Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 31210
تعداد مشاهدات : 1727

سيره عملي حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در شادی و تفریح

عوامل شادی در سيره عملي حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در شادی و تفریح

عوامل شادر در سيره عملي حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در شادی و تفریح و عوامل شادی در زندگی آن حضرت

تفريح سالم در رفتار علي عليه السلام

 

سيره عملي حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام  در شادی و تفریح

 

1- تماشاي آب گودال‏ها پس از باران

حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام نقل فرمود که:شبي در مدينه باران فراواني باريد و بيابان‏ها و گودال‏ها پُر از آب شد.صبح آن روز رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم به من فرمود:

بيا تا به صحراي «عقيق» برويم و طراوت و صفاي آب‏هاي جمع شده در گودال‏ها و درّه‏ها را تماشا کنيم.همراه پيامبر به تماشاي بيابان رفتيم و منظره‏هاي زيباي طبيعت را تماشا مي‏کرديم، گفتم:

اي رسول خدا! اگر ديشب اطّلاع مي‏داديد غذائي آماده مي‏کردم.

پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم فرمود:

آنکس که ما را تا اينجا آورد، نمي‏گذارد گرسنه بمانيم، ناگاه ابري آمد و خود را پائين کشيد و سفره غذائي در پيش روي پيامبر انداخت.

در آن سفره، انارهاي زيبائي بود که به آن طراوت و زيبائي هيچ چشمي نديده بود.

از آن انارها خورديم و مقداري براي فاطمه و فرزندان خود برداشتيم.

مناقب الفاخره - و ثاقب المناقب .

 

2-استفاده از زيبائي‏هاي طبيعت

حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام وقتي به سوي صفّين حرکت مي‏فرمود به سرزمين «بليخ» رسيد که، جاي خوش آب و هوائي بود، و رودخانه بزرگ و پُر آبي داشت، مناظر زيباي آن سرزمين، امام علي‏ عليه السلام را به خود مشغول کرد.

آن حضرت دستور داد تا سپاهيان در آنجا مدّتي بمانند و از آب و هواي دلنشين آن سامان بهره‏مند گردند،و استراحت کنند.

با اين که حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در حال پيشروي به سوي سرزمين صفّين بود، و جنگ بسيار سرنوشت سازي در پيش روي داشت، و لشگرِ چند ده هزار نفري را رهبري مي‏کرد،

امّا از تفريحات سالم سربازان و بهره‏برداري از طبيعت غفلت نفرمود.

فتوح ابن اعثم كوفي ص 512.

 

 سرگرمي هاي سالم

3- شناگري و تيراندازي

جوان و نوجوان براي رشد و کمال روحي و جسمي هم به فعّاليّت‏هاي بدني نياز دارد،و هم به طراوت و شادابي روح، بايد تفريحات سالم را بگونه‏اي براي جوانان فراهم کرد که هم وقت آنها را پُر کند، و بيکار و سرگردان نمانند، و هم در رشد جسمي و رواني آنان تأثير داشته باشد، که امام علي‏ عليه السلام به دو نوع از سرگرمي‏هاي خوب اشاره مي‏فرمايد که رهنمود داد:عَلِّمُوا أوْلادَکُمْ السَّباحَة وَ الِّرمايَة (بر کودکان و نوجوانان خود شناگري و تيراندازي بياموزيد.)

فروع كافي ج 6 ص 47 حديث 4

 

4 - شوخي‏هاي متواضعانه

خنديدن و خنداندن درست و دور از رفتارها و الفاظ زشت مانعي ندارد.

فرق است بين دروغ گفتن، مسخره کردن، بازي کردن با آبروي مردم، و فروتن و متواضع بودن.

حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام مردي بذله گو نبود، امّا لبخند بر لبان مبارکش بود، و در برخورد با کوچک و بزرگ شاد و داراي چهره‏اي شاداب و خندان بود.

الف - رسول گرامي اسلام‏ صلي الله عليه وآله وسلم نيز در فرصت‏هاي مناسب اصحاب و ياران خود را مي‏خنداند و آنها را شاداب و سرحال نگه مي‏داشت.

به پيرزني فرمود:

چرا تلاش مي‏کني، پير زنها به بهشت نمي‏روند.

آن زن ناراحت شد و گفت:

يا رسول اللَّه من به بهشت نمي‏روم؟

رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم در حالي که مي‏خنديد، فرمود:

همه جوان شده و وارد بهشت مي‏گردند.

ب - روزي پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم با امام علي‏ عليه السلام در مجلسي خرما تناول مي‏فرمود، و هسته‏هاي خرما را مقابل علي‏ عليه السلام مي‏گذاشت، بگونه‏اي که اگر کسي وارد مي‏شد فکر مي‏کرد همه خرماها را علي‏ عليه السلام خورده و آن حضرت چيزي تناول نفرموده است.

آنگاه خطاب به علي‏ عليه السلام فرمود:شما زياد خرما خورده‏ايد؟.

حضرت جواب داد:آنکس زيادتر خورده که خرما را با هسته آن تناول کرد؟

که لبخند بر لبان پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم نقش بست.

شرح نهج البلاغه ج6 ص 94 .

ج - امام علي‏ عليه السلام همواره از شوخي‏هاي زشت و بي‏معنا پرهيز مي‏کرد و عمروعاص را در پخش اينگونه شايعات مورد نکوهش قرار داد که در خطبه 84 مرز ميان شوخي‏هاي ناروا و روا را روشن کرد که فرمود:

عَجَباً لِابْنِ النَّابِغَةِ! يَزْعُمُ لِأَهْلِ الشَّامِ أَنَّ فِيَّ دُعَابَةً، وَأَنِّي امْرُؤٌ تِلْعَابَةٌ:أُعَافِسُ وَأُمَارِسُ! لَقَدْ قَالَ بَاطِلاً، وَنَطَقَ آثِماً.

أَمَا - وَشَرُّ الْقَوْلِ الْکَذِبُ - إِنَّهُ لَيَقُولُ فَيَکْذِبُ، وَيَعِدُ فَيُخْلِفُ، وَيُسْأَلُ فَيَبْخَلُ، وَيَسْأَلُ فَيُلْحِفُ، وَيَخُونُ الْعَهْدَ، وَيَقْطَعُ الْإِلَّ؛ فَإِذَا کَانَ عِنْدَ الْحَرْبِ فَأَيُّ زَاجِرٍ وَآمِرٍ هُوَ! مَا لَمْ تَأْخُذِ السُّيُوفُ مَآخِذَهَا، فَإِذَا کَانَ ذلِکَ کَانَ أَکْبَرُ مَکِيدَتِهِ أَنْ يَمْنَحَ الْقِرْمَ سُبَّتَهُ.

أَمَا وَاللَّهِ اِنِّي لََيمْنَعُنِي مِنَ اللَّعِبِ ذِکْرُ الْمَوْتِ، وَإِنَّهُ لََيمْنَعُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ نِسْيَانُ الْآخِرَةِ، إِنَّهُ لَمْ يُبَايِعْ مُعَاوِيَةَ حَتَّي شَرَطَ أَنْ يُؤْتِيَهُ أَتِيَّةً، وَيَرْضَخَ لَهُ عَلي تَرْکِ الدِّينِ رَضِيخَةً.

«شگفتا از عمروعاص پسر نابغه!    ميان مردم شام گفت که من اهل شوخي و خوشگذراني بوده، و عمر بيهوده مي‏گذرانم!! حرفي از روي باطل گفت و گناه در ميان شاميان انتشار داد.

مردم آگاه باشيد! بدترين گفتار دروغ است، عمروعاص سخن مي‏گويد، پس دروغ مي‏بندد، وعده مي‏دهد و خلاف آن مرتکب مي‏شود، درخواست مي‏کند و اصرار مي‏ورزد،

امّا اگر چيزي از او بخواهند، بخل مي‏ورزد، به پيمان خيانت مي‏کند، و پيوند خويشاوندي را قطع مي‏نمايد، پيش از آغاز نبرد در هياهو و امر و نهي بي‏مانند است تا آنجا که دست‏ها به‏سوي قبضه شمشيرها نرود.

امّا در آغاز نبرد، و برهنه شدن شمشيرها، بزرگ ترين نيرنگ او اين است که عورت خويش آشکار کرده، فرار نمايد.  

آگاه باشيد! بخدا سوگند که ياد مرگ مرا از شوخي و کارهاي بيهوده باز مي‏دارد، ولي عمروعاص را فراموشي آخرت از سخن حق بازداشته است، با معاويه بيعت نکرد مگر بدان شرط که به او پاداش دهد، و در برابر ترک دين خويش، رشوه‏اي تسليم او کند.»

حطبه 84 نهج البلاغه .

سپس در حکمت 450 ره‏آورد شوخي‏هاي ناروا را تذکّر مي‏دهد که:

مَا مَزَحَ امْرُؤٌ مَزْحَةً إِلَّا مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّةً.

«هيچ کس شوخي بيجا نکند، جز آن که مقداري از عقل خويش را از دست بدهد.»

حكمت 450 نهج البلاغه  .

د - روزي خليفه اوّل و دوّم در دو طرفِ امام علي‏ عليه السلام راه مي‏رفتند، چون قدّ آن دو، کمي بلندتر از آن حضرت بود، خليفه دوّم جملاتي را به شوخي و طنز مطرح کرد و خطاب به حضرت فرمود:اَنْتَ في بَيْنِنَا کَنُونِ «لَنَا»

«علي، تو در ميان ما، مثلِ حرفِ «نون» در «لَنَا» هستي.»

حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام بلافاصله و بدون مهلت پاسخ داد که:

اِنْ لَمْ اَکُنْ اَنَا اَنْتُمْ «لا»

«اگر من در ميان شما نباشم، شما مي‏شويد «لا».»

يعني اگر من نباشم، شما چيزي نيستيد، چون «لا» يعني «هيچ».

 

5 - شنا در رودخانه

يکي از لذّت‏هاي حلال، و تفريحات نشاط آور، شنا کردن است.

و در روايات اسلامي فراوان به يادگيري شنا و آموختن فنّ شناگري به فرزندان، سفارش شده است.

حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام به شناکردن علاقه داشت، با اينکه مي‏توانست روزهاي جمعه در منزل غسل جمعه کند، امّا به کنار رودخانه مي‏رفت و در رودخانه غسل جمعه و شنا مي‏کرد.

أشعث بن عبد مي‏گويد:

يک روز جمعه علي‏ عليه السلام را ديدم که در رودخانه فرات، شنا مي‏کرد و غسل جمعه انجام مي‏داد و در آن روز با پيراهني نو، نماز جمعه خواند.

 منهاج البرائه خويي ج 2 ص 208

6 - وسيله سواري امام علي

وسيله سواري براي هر کسي ضروري است،

و هرچه داراي کيفيّت بهتري باشد خوب است،

که در روايات آمده است، از سعادت مؤمن، اسب خوب است.

بحار ج 64 ص 171 حديث 19 .

حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام داراي:

يک شتر سواري،

يک اسب

و يک قاطر سفيد بود.

که آن را (دُلْدُلْ) مي‏گفتند، و در روز جنگ حنين سوار بر قاطر شد.

به امام علي‏ عليه السلام گفتند:

بر اسب سوار شو که چابک و گريزنده‏تر است.

حضرت فرمود:

اَلْخَيْلُ لِطَّلَبِ وَ الْهَرَبْ، وَ لَسْتُ مُدْبِراً وَ لا اَنْصَرِفُ عَنْ مُقْبِلٍ

(اسب براي گرفتن فراري، و گريز از ميدان است، در صورتي که من نه فراري را تعقيب مي‏کنم و نه خود از ميدان مي‏گريزم)

ناسخ التواريخ ص 710 - و عيون اخبار الرضا ج 2 و بحار ج 9 .

يعني حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در انتخاب وسيله سواري نيز اهداف بلند دفاعي و نظامي را در نظر دارد و وسيله سواري را منطبق با اهداف ارزشي خود انتخاب مي‏فرمود.

 

7-مسابقات اسب سواري

بر أساس ضرورت‏هاي دفاعي، اسب سواري، يکي از ورزش‏هاي ارزشمند بوده و خواهد بود.

با اينکه بُرد و باخت در بسياري از کارها حرام است،و حکم قمار بازي را دارد،امّا در تيراندازي،

شنا و اسب سواري اشکالي ندارد، تا چابک سواران رزمنده، همواره آماده دفاع باشند.

آنگاه که امام علي‏ عليه السلام در جنگ ذات السّلاسل، ناگهان سواره بر لشگر دشمن تاختن آغاز کرد که سُم اسب‏هايشان بر سنگ‏هاي بيابان مي‏خورد و جرقّه‏هاي اميد مي‏جهيد، قرآن به آن اسب‏ها، و برخورد سُم‏هايشان و جهيدن جرقّه‏هاي آتش‏زا در سوره «والعاديات» سوگند ياد مي‏کرد، که فرمود:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحاً 1ا فَالْمُورِيَاتِ قَدْحاً 2افَالْمُغِيرَاتِ صُبْحاً 3ا فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً 4افَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً 5ا إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ6ا وَإِنَّهُ عَلَي ذَلِکَ لَشَهِيدٌ7ا وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ 8ا أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ 9ا وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ 01ا إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ 11ا

به نام خداوند بخشنده مهربان

سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالي که نفس زنان به پيش مي‏رفتند،1ا و سوگند به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد سمهايشان با سنگ‏هاي بيابان)،2ا و سوگند به هجوم آوران سپيده دم3ا که گرد و غبار به هر سو پراکندند، 4ا و (ناگهان) در ميان دشمن ظاهر شدند،5ا که انسان در برابر نعمت‏هاي پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است؛6ا و او خود (نيز) بر اين معني گواه است!7ا و او علاقه شديد به مال دارد!8ا آيا نمي‏داند در آن روز که تمام کساني که در قبرها هستند برانگيخته مي‏شوند،9ا و آنچه در درون سينه هاست آشکار مي‏گردد، 01ادر آن روز پروردگارشان از آنها کاملاً باخبر است!.11ا

مسابقات اسب سواري، هم مقدّمه دفاع است،

و هم از تفريحات سالم به حساب مي‏آيد.

حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در کودکي آنچنان چالاک و تند و سريع حرکت مي‏کرد که اسبان راهوار را در حال دويدن مي‏گرفت و بر پشت آنان سوار مي‏شد.

سفينه البحار - ماده قوا  

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    قَالَ الصادق علیه السلام : مَسْحُ الْوَجْهِ بَعْدَ الْوُضُوءِ يَذْهَبُ بِالْكَلَفِ وَ يَزِيدُ فِي الرِّزْق‏ وَ أُمِرَ بِمَسْحِ الْحَاجِبِ وَ أَنْ يَقُولَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُنْعِمِ الْمُفَضِّلِ فَلَا تَرْمَدُ عَيْنَا

    و فرمود: دست كشيدن بچهره پس از وضوء ككمك چهره را بزدايد، و روزى را فراوان كند، تذکر: قبل از وضو پاهای خود را خوب بشویید تا تمیز شود که وقتی مسح کشیدید رغبت داشته باشید که آب دست و مسحتون را روی صورت بکشید. البته مومن همیشه باید پاهایش تمیز باشد. و فرمود: بابرو دست كشند و گويند: االْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُنْعِمِ الْمُفَضِل‏تا چشم درد نگيرد،

    بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏59، ص: 27

لينک هاي مفيد