Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 34418
تعداد مشاهدات : 2508

تاريخ زندگانى امام رضا علیه السلام

تاريخ زندگانى امام رضا علیه السلام

تاريخ زندگانى امام رضا علیه السلام انس با قرآن‏ راه توسل به قرآن کریم سخن حضرت در مورد قرآن کریم برخوردهاى تربيتى و سازنده‏ تواضع حضرت نظارت بر كار خادمان‏ به فکر نیازمندان در انداختن سیب موضعگيرى در برابر بستگان فاسد جلوگیری از غرور خلق و خوى محمّدى (ص) کلام حضرت : شش نشانه جوانمردی در حضر و سفر پنج کلمه بسیار گهر بار

تاريخ زندگانى امام رضا(ع)         34     

 تاريخ زندگانى امام رضا علیه السلام          

انس با قرآن‏

ابراهيم بن عباس رابطه حضرت على بن موسى (ع) با قرآن را چنين توصيف كرده است:

      1)            تمام سخنان حضرت‏رضا (ع) و پاسخهاى او (به سؤالات‏افراد) و استنادهاى آن گرامى برگرفته شده از قرآن‏بود

      2)            هرسه‏روز يك ختم‏قرآن : و هرسه‏روز يك ختم‏قرآن‏مى‏كرد ومى‏فرمود: اگربخواهم دركمتر از سه روز هم مى‏توانم ختم كنم؛ و ليكن به هنگام تلاوت آن به هيچ آيه‏اى برنمى‏خورم مگر آنكه در آن مى‏انديشم كه چه وقت و در چه موردى نازل شده است؛ از اين رو، هر سه روز يك بار ختم قرآن مى‏كنم.

 « عيون اخبار الرضا( ع)، ج 2، ص 193 و بحارالانوار، ج 49، ص 90.»

 

      3)            در بستر، بسيار قرآن تلاوت رجاء بن ابى ضحاك نيز در اين باره مى‏گويد: على بن موسى (ع) شب، هنگام قرار گرفتن در بستر، بسيار قرآن تلاوت مى‏كرد و چون به آيه‏اى برمى‏خورد كه درباره بهشت يا دوزخ بود، مى‏گريست و از خداوند بهشت را درخواست مى‏كرد و از آتش جهنم به او پناه مى‏برد. « همان، ص 196 و 94.»منشأ اين تأمّل و ژرف نگرى حضرت رضا (ع) نسبت به قرآن و تحول و تأثر آن گرامى از آيات وعد و وعيد آن اين است كه او قرآن را ريسمان محكم الهى و هدايتگر انسان به «صراط مستقيم» و بهشت مى‏دانست.

      4)            راه توسل به قرآن کریم : توصیه به قرآن در مشکلات : پيشواى هشتم (ع) علاوه بر آنكه خود همدم با قرآن بود به پيروى از جدّ بزرگوارش رسول خدا (ص)- كه امّت خويش را به هنگام روى آوردن فتنه‏ها به چنگ زدن به ريسمان محكم قرآن توصيه مى‏كرد  - پيروان خود را به هنگام گرفتارى و احساس بيم و خطر به روى آوردن به كتاب الهى سفارش كرده مى‏فرمود:  «اذا خِفْتَ امْراً فَاقْرَأْ مِأَةَ آيَةٍ مِنَ الْقُرْآنِ مِنْ حَيْثُ شِئْتَ ثُمَّ قُلْ: اللَّهُمَّ اكْشِفْ عَنِّى الْبَلاءَ ثَلاثَ مَرّاتٍ» « مكارم الاخلاق، ص363.»هر گاه از چيزى ترسيدى صد آيه از قرآن مجيد را از هر جا كه خواستى تلاوت كن، سپس سه بار بگو: «اللَّهُمَّ اكْشِفْ عَنِّى الْبَلاءَ».

 

      5)            سخن حضرت در مورد قرآن کریم :  روزى در محضر امام رضا (ع) سخن از قرآن به ميان آمد. امام (ع) درباره نظم قرآن و اعجاز و حجت آن با اهميّت سخن گفت؛ سپس فرمود:

      1)            «هُوَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتينُ قرآن، ريسمان محكم خداوند

      2)            وَعُرْوَتُهُ الْوُثْقى‏ و دستگيره استوار

      3)            وَ طَريقَتُهُ الْمُثْلَى و راه روشن و مستقيم اوست

      4)             الْمُؤَدّى‏ الَى الْجَنَّةِ كه انسان را به بهشت رهنمون مى‏سازد

      5)            وَ الْمُنْجى‏ مِنَ النَّارِ، و از دوزخ رهايى مى‏بخشد.

      6)            لا يَخْلُقُ عَلَى الْازْمِنَةِ قرآن، با گذشت زمان كهنه نمى‏شود

      7)            وَ لا يَغَثُّ عَلَى الْالْسِنَةِ لِانَّهُ لَمْ يُجْعَلْ لِزَمانٍ دُونَ زَمانٍ بَلْ جُعِلَ دَليلَ الْبُرْهانِ وَ الْحُجَّةَ عَلى‏ كُلِّ انْسانٍ، و با فزونى قرائت و تلاوتش از ارزش نمى‏افتد؛ زيرا قرآن براى زمانى مخصوص و معين قرار داده نشده بلكه حجّت و برهان براى همه انسانها در همه زمانهاست

      8)             لايَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ‏وَ لا مِنْ خَلْفِه‏، كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو، و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آيد

      9)            تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ». چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است.« عيون اخبار الرضا( ع)، ج 2، ص 137.»

 

 

 

برخوردهاى تربيتى و سازنده‏

تواضع حضرت :

1-    مردى از اهالى بلخ مى‏گويد:

همراه امام رضا (ع) در سفرش به خراسان بودم. روزى سفره غذايى طلبيد و همه خدمتكاران و غلامان- اعم از سياهان و ديگران- را سر سفره جمع كرد.

گفتم: جانم به فدايت، كاش براى اينان سفره‏اى جدا قرار مى‏دادى! فرمود: ساكت باش! خدا يكى است، پدر و مادر همه يكى است، پاداش هم (در قيامت) به اعمال است.» بحارالانوار، ج 49، ص 101 و كافى، ج 8، ص 230.

2-      انس با خانواده : ياسر، خادم حضرت رضا (ع) مى‏گويد:

امام رضا (ع) هر گاه تنها (و فارغ از كارهاى روزانه) مى‏شد، تمام اطرافيان خود را- از كوچك و بزرگ- پيرامون خود جمع مى‏كرد، با آنان حرف مى‏زد و انس مى‏گرفت؛ آنان هم با وى مأنوس مى‏شدند، و هر گاه بر سفره مى‏نشست، كوچك و بزرگ را صدا مى‏كرد، حتّى كار پرداز و حجامت كننده را بر سفره خويش مى‏نشانيد. «2»

3-     سرسفره کسی را بلند نمی کرد : ياسر، خادم حضرت   مى‏گويد: امام رضا (ع) به ما فرمود:

اگر من بالاى سر شما ايستادم و شما در حال غذا خوردن بوديد، بلند نشويد تا اينكه از غذا خوردن فارغ شويد. گاهى حضرت يكى از ما را (براى انجام كارى) صدا مى‏كرد. وقتى گفته مى‏شد: مشغول غذا خوردن است، مى‏فرمود: بگذاريد تا غذايش را بخورد. «3»

نادر، خدمتكار ديگر امام (ع) مى‏گويد:

هر گاه يكى از ما مشغول صرف غذا بود، امام رضا (ع) او را به كارى نمى‏فرستاد و به كار نمى‏گرفت تا از غذا خوردن فارغ شود. «4»

با دقت در اين روايات، ميزان تواضع و فروتنى امام (ع) در برابر يك مسلمان، همچنين اهتمام و احترام آن حضرت به مهمان و رفع حاجت وى حتى در فرض ابراز نكردن آن، روشن مى‏شود.

4-     حفظ شخصیت افراد و خوار نکردن آنها : يسع بن حمزه مى‏گويد:

در مجلس امام رضا (ع) بودم و با وى صحبت مى‏كردم و جمع بسيارى گردآمده بودند و از حلال و حرام از او مى‏پرسيدند.

مرد بلند قد و گندمگونى وارد شد، سلام داد و (خطاب به امام (ع)) گفت: من از دوستان شما اهل بيت هستم. هم اكنون از سفر مكه بازمى‏گردم و پولم را گم كرده‏ام. چنانچه به من كمك كنيد پس از بازگشت به وطنم آن را از جانب شما صدقه خواهم داد.

حضرت فرمود بنشين. بيشتر مردم رفتند و من و دو نفر ديگر مانده بوديم و آن مرد.

امام (ع) رخصت خواست و به اندرون رفت و پس از لحظاتى بازگشت و در را پيش كرد و

دستش را از بالاى در بيرون آورد و فرمود: مرد خراسانى كجاست؟ گفت: من اينجا هستم.

فرمود: اين دويست دينار را بگير و خرج كن و از آن تبرك بجوى، و از طرف من هم صدقه نده. بيرون برو كه همديگر را نبينيم.

وقتى آن مرد بيرون رفت، سليمان [يكى از حاضران‏] پرسيد: فدايت شوم، بخشش تو فراوان بود، پس چرا صورت از او پوشاندى؟

فرمود: براى اينكه به خاطر اين اداى حاجت او نمى‏خواستم خفّت و خوارى سؤال را در چهره‏اش ببينم. مگر نشنيده‏اى كه رسول خدا (ص) فرمود: آن كه پنهانى نيكى و انفاق كند معادل با آن است كه هفتاد حج انجام داده باشد .... «1»

ارشاد معنوى اصحاب‏

پيشواى هشتم (ع) اخلاق و رفتار اصحاب و ياران خويش را زير نظر داشت و آنگاه كه مى‏ديد يكى از آنان گرفتار دام شيطان و وسوسه‏هاى نفسانى شده با تذكرات و رهنمودهاى سازنده به اصلاح او همت مى‏گمارد. اينك مواردى از اين نمونه:

5-     جلوگیری از غرور و خودخواهی  : احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى مى‏گويد:

امام رضا (ع) مركبى را نزد من فرستاد، بر آن سوار شدم و به حضور آن حضرت رسيدم و شب، نزد او بودم. مقدارى كه از شب گذشت، وقتى خواست برخيزد فرمود: فكر نمى‏كنم الان بتوانى به مدينه بازگردى! امشب نزد ما بمان و فردا صبح برو. گفتم: چشم، جانم به فدايت.

آن گاه به كنيزش فرمود: رختخواب خودم را برايش بگستر و ملافه مرا كه در آن مى‏خوابم بر روى او بكش و بالش مرا زير سرش بگذار.

پيش خودم گفتم: چه كسى به افتخارى كه امشب نصيب من شد دست يافته است؟ خداوند موقعيّت و منزلتى براى من نزد امام رضا (ع) قرار داده كه براى هيچ يك از اصحاب ما قرار نداده است؛ امام مركب خود را برايم فرستاد، رختخواب مخصوص خويش را برايم گسترد و من در ملافه او خوابيدم، و متكاى خود را برايم نهاد. هيچ يك از ياران ما به اين شرف، نائل نشده است.

در همين حال كه امام (ع) با من نشسته بود و من در دلم اين سخنان را مى‏گذراندم، به من فرمود:

اى احمد! اميرمؤمنان (ع) روزى به عيادت زيد بن صوحان كه مريض بود رفت. زيد به واسطه آن به مردم فخر مى‏كرد. مبادا نفس تو، تو را به فخر بكشد! در برابر خدا فروتنى كن.

و به دستانش تكيه داد و بلند شد. «1»

على بن موسى (ع) با اين رهنمود اخلاقى، بزنطى را- كه ممكن بود از اين موقعيّت، دچار غرور و خودخواهى شود- از آلودگى به گناه و خودستايى برحذر داشت و او را از فرو افتادن در دام نفس امّاره نجات داد.

6-     دور کردن انسان از حالت جباران : احمد بن عمر حلبىّ مى‏گويد:

در مِنى‏ خدمت امام رضا (ع) رسيدم و عرض كردم: ما خانواده بخشش و خوشى و نعمت بوديم. خدا همه آنها را گرفت، تا آنجا كه اينك محتاج كسانى شده‏ام كه نيازمند ما بودند.

امام (ع) فرمود: اى احمد بن عمر، چه حال خوبى دارى!

گفتم: فدايت شوم! حال من چنان بود كه خبر دادم.

فرمود: آيا دوست دارى بر حالتى باشى كه اين جبّاران هستند و حال و وضعيّت آنان را داشته باشى و دنياى پر از طلا از آن تو باشد؟

گفتم: نه، يابن رسول اللّه.

امام (ع) خنديد و فرمود: از همين جا بازمى‏گردى، چه كسى حالش از تو بهتر است؟ در دست تو صنعت (و هنرى) است كه آن را به دنيايى پر از طلا نمى‏فروشى، آيا بشارتت دهم؟

گفتم: آرى، يابن رسول اللّه، خداوند مرا به تو و پدرانت شاد كند .... «2»

وقتى وضع زندگى و معيشت انسان خوب نباشد، گاهى جنبه‏هاى معنوى و ارزشهاى والا را فراموش مى‏كند و دنيا در نظرش جلوه‏گر مى‏شود. امام رضا (ع) براى پيشگيرى از اين مسأله، احمد بن عمر را- كه موقعيت معيشتى سابق خود را از دست داده بود- به ارزش واقعى ايمان و خطّ فكرى و ارتباطش با اهل بيت (ع) متوجه مى‏سازد و يادآور مى‏شود كه دشمنان با همه ثروت و امكاناتى كه دارند، وقتى بيراهه مى‏روند، فاقد ارزش مى‏شوند. بر عكس، ارزش در خط فكرى سالم و ارتباط با خداست.

در دعاى شريف «عرفه» از زبان امام حسين (ع) در اين ارتباط، جمله بسيار گهربار و ارزشمندى آمده است:

 «ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَاالَّذى‏ فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ، لَقَدْ خابَ مَنْ رَضِىَ دُونَكَ بَدَلًا وَ لَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغى‏ عَنْكَ مُتَحَوِّلًا» «1»

چه چيزى را يافته آن كه تو را از دست داده است، و چه چيزى را از دست داده آن كه تو را يافته است؟ هر كس به هر چه جز تو خشنود گشت به آرزويش نرسيد و هر كس روى طلب از تو گردانيد دچار زيان شد!

 

 

نظارت بر كار خادمان‏

امام رضا (ع) ضمن حشر و نشر با غلامان و زيردستان، اعمال و رفتار آنان را زير نظر داشت و در هر مورد تذكرات و هشدارهاى لازم را به آنان مى‏داد. به اين دو مورد توجه كنيد:

7-     به فکر نیازمندان در انداختن سیب : ياسر، خادم امام (ع) مى‏گويد:

روزى غلامان قبل از آن كه ميوه‏ها را كامل بخورند آنها را دور انداخته بودند. امام (ع) به آنان فرمود: سبحان اللّه! اگر شما از آن بى‏نيازيد، كسانى هستند كه به آن محتاجند. آن را به كسى بدهيد كه نيازمند آن است!   بحارالانوار، ج 49، ص 102.

 

موضعگيرى در برابر بستگان فاسد

امام رضا (ع) وقتى در يكى از بستگان خود، خلاف و انحرافى در مسائل اعتقادى يا سياسى مى‏ديد، تذكر مى‏داد، انتقاد مى‏كرد و موضع مى‏گرفت. از اين رو، بستگان آن حضرت هرگز نمى‏توانستند از خويشاوندى با او سوء استفاده كنند؛

8-     جلوگیری از غرور : حسن بن موسى وشّاء بغدادى مى‏گويد:

در خراسان در حضور امام رضا (ع) بودم و در مجلس، زيد بن موسى هم حاضر بود. زيد رو به گروهى از اهل مجلس كرده و مرتب افتخار مى‏كرد و مى‏باليد و مى‏گفت: ما، ... ما، ....

امام رضا (ع) كه با جمعى ديگر مشغول صحبت بود، سخن زيد را شنيد، رو به او كرد و فرمود:

اى زيد! آيا سخن اهل كوفه مغرورت كرده كه مى‏گويند: ذريّه فاطمه (ع) به خاطر عفت آن حضرت، بر آتش حرامند؟ اين مخصوص حسن و حسين و فرزندان بى‏واسطه خود آن حضرت است. [و نه نوادگان و ...] اما اين كه موسى بن جعفر (ع) اطاعت خدا كند و روز را روزه بگيرد و شب را عبادت كند، و تو خدا را نافرمانى كنى، آنگاه هر دوى شما روز قيامت برابر باشيد، تو نزد خدا عزيزتر از اويى!

على بن حسين (ع) مى‏فرمود: نيكوكارِ از ما پاداش دو برابر دارد و بدكارِ از ما، عذاب مضاعف خواهد داشت.  عيون اخبار الرضا( ع)، ج 2، ص 257.

عمير بن يزيد مى‏گويد:

نزد امام رضا (ع) بودم. سخن از عموى آن حضرت (محمد بن جعفر) «2» به ميان آمد. امام (ع) فرمود:

بر خودم عهد كرده‏ام كه سقف خانه‏اى بر من و او سايه نيفكند (يعنى هرگز او را ديدار نكنم).

پيش خود گفتم: او (امام رضا (ع)) ما را به نيكى و صله رحم فرمان مى‏دهد، ولى خودش درباره عموى خود چنين مى‏گويد. امام (ع) نگاهى به من كرد و فرمود: اين از نيكى و صله است. هر وقت كه او نزد من آيد و من به خانه‏اش بروم و درباره من سخنانى بگويد، مردم او را (به خاطر اين ديدار و رابطه با من) تصديق مى‏كنند و حرفهايش را مى‏پذيرند. ولى اگر پيش من نيايد و من به خانه او نروم، مردم حرفهايش را نمى‏پذيرند. « عيون اخبار الرضا( ع)، ج 2، ص 221.»

مى‏بينيم كه حضرت رضا (ع) از يك سو با برادرش زيد كه مرتكب خلاف شده و از موقعيت برادرش و خويشاوندى با خاندان پيامبر (ص) سوء استفاده مى‏كند، با تندى برخورد مى‏كند، او را از عواقب كارهاى خلافش بر حذر مى‏دارد و چون مى‏بيند دست از اعمال انحرافى‏اش برنمى‏دارد، پيوند برادرى خود را با او مى‏گسلد تا هم موضع خود را روشن كرده باشد، هم خطاى انديشه برادر را گوشزد كند و هم «ملاك» ها را بيان نمايد.

از سوى ديگر، با عمويش كه او نيز به گونه‏اى ديگر راه خطا در پيش گرفته بود و بدون شايستگى ادّعاى امامت مى‏كرد، قطع رابطه مى‏كند و اين، دقت آن حضرت را در پيوندها و رابطه‏ها و آثار جنبى و تأثيرات اجتماعى نوع رابطه‏ها و رفت و آمدهايش‏ مى‏رساند، و همه نشان دهنده هدفدارى حضرت در همه برخوردهايش مى‏باشد.

 

 

 

خلق و خوى محمّدى (ص)

بخش فضائل و مكارم اخلاقى پيشواى هفتم (ع) را با فرازهايى از خلق محمّدى آن گرامى از زبان ابراهيم بن عبّاس به پايان مى‏بريم:

      1)            هرگز نديدم كه حضرت رضا (ع) با سخنش به احدى جفا كند.

      2)            هرگز كلام كسى را قطع نمى‏كرد تا از سخن فارغ شود.

      3)            هرگز- با داشتن قدرت- نيازمندى را (از در خانه‏اش) ردّ نكرد.

      4)            هرگز در حضور ديگران پايش را دراز نمى‏كرد.

      5)            هرگز غلامان و خدمتكاران را فحش و ناسزا نمى‏گفت.

      6)            هرگز (در حضور كسى) آب دهانش را روى زمين نمى‏انداخت، قهقهه سرنمى‏داد. خنده‏اش تبسّم بود.

      7)            در خلوت و تنهايى، سفره‏اش را مى‏گسترد و همه غلامان، حتى دربان و كارپرداز خانه را هم بر سفره مى‏نشانيد .... «2»

تاريخ زندگانى امام رضا(ع)         39      

کلام حضرت : شش نشانه جوانمردی در حضر و سفر

عَنِ الرِّضَا ع عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص سِتَّةٌ مِنَ الْمُرُوَّةِ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا فِي الْحَضَرِ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا فِي السَّفَرِ-

فَأَمَّا الَّتِي فِي الْحَضَرِ

        1)            فَتِلَاوَةُ كِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى-

        2)             وَ عِمَارَةُ مَسَاجِدِ اللَّهِ-

        3)            وَ اتِّخَاذُ الْإِخْوَانِ فِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ-

وَ أَمَّا الَّتِي فِي السَّفَرِ

      1)            فَبَذْلُ الزَّادِ

      2)             وَ حُسْنُ الْخُلُقِ

      3)            وَ الْمِزَاحُ فِي غَيْرِ الْمَعَاصِي‏

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏71    275    باب 17 فضل المواخاة في الله و أن المؤمنين بعضهم إخوان بعض و علة ذلك  

 

 از امام رضا تا رسول خدا (ص) فرمود شش تا از مردانگى است سه آنها در وطن و سه ديگر در سفر اما آنچه در وطن است خواندن قرآن خدا و آباد كردن مساجد خدا و بدست آوردن برادرانى در راه خدا عز و جل، و اما آنچه در سفر است بخشيدن از توشه و خوشخوئى و شوخى در جز گناهان.

 

پنج کلمه بسیار گهر بار

عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ عَلِيٌّ ع خَمْسَةٌ لَوْ رَحَلْتُمْ فِيهِنَّ لَمْ تَقْدِرُوا عَلَى مِثْلِهِنَّ : شعبى گويد: على عليه السّلام فرمود: از من كلماتى را فرا گيريد كه اگر بر شترها سوار شويد و بخواهيد اين كلمات را بدست آوريد شترها خسته مى‏گردند و شما به آن كلمات دست پيدا نمى‏كنيد و آنها عبارتند از اين خصلت‏ها.

 

 

 

      1)            لَا يَخَافُ عَبْدٌ إِلَّا ذَنْبَهُ جز از گناهان خود از ديگرى نترسيد

      2)             وَ لَا يَرْجُو إِلَّا رَبَّهُ غير از خداوند از كسى اميد نداشته باشيد

      3)             وَ لَا يَسْتَحْيِي الْجَاهِلُ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَتَعَلَّمَ اگر چيزى نمى‏دانيد ياد بگيريد و شرم نكنيد

      4)            وَ لَا يَسْتَحْيِي أَحَدُكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ و اگر از شما سؤالى كردند و شما نمى‏دانستيد شرم نكنيد و بگوئيد نمى‏دانم

      5)             وَ الصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا صَبْرَ لَه‏ و بدانيد صبر در مقابل ايمان مانند سر در برابر بدن مى‏باشد و بدنى كه سر نداشته باشد خيرى در آن نخواهد بود

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏66    376    باب 38 جوامع المكارم و آفاتها و ما يوجب الفلاح و الهدى  

جامع الأخبار         116    الفصل الحادي و السبعون في الصبر

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    أَبُو جَعْفَرٍ ع يَقُولُ إِنَّ لِجَمِيعِ شَهْرِ رَمَضَانَ لَفَضْلًا عَلَى جَمِيعِ سَائِرِ الشُّهُورِ كَفَضْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَى سَائِرِ الرُّسُل‏

    جابر مى‏گويد: حضرت ابو جعفر امام باقر (ع) مى‏فرمود: برترى جمعه‏هاى ماه رمضان بر جمعه‏هاى ديگر ماهها، مانند برترى رسول خدا (ص) بر ديگر پيامبرا

    ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص 40