا[27]

راستگو باش تا وفا كننده باشى ، (بعهدها و پيمانها و وعده‏ها) صداقت وفا به پیمانها را آسان می کند.

16-      بهترین عامل راحتی

لِلصِّدْقِ نُجْعَة[28]

از براى  صداقت و راستى راحتى است( یعنی شخص راستگو هیچ وقت اضطراب و استرس این را ندارد که خلاف آن ثابت شود . )   

17-      قوی ترین برهان

مَنْ صَدَقَتْ لَهْجَتُهُ قَوِيَتْ حُجَّتُه [29]

هر كه زبان او راست باشد برهان او قوى باشد ( و حرف او قابل قبول مردم است . )

18-      مغلوب نشدن

لَا يُغْلَبُ مَنْ يَحْتَجُّ بِالصِّدْق‏

مغلوب نمى‏شود كسى كه حجت و دلیل او صداقت باشد . ویا  با صداقت احتجاج کند.

19-      کسب اعتماد کامل

20-      کسب دوستی و محبت

21-      کسب هیبت

يَكْتَسِبُ الصَّادِقُ بِصِدْقِهِ ثَلَاثاً حُسْنَ الثِّقَةِ بِهِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُ وَ الْمَهَابَةَ عَنْه[30]

راستگو بسبب راستگوئى خود سه چيز را كسب ميكند :

1)      اعتماد کامل  به او( مورد اعتماد و ثقه مردم)  

2)      و دوستى و محبت به او ( و پیدا کردن محبوبیت اجتماعی)

3)     و هیبت  داشتن از او  ( از انجام کارهای زشت در نزد او)

ولی در روایت دیگری علی علیه السلام برای شخص دروغگو  فرمود:

يَكْتَسِبُ الْكَاذِبُ بِكَذِبِهِ ثَلَاثاً سَخَطَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ اسْتِهَانَةَ النَّاسِ بِهِ وَ مَقْتَ الْمَلَائِكَةِ لَه‏[31]

دروغگو بدروغگوئى خود سه چيز را كسب ميكند :

1)     مورد غضب خداوند قرار گرفتن

2)      و خوار شدن در نزد مردم 

3)      و مبغوض ملائک شدن

 

22-      رشد و پاک شدن اعمال (سه چيز در برابر سه چيز)

محمد بن مسلم از امام صادق (ع) نقل مى‏كند كه فرمود:

1)      مَنْ صَدَقَ‏ لِسَانُهُ‏ زَكَا عَمَلُهُ كسى كه زبانش راست گو باشد عملش رشد مى‏كند

2)       وَ مَنْ حَسُنَتْ نِيَّتُهُ زَادَ اللَّهُ فِي رِزْقِهِ و كسى كه نيّتش خوب باشد، خداوند بر روزى او مى‏افزايد

3)       وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زَادَ اللَّهُ فِي عُمُرِهِ.[32]و كسى كه به خانواده‏اش نيكى كند، خداوند بر عمر او مى‏افزايد

23-      کامل شد اسلام و پاک شدن گناهان و خشنودی خداوند  

 َ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع‏ أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَمَلَ إِسْلَامُهُ وَ مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ وَ لَقِيَ رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ عَنْهُ رَاضٍ : امام چهارم (ع) فرمود:

چهار چيز است كه هر كس را باشد اسلامش كامل و گناهانش پاك گردد و پروردگار عز و جل خود را ملاقات مى‏كند در حالى كه خدا از او خشنود است

1)      مَنْ وَفَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَا يَجْعَلُ عَلَى نَفْسِهِ لِلنَّاسِ هر كس بآنچه بنفع مردم بر خويشتن قرار داده براى خدا انجام دهد

2)       وَ صَدَقَ‏ لِسَانُهُ‏ مَعَ النَّاسِ و زبانش با مردم راست باشد

3)      وَ اسْتَحْيَا مِنْ كُلِّ قَبِيحٍ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ النَّاسِ و از هر چه نزد خدا و نزد مردم زشت است شرم كند

4)       وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ أَهْلِهِ.[33] و با خانواده خود خوشرفتار باشد.

 

24-      محبوب شدن نزد خداوند و رسولش

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: أُتِيَ النَّبِيُّ ص بِأُسَارَى فَأَمَرَ بِقَتْلِهِمْ وَ خَلَّى رَجُلًا مِنْ بَيْنِهِمْ امام باقر عليه السّلام فرمود: اسيرانى چند به نزد پيغمبر آوردند پيغمبر دستور فرموده آنان را بكشند و مردى را از ميان آنان رها فرمود

 فَقَالَ الرَّجُلُ يَا نَبِيَّ اللَّهِ كَيْفَ أَطْلَقْتَ عَنِّي مِنْ بَيْنِهِمْ آن مرد عرض كرد اى پيغمبر خداى براى چه مرا از ميان اينان رها فرمودى

فَقَالَ أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ عَنِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ أَنَّ فِيكَ خَمْسَ خِصَالٍ يُحِبُّهَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ : فرمود: جبرئيل مرا از جانب خداوند خبر داد كه تو را پنج خصلت است خصلتهائى كه خدا و رسولش آنها را دوست ميدارد

1)      نسبت باهل و عيالت سخت غيرتمندى

2)       وَ السَّخَاءَ و سخاوت و بخشندگی

3)       وَ حُسْنَ الْخُلُقِ و خوش خلقى

4)       وَ صِدْقَ‏ اللِّسَانِ‏ و راستگوئى

5)       وَ الشَّجَاعَةَ و شجاعت دارى

 فَلَمَّا سَمِعَهَا الرَّجُلُ أَسْلَمَ وَ حَسُنَ إِسْلَامُهُ وَ قَاتَلَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص قِتَالًا شَدِيداً حَتَّى اسْتُشْهِدَ.[34]چون آن مرد اين سخن شنيد اسلام آورد و نيكو مسلمانى شد و در ركاب رسول خدا جنگ سختى نمود تا بدرجه شهادت رسيد.

وقتی انسان  با صداقت و راستی  محبوب خداوند شد در پيشگاه خدا «صدّيق» محسوب مى‏شود و انسان بر اثر عادت به راستگويى و امداد الهى، ديگر گرد ياوه سرايى و دروغپردازى نمى‏گردد و در نتيجه به قلّه رفيع صداقت، صعود مى‏كند   امام باقر عليه السلام فرمود:                       

 «انَّ الرَّجُلَ لَيَصْدُقُ حَتّى‏ يَكْتُبَهُ اللَّهُ صِدّيقاً» [35]

شخص، آن قدر راست مى‏گويد تا خداوند او را صدّيق، محسوب مى‏كند.

 

25-      از مکارم دهگانه اخلاق

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمَكَارِمُ عَشْرٌ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ فِيكَ فَلْتَكُنْ: امام صادق عليه السّلام فرمود: اخلاق ستوده ده تا است اگر توانى كه آنها را در خود فراهم آورى بايد چنين باشى

 فَإِنَّهَا تَكُونُ فِي الرَّجُلِ وَ لَا تَكُونُ فِي وَلَدِهِ كه آنها گاهى در خود مرد هست و در فرزندش نيست

 وَ تَكُونُ فِي وَلَدِهِ وَ لَا تَكُونُ فِي أَبِيهِ و در فرزندش هست و در پدر همين فرزند نيست

وَ تَكُونُ فِي الْعَبْدِ وَ لَا تَكُونُ فِي الْحُرِّ و در بنده باشد و در آزاد نباشد و آن ده خصلت:

1)      صِدْقُ‏ الْبَأْسِ شجاعت واقعى است

2)       وَ صِدْقُ اللِّسَانِ‏ و راستى زبان

3)       وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ و اداى امانت

4)       وَ صِلَةُ الرَّحِمِ و پيوستگى با خويشان

5)      وَ إِقْرَاءُ الضَّيْفِ و مهمان‏نوازى

6)      وَ إِطْعَامُ السَّائِلِ و غذا دادن بگدا

7)       وَ الْمُكَافَأَةُ عَلَى الصَّنَائِعِ و پاداش كارهاى نيك ديگران

8)       وَ التَّذَمُّمُ لِلْجَارِ و حمايت از همسايه

9)       وَ التَّذَمُّمُ لِلصَّاحِبِ و حمايت از رفيق

10)  وَ رَأْسُهُنَّ الْحَيَاءُ.[36] و سرآمد همه آنها حيا است.

                       

26-      منبع صفا و برکت

و راستگویی  چون اكسير گرانبها، شالوده زندگى را با صفا و مبارك مى‏كند، چنانكه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:

 «وَ اعْلَمْ انَّ الصّدْقَ مُبارَكٌ وَ الْكِذْبَ مَشْؤُومٌ»  [37]

بدان كه راستگويى، مبارك و دروغگويى، شوم است.

 

27-      نزديك‏ترين فرد به مقام شامخ نبوى در سراى جاويد

آنگاه با كسب اين پيشينه ارزشمند و پس از سپرى كردن زندگى پاك و مبارك، در سراى جاويد نيز نزديك‏ترين فرد به مقام شامخ نبوى صلى الله عليه و آله خواهد بود، چنانكه فرمود:

 «اقْرَبُكُم غَداً مِنّى‏ فِى الْمَوْقِفِ، اصْدَقُكُم لِلْحَديثِ ...»  [38]

نزديك‏ترين فرد شما به من در فرداى قيامت، راستگوترينتان خواهد بود.

 

آثار دروغ در زندگی

پس از بیان  آثار پر ارزش و نقش آفرین صداقت و راستی در زندگی ، لازم و ضروری است که بر اساس صنعت تضاد بعضی از آثار شوم دروغگویی را بیان کنیم که با رویارویی این دو تابلو انگیزه برای  صداقت و راستگویی بیشتر شود.

 انسان راستگو همواره با راستى، پلى بر حوادث و غوغاها مى‏زند و از ميان جرّ و بحث‏ها و گرفتارى‏ها به سلامت عبور مى‏كند، خود را دچار دغدغه دروغپردازى نمى‏كند و با پرهيز از ياوه سرايى، دريچه‏هاى سلامت و رهايى را به روى خود مى‏گشايد.

ولی دروغگو همواره ميان رسوايى و عذاب وجدان گرفتار است؛ اگر دروغ او فاش نشود، خود از ياوه‏اى كه بافته در رنج است و اگر دروغش افشا شود، رسوا مى‏گردد، از اين رو همواره از اضطراب روحى يا گرفتارى اجتماعى، رنج مى‏برد.

1-   تنگ شدن راه و روش کار برای انسان

مَنْ جَارَ [جَازَ] عَنِ الصِّدْقِ ضَاقَ مَذْهَبُهُ‏[39]

کسی که از صداقت و راستی دوری کند راه و روش و کار برای او تنگ شود( و این می تواند عامل بسیاری از شکستها و ناکامیها و نگرانیها شود.)

2-   متهم شدن

الْكَذَّابُ مُتَّهَمٌ فِي قَوْلِهِ وَ إِنْ قَوِيَتْ حُجَّتُهُ وَ صَدَقَتْ لَهْجَتُه‏ [40]

دروغگو در آنچه گويد تهمت زده شده است هر چند دليل او محكم باشد و زبان او راست باشد  

3-   کم شدن اعتماد به او

مَنْ عُرِفَ بِالْكَذِبِ قَلَّتِ الثِّقَةُ بِه‏[41]

هر كه به دروغ شناخته شود اعتماد باو كم مى‏شود 

 

 

4-   قبول نشدن راست او

مَنْ عُرِفَ بِالْكَذِبِ لَمْ يُقْبَلْ صِدْقُه‏[42]

كسى كه بدروغگوئى شناخته شود راست او قبول نشود.

5-   در لب پرتگاه و ذلت و خواری

الْكَاذِبُ عَلَى شَفَا مَهْوَاةٍ وَ مَهَانَة[43]

دروغگو بر كنار چاه عميق و خوارى است

6-   فاسد شدن نیکوئیها

فَسَادُ الْبَهَاءِ الْكَذِب‏ [44]

فساد نيكوئى دروغ است، نیکویی به وسیله دروغ فاسد می شود.  

7-   رسوایی

الْكَذِبُ عَيْبٌ فَاضِح‏ [45]

دروغ عيبى است رسوا كننده، چون دروغگویی او ظاهر می شود.

8-   دور شدن از صلاح و درستى

أَبْعَدُ النَّاسِ مِنَ الصَّلَاحِ الْكَذُوبُ وَ ذُو الْوَجْهِ الْوَقَاح‏

دورترين مردم از صلاح و درستى حال انسان بسيار دروغگوست  

9-   سرزنش و پشيمانى  

عَاقِبَةُ الْكَذِبِ مَلَامَةٌ وَ نَدَامَة [46]

عاقبت دروغ سرزنش و پشيمانى   است .

 

 

جمع بندی در عوامل رفع اضطراب و استرس

با توجه به احادیث و مطالب ارزشمند فوق عواملی که می تواند نقش آفرینی در از بین رفتن استرس واضطرابها گردد بیان کنیم . نا گفته نماند با احادیثی که خواندید  متوجه شدید که  همه این عوامل  با راستی و صداقت حاصل میشود:

1)      تقوا و تقويت اخلاق نيك‏

2)      استحکام اتصال خویش به مبدأ هستی و جلب فيضِ الهى

3)      محبوب شدن نزد خداوند و رسولش

4)      موقعيت ممتاز و ارجمندی

5)      نجات و رستگاری

6)      پیروزمندتری

7)      ثبات و درخشندگی و جداکننده حق از باطل

8)      مهیا کننده کارها

9)      بهترین همراه

10)  حفظ ایمان و آرایش انسان

11)  خیریت   

12)  بهترین وسیله خیرات

13)  بدرستی آمدن کارها

14)  به سلامت ماندن

15)  آسان کردن وفاداری

16)  بدست آوردن بهترین عامل راحتی

17)  بدست آوردن قوی ترین برهان

18)  مغلوب نشدن در کارها

19)  کسب اعتماد کامل در بین مردم

20)  کسب دوستی و محبت در بین مردم

21)  کسب هیبت در بین مردم

22)  رشد و پاک شدن اعمال  

23)  پاک شدن از گناهان و خشنودی خداوند  

24)  ایجاد منبع صفا و برکت

25)  نزديك‏ شدن به مقام شامخ نبوى در سراى جاويد( چه آرامش فراوانی  در دنیا با  کسب این مقام برای انسان حاصل می شود.)

عوامل اضطراب و استرس

با توجه به احادیث و مطالب ارزشمند فوق عواملی که می تواند عامل استرس واضطرابها گردد بیان کنیم . نا گفته نماند با احادیثی که خواندید  متوجه شدید که  همه این عوامل  با دروغگویی حاصل میشود:

1)      مورد غضب خداوند قرار گرفتن

2)      خوار شدن در نزد مردم 

3)      و مبغوض ملائک شدن

4)      ننگ و عيب داشتن

5)      تنگ شدن راه و روش کار برای انسان

6)      متهم شدن

7)      کم شدن اعتماد به او

8)      قبول نشدن راست او

9)      در لب پرتگاه و ذلت و خواری قرار گرفتن

10)  فاسد شدن نیکوئیها

11)  رسوایی

12)  دور شدن از صلاح و درستى

13)  سرزنش و پشيمانى   

 

 

دروغ مصلت‏آميز

آنچه پيرامون راستى آورديم، هميشه و همه جا كاربرد دارد و مسلمان بايد زندگى فردى و اجتماعى خويش را بر سخن راست بنا نهد. ولى در مواردى نادر و استثنايى كه راست گفتن، زيان جبران ناپذيرى نصيب افراد يا جامعه مى‏كند، بايد از گفتنِ سخنِ راستِ فتنه‏انگيز، پرهيز كرد و دروغِ مصلحت‏آميز گفت، مانند، جايى كه جان، مال يا آبروى مسلمانى در خطر باشد، اصلاح ميان دو فرد يا دو گروه، باز گو كردن مسائل جنگ وتاكتيك‏هاى جنگى، افشاى اسرار مردم و مملكت و مانند آن.   كه اگر سخن به راستى گويد به افراد و مملكت زيان مى‏رساند يا در جنگ شكست مى‏خورد و ....[47]

سه چيز است كه دروغ گفتن در آنها خوب و سه چيز است كه راست گفتن در آنها بد و سه طايفه‏اند كه همنشينى با آنها دل را مى‏ميراند

محاربى از امام صادق (ع) و او از پدرانش نقل مى‏كند كه پيامبر خدا (ص) فرمود: سه چيز است كه دروغ گفتن در آنها خوب است: حيله در جنگ و وعده دادن تو به همسرت و اصلاح ميان مردم. و سه چيز است كه راست گفتن در آنها بد است :

سخن‏چينى و دادن خبر ناگوار به كسى در باره خانواده‏اش و تكذيب خبر ديگران. و سه طايفه‏اند كه همنشينى با آنان دل را مى‏ميراند: همنشينى با انسان خسيس، سخن گفتن با زنان و همنشينى با ثروتمندان.

در پایان لازم است که یکی از راههای اصلاح زبان که ذکر آن است بیان کنیم:



[1] - مفردات، راغب اصفهانى، واژه صدق.

[2] - نهج البلاغة، ص: 117

[3] - النساء : 87     

[4] - النساء : 122    

[5] - يس : 52  

[6] - تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 218

[7] - تصنيف غرر الحكم و درر الكلم  218     

[8] - همان        219     

[9] - همان       220     

[10] - علل الشرائع، ج‏1، ص: 112

[11] - تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 219

[12] - مصباح الشريعة-ترجمه عبد الرزاق گيلانى       453     باب هفتاد و چهارم در باره صدق

 

[13] - تصنيف غرر الحكم و درر الكلم     58

[14] - همان       218     

[15] - همان       218     

[16] - همان       218     

[17] - همان ص  182     

[18] - همان       218    

[19] - همان ص 217 

[20] - همان     ص  217     

[21] - همان       217     

[22] - همان       218     

[23] - همان       218    

[24] - همان       218     

[25] - همان       219 

[26] - همان        219              

[27] -  همان              219              

[28] - همان              219              

[29] - همان              219              

[30] - همان      219       

[31] -  همان 220     

[32] -   ارشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص: 134

[33] - أمالي المفيد       299     المجلس الخامس و الثلاثون

[34] - أمالي الصدوق       271     المجلس السادس و الأربعون

 

[35] - مشكاة الأنوار في غرر الأخبار       172     الفصل التاسع عشر في الصدق و الاشتغال عن عيوب الناس و النهي عن الغيبة 

[36] -تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة، ج‏15، ص: 183

مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص: 239

 بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏66، ص: 372

[37] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏74، ص: 69

[38] - إرشاد القلوب إلى الصواب    ج‏1    133     الباب الثاني و الأربعون في حسن الخلق و ثوابه

[39] - تصنيف غرر الحكم و درر الكلم    ص  95     

[40]  همان

[41] - همان       220     

 

[42] - همان       220     

[43] - همان       220  

[44] - همان       220     

[45] - همان       220     

 

[46] - همان       221     

[47] - اصول اخلاق فردى         48   با حذف و اضافات و تغییرات  

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    وَ رُوِيَ أَنَّ الرَّجُلَ يَكْذِبُ الْكَذِبَةَ فَيُحْرَمُ بِهَا صَلَاةَ اللَّيْلِ فَإِذَا حُرِمَ صَلَاةَ اللَّيْلِ حُرِمَ بِذَلِكَ الرِّزْق‏ إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1 93 الباب الثاني و العشرون في فضل صلاة الليل

    روايت شده مردى كه دروغ بگويد از نماز شب محروم مى‏شود پس هر گاه از نماز شب محروم شد بدين جهت از روزى فراخ محروم مى‏شود

لينک هاي مفيد