Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 31139
تعداد مشاهدات : 1284

شادى از بخشش‏ عامل چهارم رفع اضطراب و استرس

شادى از بخشش‏ عامل چهارم رفع اضطراب و استرس

شادى از بخشش‏ عامل چهارم رفع اضطراب و استرس
کار هنرمندانه در عفو و گذشت از خطای دیگران
هفت « ز » انجام دادني (موجبه) در رفع خطا و عیب دیگران
هفت « ز » انجام ندادني (سالبه) در رفع خطا و عیب دیگران
حاصل چهارده کار فوق
آثار گذشت‏

بسم الله الرحمن الرحیم

شادى از بخشش‏ عامل چهارم رفع اضطراب و استرس

گذشت و اغماض هر يك از مسلمانها از لغزشها و كارهاى ناپسند ديگرى در محيط  اجتماع و خانواده از اهميّت فراوانى برخوردار است و بى‏توجهى به آن، جوّ صميميت و آسايش حاكم  را به محيط اضطراب، بدبينى، عصبانيت و عيبجويى مستمر هر يك از اعضای اجتماع  نسبت به يكديگر تبديل خواهد كرد.

بهترين راه به دست آوردن آرامش و سلامت روان و رهايى از اضطراب و ناراحتى و دورى از بدبينى و بى‏اعتمادى، گذشت از بديها، ظلمها و اشتباهات یکدیگر است.

افراد لئيم برخلاف  نیکوکاران فقط از ماديات لذت مى‏برند و كمتر بهره‏اى از صفات انسانى دارند انسانهاى با كرامت از اعمال نيك و سخاوتمندانه مسرور مى‏شوند و سرور و شادی می بخشند  و از آن لذت روحى مى‏برند. حضرت على عليه‏السلام در اين باره مى‏فرمايد:

مَسَرَّةُ الْكِرامِ فى‏ بَذْلِ الْعَطاءِ وَ لَذَّةُ اللِّئامِ فِى الطَّعامِ. [1]

شادى افراد با كرامت در بذل و بخشش است و لذت افراد لئيم در خوردن است.

کار هنرمندانه در عفو و گذشت از خطای دیگران:

گاهی وقتها وقتی انسان در برابر خطاها و لغزشهای دیگران قرار می گیرد می تواند باعث بسیاری از ناراحتیها و نگرانیها شود . وگاهی وقتها در برخورد با خطاها ناشیانه عمل می کنیم و این نیز باعث نگرانی و استرس و اضطرابهای فراوانی می شود از اینرو بر این شدیم که  روش صحیح قرآنی و روایی در برخورد با خطاها و لغزشها و گناهان دیگران را بیان کنیم تا دیگر در انجام این وظیفه خطیر گرفتار اضطراب و نگرانی های گوناگون نشویم. 

عفو و گذشت همیشه در برابر خطا و گناه است . از ديدگاه قران كريم براي اصلاح خطا و گناه ديگران ، بايد به ترتيب مراحل زير را انجام داد :

1)      فروبردن خشم

2)      عفو و صفح

3)      احسان

4)      امر به عرف و گفتن عیب

5)      دوری از جاهل

تمام مراحل فوق در دو آيه بيان شده است:

فرو بردن خشم، بخشش و احسان از آيه‌ي 134 سوره‌ي آل عمران استخراج مي‌شود:

الَّذينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ

 همانان كه در وسعت و شادى و فقر مالى و حالى انفاق مى‏كنند و فرونشانندگان خشم و بخشايندگان (لغزش‏هاى) مردم‏اند، و خدا نيكوكاران را دوست دارد.

توضيح :

وقتي انسان از خطا و گناه كسي ناراحت مي‌شود، اول بايد خشم خود را فرو ببرد. به وسيله‌ي وضو گرفتن[2]مي‌توان خشم خود را فرو برد، ولي اين فقط كافي نيست. بايد بعد از آن خاطي را عفو كند كه اين خشم، آتش زير خاكستر نشود و پس از آن بايد به او احسان و نيكي هم بكند تا ريشه­ی غضب بركنده شود و چيزي از خشم يا كينه و دشمني در قلب او باقي نماند . ولي هنوز كار تمام نشده است . انجام اين سه كار مهم مقدمه­ی انجام كار چهارم است. كار چهارم امر به معروف و متوجه كردن او به خطاي خويش است. به دليل آيه‌ي 199 سوره‌ي اعراف: خُذِ الْعَفْوَ [3]وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلينَ [4]

عفو و گذشت پيشه كن و به كار پسنديده فرمان ده و از نادان‏ها روى برتاب (تا دستور جهاد نيايد به ستيزه برمخيز).

 

توضيح :

در مرحله‌ي چهارم دو امر مهم است؛ امر اول، ضرورت بيان خطاي خطاكار است. چرا كه امام حسين عليه السلام مي‌فرمايد :.......وَ مَنْ أَحَبَّكَ نَهَاكَ وَ مَنْ أَبْغَضَكَ أَغْرَاك[5]

هر كس تو را دوست داشته باشد، (از كار ناپسند) بازت مي‌دارد و هر كه با تو دشمن باشد، فريبت مي‌دهد (و تشويقت مي‌كند).

امر دوم كيفيت بيان خطاي خطاكار است، چرا كه حضرت صادق عليه السلام فرمود:

أَحَبُّ إِخْوَانِي إِلَيَّ مَنْ أَهْدَى عُيُوبِي إِلَي[6]

محبوبترين برادرانم نزد من كسى است كه عيبهاى مرا پيش من هديه آورد (و آنها را به من گوشزد كند).

از این رو اگر بخواهیم عیب کسی را به او هدیه کنیم و به طریق نیکو بیان نماييم، باید برای بیان خطا هفت « ز » را انجام بدهیم و هفت « ز » را انجام ندهیم .


 

هفت « ز » انجام دادني (موجبه) در رفع خطا و عیب دیگران

1-     زبان قال يعني حرف زدن

 از نهى از منكر زبانى غفلت نورزيم كه بسيار كارساز است. چرا كه زن فرعون با گفتن «لا تَقْتُلُوهُ»[7] از كشته شدن موسى جلوگيرى كرد، چنان كه يكى از برادران يوسف با گفتن «لا تَقْتُلُوا يُوسُفَ» از كشته شدن يوسف جلوگيرى كرد. [8]

اين زبان قال خودش دو قسم مي‌شود :

1-1- پسنديده حرف زدن:

پسنديده حرف بزن. به دليل آيه‌ي 44 سوره‌ي طه فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى‏ با فرعون سخنى نرم بگوييد، باشد كه بپذيرد يا بترسد (و به پذيرش نزديك گردد).

و يا سوره‌ي بقره آيه‌ي 83 مي‌فرمايد: وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً و با مردم به زبان خوش سخن گوييد.

بديهى است اگر رهبر و مبلغ، شخص سختگيرى باشد، به زودى جمعيت از اطراف او پراكنده مى‏شوند و نفوذ خود را در قلوب از دست خواهد داد. چنان كه قرآن مجيد مى‏گويد: وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ [9] اگر سختگير و بد اخلاق و سنگدل بودى به طور مسلم از گرد تو پراكنده مى‏شدند.

 

1-2- حرف پسنديده زدن:

حرف پسنديده بزن. به دليل آيه‌ي 70 سوره‌ي أحزاب : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَديداً؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا پروا كنيد و سخنى درست و استوار گوييد.

2- زبان حال (یعني با عمل خود با مردم حرف زدن)

خداوند بنى اسرائيل را مذمّت مى‏كند و مى‏فرمايد:

أَتَأْمُرُونَ الْنَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ. [10]

آيا مردم را به نيكى دعوت مى‏كنيد؛ اما خود را فراموش مى‏نماييد، با اينكه شما خودتان كتاب [آسمانى‏] را مى‏خوانيد؟ آيا هيچ فكر نمى‏كنيد؟

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتاً عِندَاللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَاتَفْعَلُونَ. [11]

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چرا سخنى مى‏گوييد كه عمل نمى‏كنيد؟ نزد خدا بسيار موجب خشم است كه سخنى بگوييد كه عمل نمى‏كنيد.

در روايات اسلامى نيز به روش الگويى پرداخته شده است. امام صادق علیه السلام مى‏فرمايد:

كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِأَعْمَالِكُمْ وَ لَا تَكُونُوا دُعَاةً بِأَلْسِنَتِكُم [12]

مردم را با اعمال خود دعوت كنيد، نه با زبانهايتان .

و نيز امام جعفر صادق عليه السلام به ابن ابى يعفور فرمود:

كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَع ‏[13]

مردم را با اعمال خود فراخوانيد كه آنها عبادت و راستگويى و اداي امانت را در شما مشاهده كنند. (و اگر چنين شد به سوي شما خواهند آمد.)

خداوند در سوره‌ي تحریم آيه‌ي 6 مي‌فرمايد:

يا أَيُّهَا الَّذينَ أمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَ قُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خود و خانواده‏تان را از آتشى كه هيزم آن مردم و سنگ‏ها هستند، نگه داريد.

3- زمان مناسب

در زمان مناسب خطاي او را بگوييم؛ مثلاً خسته نباشد و در آن زمان از چيزي ناراحت نباشد تا حالت پذيرش در او ايجاد شود .

4- زمین مناسب

يعني در مكان مناسب خطاي اورا بيان كنيم؛ مثلاً در حضور ديگران نباشد تا در برابر آنان تحقير نشود، چرا كه از آسيب‏هاى ارتباطى‏ این است که عیب را در جمع به شخص خاطی بگوییم.

5 - زمینه‌ی مناسب

در گفتن خطاي شخص شتاب نكنيم. نخست زمينه را فراهم و بعد وي را متوجه خطايش نماييم.

هفت زمینه و نقشه و طرح را برای بیان خطا و دعوت به خیر بیان می‌کنیم، البته آن سه کار اول بهترین زمینه است برای بیان خطا و امر به عرف، یعنی کظم غیظ و عفو و احسان.

5-1- بيان صفات پسنديده او:

پيش از بیان خطا او را به خاطر صفات پسندیده‌ای که دارد، تشویق کنيم.

على عليه السلام در يكى از سخنان حكمت‏آميز خود فرموده است:

«أَلثَّناءُ بِأَكْثَرَ مِنَ الْأِسْتِحْقاقِ مَلَقٌ وَالتَّقْصيرُ عَنِ الْأِسْتِحْقاقِ عَىٌّ أَوْ حَسَدٌ» [14]

ستايش بيش از اندازه شايستگي، چاپلوسى است و كمتر از مقدار شايستگى فرد، عجز و ناتوانى و يا حسد است.

 

5-2- استفاده از القاب نيك:

القابى را به كار ببريم كه محبوب همه است. مثلاً خداوند در سوره‌ي احزاب آيه‌ي 32 همسران پيامبر را با صفت تقوا دعوت مي‌كند و مي‌فرمايد : «إِنِ اتَّقَيْتُنَّ»

اى همسران پيامبر! شما اگر تقوا پيشه كنيد مانند ديگر زنان (عادى) نيستيد، پس با گفتارتان ناز و عشوه مريزيد تا كسى كه در دل او مرض (فسق و فجور) است (در شما) طمع ورزد، و گفتارى نيكو (و دور از تحريك و ريبه) بگوييد.

 

 

 

5-3- برخورد عاطفی:

در برخورد با منكرات، ابتدا از راه عاطفه وارد شويم و سپس به امر و نهى بپردازيم. مثل همسر فرعون كه گفت: .«قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ»

(اين كودك) روشنى چشم من و توست، او را مكشيد، شايد (در آينده) ما را سودى بخشد يا او را به فرزندى گيريم و آنها (از عاقبت كار) آگاه نبودند [15]

5-4- اجتماع دو نفری و یا بیشتر:

در شيوه تبليغ، ارشاد، امر به معروف و نهى از منكر، گاهى بايد افراد دو نفرى يا بيشتر اقدام كنند. به دليل سوره‌ي قصص آيه 34 : و برادرم هارون، زبانش از من فصيح‏تر است، «فَأَرْسِلْهُ مَعِي» پس او را همراه من كمك و پشتيبان فرست، تا مرا تصديق كند، زيرا مى‏ترسم مرا تكذيب كنند (و من نتوانم هدفم را به روشنى بيان كنم).

 

5-5- استفاده از اشخاص محبوب او :

 گاهى بايد سخن را خود بگوييم، ولى آنجا كه حرف ما اثر ندارد، وظيفه ساقط نمى‏شود، بلكه بايد از ديگران که محبوب او هستند، بخواهيم كه آنان بگويند.

 

5-6- استفاده از موقعيت خانوادگي او :

از موقعيّت خانوادگى افراد كمك بگيريم؛ مثلاً بگوييم تو از خانواده­ی با اصالتيهستيو يا خانواده‌ي تو از موقعيت اجتماعي خوبي برخوردار هستند. به دليل آيه‌ي 32 سوره احزاب كه خداوند فرموده: «يا نِساءَ النَّبِيِّ»

 

5-7- استفاده از موقعيّت اجتماعى او :

از موقعيّت اجتماعى افراد استفاده كنيم. چون خداوند در مورد همسران پيامبر فرمود:«لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ»

يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً

 اى همسران پيامبر، شما اگر تقوا پيشه كنيد مانند ديگر زنان (عادى) نيستيد، پس با گفتارتان ناز و عشوه مريزيد تا كسى كه در دل او مرض (فسق و فجور) است (در شما) طمع ورزد، و گفتارى نيكو (و دور از تحريك و ريبه) بگوييد.

 

6- زعامت و رهبری و رها نکردن آن

دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر، بايد به صورت دائمى باشد، نه موسمى و موقّتى. خداوند در سوره­ی آل عمران آيه‌ي 104 از عبارات «يَدْعُونَ»، «يَأْمُرُونَ» و «يَنْهَوْنَ» استفاده كرده كه همه به صيغه‌ي مضارع است و بايد استمرار داشته باشد . ( البته اگر كسي را از منكري نهي كرديم و او ترك كرد، در اين زمينه ديگر نبايد او را نهي كنيم. ولي در زمينه‌هاي ديگر او را نبايد رها كرد.)

 

7- زیرکی

كسي كه مي‌خواهد خطاي ديگران را بگويد، در مراحلي كه گذشت بايد بسيار هوشمندانه عمل كند.

پيامبر گرامي ‌صلي الله عليه و آله فرمود : الْمُؤْمِنُ كَيِّسٌ فَطِنٌ حَذِر [16]

مؤمن زيرك، هوشمند و پرحذر است.

 

هفت « ز » انجام ندادني (سالبه) در رفع خطا و عیب دیگران

اما هفت « ز » که باید در بيان خطاي ديگران انجام نشود :

1- زبونی و زاری و ناتوانی

عمل به دستورات باید با تمام قوت جسمی و روحی باشد .

علي عليه السلام فرمود : ثَمَرَةُ الْعَجْزِ فَوْتُ الطَّلَب[17]

كسي كه در كارش عاجز باشد، مطلوب خود را از دست مي‌دهد .

نيز فرمود : الْعَجْزُ شَرُّ مَطِيَّة[18]

انسان بايد كه تن به عجز و ناتوانى ندهد و بناى كار خود را بر آن نگذارد كه باعث زيان دنيا و آخرت است، بلكه بايد سعى كند كه در هيچ كارى عاجز و فرومانده نباشد. در طرف مقابل نيز بايد ايجاد قوت و قدرت كنيم تا دستورات الهي را به اجرا درآورد. چنان كه خداوند در سوره بقره آيات 63 و 93 فرمود:

وَ إِذْ أَخَذْنا ميثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ

و(به ياد آريد) زمانى كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بالاى سرتان برافراشتيم (و گفتيم) آنچه را به شما داده‏ايم (از آيات تورات) به عزم و اراده­ی جدى بپذيريد و آنچه را كه در آن است (براى عمل) يادآور شويد، شايد پروا پيشه كنيد. (شبیه این آیه در سوره­ی اعراف آیه‌ی 171 آمده است.)

وَ سَأَلْتُ الْعَالِمَ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍقُوَّةُ الْأَبْدَانِ أَمْ قُوَّةُ الْقُلُوبِ فَقَالَ جَمِيعاً وَ قَالَ لَا قَوْلَ إِلَّا بِعَمَلٍ وَ لَا عَمَلَ إِلَّا بِنِيَّةٍ وَ لَا نِيَّةَ إِلَّا بِإِصَابَةِالسُّنَّة[19]

از امام رضا عليه السّلام پرسيدم: تفسير «خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ»* چيست؟ قوت بدن‏هاست و يا قوت دل‏ها؟

 فرمود: هر دو.

امام عليه السّلام فرمود: گفتار بدون كردار ارزشى ندارد و كردار بدون نيت اعتبار ندارد و نيت بدون مطابقت با سنت درست نيست.

 

2- زخم زبان

ترس، بخل، زخم زبان و توقّع نابجا از نشانه‏هاى بارز منافقان است. «أَشِحَّةً- تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ ... بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ» [20]

امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:

ضَرْبُ اللِّسَانِ أَشَدُّ مِنْ ضَرْبِ السِّنَان؛‏ زخم زبان از زخم نيزه‏ها هم كارى‏تر است‏.

و نيز فرمود : فِتْنَةُ اللِّسَانِ أَشَدُّ مِنْ ضَرْبِ السَّيْف [21]؛ فتنه‌ي زبان از زخم شمشير هم بدتر است‏ .

 

3- زهر چشم (خشم و غضب)

اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود: الْغَضَبُ يُفْسِدُ الْأَلْبَابَ وَ يُبَعِّدُ مِنَ الصَّوَاب [22]

غضب و خشم عقلها را فاسد و انسان را از درست انديشى دور مي‌كند، پس بايد از آن برحذر بود و آتش آنرا به آب حلم فرونشاند.

و نيز فرمود : الْغَضَبُ نَارٌ مُوقَدَةٌ مَنْ كَظَمَهُ أَطْفَأَهَا وَ مَنْ أَطْلَقَهُ كَانَ أَوَّلَ مُحْتَرَقٍ بِهَا [23]

غضب آتشى است مشتعل، كسى كه خشم خود را فرو نشاند، آن آتش را خاموش كرده است و آن كس كه غضب را به حال خودش آزاد گذارد، خود اوّلين كسى است كه در شعله‏هاى آن خواهد سوخت .

 

4- زعم (عمل نکردن به زعم و گمان)

خداوند در قرآن كريم از عمل به گمان نهي كرده است؛ از جمله : سوره‌ي نجم آيه‌ي 28 مي‌فرمايد: وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً

 با آنكه آنها را علمى به آن (ادعا) نيست، آنها جز از ظنّ و گمان پيروى نمى‏كنند، و بى‏ترديد ظنّ و گمان به هيچ وجه از حق بى‏نياز نمى‏كند.

و نيز در سوره‌ي يونس آيه‌ي 36 مي‌فرمايد :

وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما يَفْعَلُونَ

و بيشتر آنها (در اعتقاداتشان) جز از ظنّ و گمان پيروى نمى‏كنند، با آن كه بى‏ترديد (ظنّ و) گمان از هيچ حقّى بى‏نياز نمى‏سازد، همانا خداوند به آنچه مى‏كنند داناست.

و نيز در سوره‌ي إسراء آيه‌ي 36 مي‌فرمايد :

وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً

و از چيزى كه بدان علم ندارى (در مرحله اعتقاد و گفتار و عمل) پيروى مكن، زيرا گوش و چشم و دل، هر يك مورد سؤال قرار خواهند گرفت (از انسان درباره كارهاى آنها و از آنها درباره كارهاى خودشان مى‏پرسند).

 

5-زور و اجبار

زور در زبان فارسي یعنی كسي را بر امرى وادار كردن. دينى كه برهان و منطق دارد، نيازى به اكراه و اجبار ندارد و راهنما با دليل مي‌تواند خطاي شخص را بيان كند. خداوند در سوره‌ي بقره آيه‌ي 256 مي‌فرمايد : لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ

 در (اصول اعتقادات) دين اكراه نيست (زيرا اذعان و باورهاى باطنى اكراه‏پذير نيست بلكه تابع دليل و برهان است، و) بى‏ترديد راه هدايت از گمراهى (به واسطه­ی اين قرآن) روشن شده است، پس هر كه به طغيانگر (شيطان و پيروانش) كفر ورزد و به خدا ايمان آورد حقّاً كه به دستگيره­ی محكم چنگ زده كه گسستن ندارد، و خداوند شنوا و داناست.

 و نيز در سوره‌ي يونس آيه‌ي 99 مي‌فرمايد :

وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَميعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنينَ

و اگر پروردگار تو (به اراده تكوينى) مى‏خواست قطعاً كسانى كه در روى زمين‏اند همگى يكسره به اجبار ايمان مى‏آوردند (لكن خداوند بدون اجبار به ايمان دستور داده) پس آيا تو مردم را وا مى‏دارى تا به اكراه مؤمن شوند؟!

(پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از روى دلسوزى، براى ايمان آوردن مردم اصرار مى‏كرد.)

 

6- زور در زبان عربی (دوري از زلت و زشتی و قول باطل)

خداوند انسان را از قول باطل نهي كرده و در سوره‌ي حج آيه‌ي 30 مي‌فرمايد :

وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ

و از گفتار انحرافى (مانند دروغ، بهتان، شهادت به ناحق و آوازه‏خوانى) دورى جوييد.

و نيز در سوره‌ي فرقان آيه‌ي 72 مي‌فرمايد:

وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً

و آنان كه به دروغ گواهى نمى‏دهند و در مجالس دروغ و غنا و فحش و غيره حضور نمى‏يابند، و چون به لغو و بيهوده‏اى عبور كنند بى‏اعتنا و بزرگوارانه مى‏گذرند.

 

7- زاغ‌ْدل و زنگارْدل (کنایه از سیاه‌دلی و بددلی)

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: اطْلُبُوا الْحَوَائِجَ إِلَى ذِي الرَّحْمَةِ مِنْ أُمَّتِي تُرْزَقُوا وَ تُنْجَحُوا- فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ رَحْمَتِي فِي ذِي الرَّحْمَةِ مِنْ عِبَادِي وَ لَا تَطْلُبُوا الْحَوَائِجَ عِنْدَ الْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ فَلَا تُرْزَقُوا وَ لَا تُنْجَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ إِنَّ سَخَطِي فِيهِمْ.[24]

نيازهاى خود را از افراد بزرگوار و مهربان بخواهيد، تا برآورده شود، زيرا خداوند مي‌فرمايد: من رحمت خود را در دل بندگان خود قرار داده‏ام، و نيازها را از افراد سنگدل نطلبيد، زيرا توفيق نمى‏يابيد و به شما نمى‏بخشند و خداوند فرموده: خشم خود را در دل آنان قرار داده‏ام.

و امام صادق عليه السلام فرمود : وَ مَنْ خَشُنَ عُنْصُرُهُ غَلُظَ كَبِدُه[25]

و هر كه ذاتاً خشن باشد، قلبش قسى و سنگدل است.

 


 

حاصل چهارده کار فوق

اگر تمام چهارده « ز» كه هفت كار آن امر ايجابي و هفت كار ديگر امر سلبي بود، عمل كنيم، به آيه‌ي زير عمل كرده‌ايم كه خداونددر سوره‌ي مؤمنون آيه‌ي 96 مي‌فرمايد:

ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَصِفُونَ

 به بهترين شيوه، بدى و تجرّى آنها را دفع كن، ما به آنچه وصف مى‏كنند (از اظهار شرك و استهزاء به دين و كتاب تو) داناتريم.

و نيز در سوره‌ي قصص آيه‌ي 54 مي‌فرمايد :

أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِالسَّيِّئَةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ

آنهايند كه مزدشان به خاطر آنكه (بر ايمان و عمل به دو كتاب آسمانى) صبر كردند، دو بار به آنها داده مى‏شود، و با نيكى (در گفتار و كردار) بدى و آزار (مردم) را دور مى‏سازند، و از آنچه به آنها روزى كرده‏ايم انفاق مى‏كنند.

آثار گذشت

عفو و گذشت در محيط خانواده آثار ارزنده‏اى دارد كه همه آنها می تواند نقش مهمی  در ایجاد  آرامش  و رفع اضطراب و استرس داشته باشد  برخى از آنها عبارتند از:

1- ايجاد آرامش روحى‏

زندگى توأم با گذشت و اغماض، مايه ايجاد آرامش و آسايش روحى زن و شوهر و اهل خانه است. كسى كه در زندگى گذشت ندارد، همواره منتظر فرصتى است تا انتقام گيرد، از اين رو، پيوسته دغدغه روحى او در انتقام گيرى از ديگران، آرامش روحى را از او سلب مى‏كند، ولى كسى كه از روحيه عفو و گذشت برخوردار است، از اين دغدغه روحى ايمن است و بدون هيچ نگرانى و كينه‏اى نسبت به همسر خويش با آرامش خاطر در كنارش زندگى مى‏كند و از بهانه‏جوييهاى بيهوده و زيانبار دورى مى‏جويد.

 

2- زدودن كينه‏

اشتباهات و لغزشهايى كه گاهى در محيط خانواده از ناحيه زن يا شوهر صورت مى‏گيرد، مايه ايجاد كدورت و تيرگى روابط آنها مى‏شود. چنانچه اين تيرگى با عفو و گذشت جبران نشود، زمينه ايجاد اختلافات و درگيريهاى خانوادگى و فروپاشى كانون گرم خانواده مى‏گردد، ولى با گذشت و اغماض زن و شوهر نسبت به يكديگر كينه‏ها زدوده شده، تيرگيها از بين مى‏رود و در نتيجه خانواده از خطر چنين آفت بزرگى مصون مى‏ماند. رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

 «تَعافَوْا تَسْقُطِ الضَّغائِنُ بَيْنَكُمْ»  

نسبت به يكديگر گذشت كنيد، تا كينه‏هايتان برطرف شود.

كس از كار نيكو پشيمان نگشت                                    نباشد نكوتر ز عفو و گذشت‏

كند  دشمنان  تو را  از   تو شاد                                       برآرد ز بن بيخ كين و عناد[26]

 

3- فزونى عزّت‏

كسانى كه از رفتار همسر خويش خُرده مى‏گيرند، نه تنها به اصلاح رفتار او موفّق نمى‏شوند، بلكه امكان دارد موجب لجبازى و واكنش منفى او شوند، در حالى كه با گذشت و چشم‏پوشى از خطا، در نظر او عزيز و محترم جلوه كرده، از نفوذ كلام بيشترى برخوردار خواهد شد و با فزونى عزّت او پيوند خانوادگى تحكيم مى‏يابد. رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

عَلَيْكُمْ بِالْعَفْوِ فَإِنَّ الْعَفْوَ لَا يَزِيدُ الْعَبْدَ إِلَّا عِزّاً فَتَعَافَوْا يُعِزَّكُمُ اللَّهُ‏[27]

عفو و گذشت موجب عزّت بنده است. بنابراين، گذشت كنيد تا خدا به شما عزّت دهد.

4- طول عمر

آرامش روحى و روانى كه از ناحيه عفو و گذشت نصيب انسان مى‏شود، در سلامت جسمى او تأثير گذاشته و مايه فزونى عمر او مى‏گردد. رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

 «مَنْ كَثُرَ عَفْوُهُ مُدَّ فى‏ عُمْرِهِ»  [28]

كسى كه بسيار گذشت مى‏كند، به عمرش افزوده مى‏شود.

. 5- سپر عذاب الهى‏

از جمله آثار ارزنده عفو و بخشش از لغزشهاى ديگران ايمنى از عذاب الهى است. چنان كه امام على عليه السلام مى‏فرمايد:

 «الْعَفْوُ مَعَ الْقُدْرَةِ جُنَّةٌ مِنْ عَذابِ اللَّهِ سُبْحانَهُ» «3»

عفو و گذشت در حال توانايى [بر انتقام‏گيرى‏] سپر عذاب خداى سبحان است.

نتيجه مداومت برگذ شت نسبت به بديهاى ديگران در زندگى خانوادگى، ايجاد روابط سالم، انسانى و قابل ستايش است كه زن و شوهر در پرتو آن از سعادت خانوادگى بيشترى برخوردار مى‏شوند.[29]

 



[1] - تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 377

 

[2]  - پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله فرمود : ٍ أَنَّ الْغَضَبَ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ أَنَّ الشَّيْطَانَ خُلِقَ مِنَ النَّارِ وَ إِنَّمَا يُطْفِئُ النَّارَ الْمَاءُ فَإِذَا غَضِبَ أَحَدُكُمْ فَلْيَتَوَضَّأ  (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار،  ج‏70 ، 272    باب 132 ذم الغضب و مدح التنمر في ذات الله - مجموعة ورام(تنبيه الخواطر)  ج‏1   123    باب الغضب.)خشم از جانب شيطان است و شيطان از آتش آفريده شده است و آتش با آب خاموش مى‏شود، پس هر گاه كسى از شما خشمگين شد، بايد وضو بگيرد.

[3] - امالى طوسى. حسين بن عبدالله ... از احمد بن عيسى از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود: گاهى كه شخص محتاج و نيازمندى به من مراجعه مي‌كند، من با عجله و شتاب خواسته او را انجام مي‌دهم، چون مي‌ترسم كه نيازش برطرف شود (و من از فيض پرداختن به نيازمندان محروم باشم). آگاه باشيد كرامت و عظمت دنيوى و اخروى در قرآن در سه جمله است: خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ (اعراف 199) و تفسيرش اين است كه پيوند كنى با كسى كه از تو بريده و گذشت نمايى از آن كس كه به تو ظلم نموده و بخشش كنى به آن كه تو را محروم كرده است.‏قَالَ اللَّهُ تَعَالَى خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ  »- فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا جَبْرَئِيلُ مَا هَذَا- الْعَفْوُ- قَالَ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَكَ- وَ تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ وَ تُعْطِيَ مَنْ حَرَمَك‏ (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏72  ص:  243    باب 66 الغيبة )خداى تعالى فرموده در عفو چنگ زن و به نيكى وادار و از نادانها رو برگردان. رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود اى جبرئيل! اين عفو چه باشد؟ گفت: خدايت فرموده: درگذرى از آن كه به تو ستم كرده، و صله كنى با هر كه از تو بريده، و ببخشى به هر كه تو را محروم كرده است.‏

[4] - و نیز در جای دیگر بعد از عفو سفارش به معروف شده است :

بقره : 178   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى‏ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى‏ فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخيهِ شَيْ‏ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى‏ بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَليمٌ

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بر شما درباره كشته‏شدگان (به عمد، حكم) قصاص نوشته و مقرر شده: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن. پس هر كه (هر قاتلى كه) از جانب برادر (دينى) خود (ولىّ مقتول) مورد چيزى از عفو قرار گرفت (همه حق قصاص يا بعضى از آن را بخشيد يا تبديل به ديه نمود) پس (بر عفوكننده است نسبت به بقيّه يا گرفتن ديه) پيروى از معروف، و (بر قاتل است) پرداخت ديه به او به نيكى و احسان. اين (دستور كه قصاص حكم تخييرى است نه واجب معين) تخفيف و رحمتى است از جانب پروردگارتان. پس هر كه بعد از عفو، تجاوز كرد (قاتل را كشت) او را عذابى دردناك خواهد بود.

[5] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار  ج‏75  ص: 128 باب 20 مواعظ الحسين بن أمير المؤمنين صلوات الله عليهما  

[6]  - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار  ج‏71 ص:282    باب 19 علة حب المؤمنين بعضهم بعضا و أنواع  

[7] - قصص: 9

[8] - تفسير نور، ج‏9، ص: 22

[9]  - آل عمران آيه 159

[10] - بقره: 44

[11] - صف: 2- 3

[12] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج 5  ص:198    باب 7- الهداية و الإضلال و التوفيق

قرب‏الإسناد  ص:37    الجزء الأول من قرب الإسناد 

[13]  - مشكاة الأنوار في غرر الأخبار  ص:46    الفصل الثاني عشر في التقوى و الورع

[14]  -  بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار  ج‏70  ص:295    باب 134 النهي عن المدح و الرضا به .

 نهج البلاغة ص: 535

[15] - قصص :9

[16] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏64 ص: 307    باب 14 علامات المؤمن و صفاته 

[17] - تصنيف غرر الحكم و درر الكلم  ص:263   

[18] - همان

[19] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار  ج‏67  ص:209    باب 53 النية و شرائطها و مراتبها و كمالها و ثوابها و أن قبول العمل نادر  

[20] - احزاب : 19

[21] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏68 ص:286    باب 78 السكوت و الكلام و موقعهما و فضل الصمت و ترك ما لا يعني من الكلام 

[22] - تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص: 65    الموانع المتفرقة  

[23] - همان  ص: 303    آثار أخرى للغضب

[24] - إرشاد القلوب إلى الصواب    ج‏1 ص:185    الباب الحادي و الخمسون في أخبار عن النبي ص و الأئمة الأطهار  

[25] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار  ج‏75 ص:269  باب 23 مواعظ الصادق جعفر بن محمد ع و وصاياه و حكمه

[26] - گلهاى جاويدان(هزار كلمه قصار)، ص: 178

[27] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏68  ص401 باب 93 الحلم و العفو و كظم الغيظ 

[28] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏72، ص: 359

[29] - اخلاق خانواده(ج‏1)         51    با  حذف و اضافات  و تغییرات

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    قَالَ الصادق علیه السلام : مَسْحُ الْوَجْهِ بَعْدَ الْوُضُوءِ يَذْهَبُ بِالْكَلَفِ وَ يَزِيدُ فِي الرِّزْق‏ وَ أُمِرَ بِمَسْحِ الْحَاجِبِ وَ أَنْ يَقُولَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُنْعِمِ الْمُفَضِّلِ فَلَا تَرْمَدُ عَيْنَا

    و فرمود: دست كشيدن بچهره پس از وضوء ككمك چهره را بزدايد، و روزى را فراوان كند، تذکر: قبل از وضو پاهای خود را خوب بشویید تا تمیز شود که وقتی مسح کشیدید رغبت داشته باشید که آب دست و مسحتون را روی صورت بکشید. البته مومن همیشه باید پاهایش تمیز باشد. و فرمود: بابرو دست كشند و گويند: االْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُنْعِمِ الْمُفَضِل‏تا چشم درد نگيرد،

    بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏59، ص: 27

لينک هاي مفيد