Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 38048
تعداد بازدید : 2386

چهار كلمه از چهار پيامبر الهي

چهار كلمه از چهار پيامبر الهي

چهار كلمه از چهار پيامبر الهي
1- قال موسى عليه السّلام: من قطع قرين السوء فكأنّما عمل بالتوراة.
2- و قال داود عليه السّلام: من منع نفسه عن الشهوات فكأنّما عمل بالزبور.
3- و قال عيسى عليه السّلام: من رضي بقسمة اللّه فكأنّما عمل بالإنجيل.
4- و قال النبى صلّى اللّه عليه و آله: من حفظ لسانه فكأنّما عمل بالقرآن.
سه نعمت مهم مادى و يك نعمت بزرگ معنوى
معنای وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
ذکر لبها بدو پلکها
هدايت به" نجدين" دو سر زمین مرتفع
" تكليف" و مسئوليت بدون
آگاهى از سه طريق
آسانتر نبودن هیچ یک از دو راه
عشق و علاقه انسان به نيكيها

 

چهار كلمه از چهار پيامبر الهي

أربعة من الأنبياء تكلّموا بأربع كلمات:

 

   1)     قَالَ مُوسَى ع مَنْ قَطَعَ قَرِينَ السَّوْءِ فَكَأَنَّمَا عَمِلَ بِالتَّوْرَاةِ

 

  2)     وَ قَالَ دَاوُدُ ع مَنْ مَنَعَ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَوَاتِ فَكَأَنَّمَا عَمِلَ بِالزَّبُورِ

 

 3)     وَ قَالَ عِيسَى ع مَنْ رَضِيَ بِقِسْمَةِ اللَّهِ فَكَأَنَّمَا عَمِلَ بِالْإِنْجِيلِ‏

 

  4)     وَ قَالَ النَّبِيُّ ص مَنْ حَفِظَ لِسَانَهُ فَكَأَنَّمَا عَمِلَ بِالْقُرْآن‏

 

از چهار پيغمبر چهار سخن مانده:

1)     حضرت موسى: هر كه از رفيق بد ببرد گويا به تورات عمل كرده.

2)     حضرت داود: هر كه از هوى و هوس خوددارى كند چنان است كه به زبور رفتار كرده.

3)     حضرت عيسى: آن كه به قسمت خدايى رضا دهد گويى انجيل را به كار بسته.

4)      پيغمبر- صلّى اللّه عليه و آله و سلّم- فرمود: كسى كه زبانش را نگهدارد گويا به همه‏ى قرآن عمل كرده است.

جامع الأخبار         180    الفصل الحادي و الأربعون و المائة في النوادر و هو آخر الكتاب‏

تحرير المواعظ العددية         362    الفصل الخامس مما ورد عن الأئمة الأطهار عليهم السلام 

 

حدیث همراه با آیات

1-    قال موسى عليه السّلام: من قطع قرين السوء   فكأنّما عمل بالتوراة.

 

النساء : 38   وَ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطانُ لَهُ قَريناً فَساءَ قَريناً

 و همان كسانى كه اموالشان را به ريا و براى نشان دادن به مردم انفاق مى‏كنند و به خدا و به روز واپسين ايمان ندارند. و هر كه شيطان قرين و همدم او باشد (بداند كه) او بد همدمى است.

 

الفرقان : 28   يا وَيْلَتى‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً

 اى واى بر من، كاش فلانى را (كه سبب انحراف من شد) دوست نمى‏گرفتم.

 

 از حالت دوستانى كه در مسير گناه و فساد، و يا زرق و برق دنيا، دست مودت به هم مى‏دهند پرده برداشته مى‏گويد:"

 

 

الزخرف : 67   الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقينَ

 دوستان (دنيا) در آن روز دشمن يكديگرند (چون اسباب دوستى در آن روز تبديل به اسباب دشمنى مى‏شود) مگر پرهيزكاران (كه سبب دوستى آنان قوى‏تر مى‏گردد).

 

2-   و قال داود عليه السّلام: من منع نفسه عن الشهوات فكأنّما عمل بالزبور.

 

يوسف : 53   وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحيمٌ

و (يوسف يا زن عزيز گفت) من نفس خود را (بدون توجه و مراقبت‏هاى الهى) تبرئه نمى‏كنم، زيرا كه نفس (انسانى) پيوسته فرمان‏دهنده به زشتى است مگر آنكه پروردگارم رحم كند كه همانا پروردگار من بسيار آمرزنده و مهربان است.

 

التحريم : 6   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خود و كسان خود را از آتشى كه هيزم آن مردم و سنگ‏هاست نگه داريد بر آن (آتش) فرشتگانى (در گفتار و اخلاق و تعذيب) خشن و (در هيكل و اراده) قوى، موكّلند كه خدا را در آنچه به آنها امر مى‏كند نافرمانى نمى‏كنند و آنچه را دستور داده مى‏شوند انجام مى‏دهند.

 

الحشر : 18   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا پروا كنيد و هر كسى بايد (به ديده دل) بنگرد چه چيزى براى فردا (ى خويش) پيش فرستاده و از خدا پروا كنيد، كه خدا از آنچه مى‏كنيد آگاه است.

 


3-  و قال عيسى عليه السّلام: من رضي بقسمة اللّه فكأنّما عمل بالإنجيل.

" يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ" آنچه از سياق آيه يعنى مقابل قرار گرفتن اين نفس با اوصافى كه براى آن ذكر شده با انسانى كه قبل از اين آيه مورد سخن بود و اوصافش از جمله دلبستگى‏اش به دنيا و طغيان و فساد و كفرانش و سوء عاقبتش ذكر مى‏شد استفاده مى‏شود اين است كه نفس مطمئنه،

        1)     نفسى است كه با علاقمندى و ياد پروردگارش سكونت يافته

       2)      بدانچه او راضى است رضايت مى‏دهد

      3)     و در نتيجه خود را بنده‏اى مى‏بيند كه مالك هيچ خير و شرى و نفع و ضررى براى خود نيست

       4)      و نيز دنيا را يك زندگى مجازى و داشتن و نداشتن و نفع و ضرر آن را امتحانى الهى مى‏داند

       5)      و در نتيجه اگر غرق در نعمت دنيايى شود، به طغيان و گسترش دادن به فساد و به علو و استكبار، وادار نمى‏شود،

       6)      و اگر دچار فقر و فقدان گردد اين تهى دستى و ناملايمات او را به كفر و ترك شكر وانمى‏دارد، بلكه هم چنان در عبوديت پاى‏برجا است و از صراط مستقيم منحرف نمى‏شود، نه به افراط و نه به تفريط.

تفسیر المیزان ذیل آیه


 

 

4-   و قال النبى صلّى اللّه عليه و آله: من حفظ لسانه فكأنّما عمل بالقرآن.

النور : 24   يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ

 روزى كه زبان‏ها و دست‏ها و پاهايشان به زيان آنها بر آنچه (در دنيا) مرتكب مى‏شدند شهادت خواهند داد.

 

البلد : 9   وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ

 و يك زبان و دو لب.

آيا ما براى اين انسان دو چشم قرار نداديم؟! (أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ).

" و يك زبان و دو لب"؟! (وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ).

 " و او را به خير و شرش آگاه كرديم، و هدايت نموديم" (وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ).

 

 

 

سه نعمت مهم مادى و يك نعمت بزرگ معنوى

 به اين ترتيب در اين چند جمله كوتاه به سه نعمت مهم مادى و يك نعمت بزرگ معنوى كه همه از عظيمترين نعمتهاى الهى است اشاره نموده است: نعمت چشمها، و زبان، و لبها، از يك سو، و نعمت هدايت و معرفت خير و شر از سوى ديگر.

 معنای نجد

(توجه داشته باشيد" نجد" در اصل به معنى مكان مرتفع است در مقابل" تهامه" كه به سرزمينهاى پست گفته مى‏شود

، و در اينجا كنايه از خير و شر و مسير سعادت و شقاوت است)

" زبان" مهمترين وسيله ارتباط انسان با انسانهاى ديگر و نقل و مبادله اطلاعات و معلومات از قومى به قوم ديگر

و اما" لبها"" اولا" نقش مؤثرى در تكلم دارند، چرا كه بسيارى از مقاطع حروف به وسيله لبها ادا مى‏شود، و از اين گذشته لبها كمك زيادى به جويدن غذا، و حفظ رطوبت دهان، و نوشيدن آب مى‏كند

و از آنجا كه درك حقايق در درجه اول با چشم و زبان است.

و به دنبال اينها به مساله وجود" عقل" و" هدايت عقلانى، و فطرى" اشاره مى‏كند، و حتى تعبير آيه،" هدايت تشريعى" كه به وسيله انبياء و اولياء انجام مى‏گيرد شامل مى‏شود.

 

معنای وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ

جمله" وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ"" ما او را از راه خير و شر آگاه كرديم" علاوه بر اينكه مساله اختيار و آزادى اراده انسان را بيان مى‏كند، با توجه به اينكه" نجد" مكان مرتفع است اشاره به اين است كه پيمودن راه خير خالى از مشكلات و زحمت و رنج نيست، همانگونه كه بالا رفتن از زمينهاى مرتفع مشكلاتى دارد، حتى پيمودن راه شر نيز مشكلاتى دارد، چه بهتر كه انسان با سعى و تلاشش راه خير را برگزيند.

 اما در عين حال انتخاب راه با خود انسان است، او است كه مى‏تواند چشم و زبان را در مسير حلال يا حرام به گردش درآورد، و از دو جاده" خير" و" شر" هر كدام را بخواهد برگزيند.

 

 


قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِابْنِ آدَمَ :

امام صادق عليه السّلام به نقل از جدّش على عليه السّلام و او به نقل از پيامبر اكرم عليه السّلام روايت مى‏كند كه خداوند تبارك و تعالى به فرزند آدم فرمود:

 إِنْ نَازَعَكَ بَصَرُكَ إِلَى بَعْضِ مَا حَرَّمْتُ عَلَيْكَ فَقَدْ أَعَنْتُكَ عَلَيْهِ بِطَبَقَيْنِ فَأَطْبِقْ وَ لَا تَنْظُرْ

اگر چشمت در ديدن بعضى از آنچه من بر تو حرام كرده‏ام با تو بستيزد پس من تو را با دو پلك بالا و پايين بر آن يارى رسانده‏ام، پس آن دو را بر هم نه و نگاه مكن،

وَ إِنْ نَازَعَكَ لِسَانُكَ إِلَى بَعْضِ مَا حَرَّمْتُ عَلَيْكَ فَقَدْ أَعَنْتُكَ عَلَيْهِ بِطَبَقَيْنِ فَأَطْبِقْ وَ لَا تَكَلَّمْ

و اگر زبانت در گفتن پاره‏اى از آنچه من بر تو ناروا شمرده‏ام با تو به ستيز برخاست پس من تو را با دو لب بر آن يارى رسانده‏ام پس آن دو را بر هم نه و خاموشى گزين،


 وَ إِنْ نَازَعَكَ فَرْجُكَ إِلَى بَعْضِ مَا حَرَّمْتُ عَلَيْكَ فَقَدْ أَعَنْتُكَ عَلَيْهِ بِطَبَقَيْنِ فَأَطْبِقْ وَ لَا تَأْتِ حَرَاما

 و اگر عورتت در پاره‏اى از آنچه من بر تو حرام كرده‏ام با تو آهنگ كشمكش يافت من تو را به وسيله دو طبق بر آن يارى داده‏ام پس آن دو را بر هم نه و حرامى انجام مده.

 

ذکر لبها بدو پلکها

جالب اينكه آيات فوق در مورد زبان اشاره به لبها شده، اما در مورد چشمها اشاره به پلكها نشده است، و اين ظاهرا به دو علت است يكى اينكه نقش لبها براى سخن گفتن و غذا خوردن و ساير جهات به مراتب بيش از پلكها در مورد چشم است، و ديگر اينكه كنترل زبان از كنترل چشم به مراتب مهم‏تر و سرنوشت‏سازتر است.

 


 

هدايت به" نجدين" دو سر زمین مرتفع

" نجد" چنان كه گفتيم به معنى بلندى يا سرزمين بلند است، و در اينجا منظور راه" خير" و راه" شر" است. در حديثى از پيغمبر اكرم ص مى‏خوانيم كه فرمود:

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع أَنَّهُ قَالَ أَبْلِغْ خَيْراً وَ قُلْ خَيْراً وَ لَا تَكُونَنَّ إِمَّعَةً قُلْتُ وَ مَا الْإِمَّعَةُ قَالَ لَا تَقُلْ أَنَا مَعَ النَّاسِ وَ أَنَا كَوَاحِدٍ مِنَ النَّاسِ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ هُمَا نَجْدَانِ نَجْدُ خَيْرٍ وَ نَجْدُ شَرٍّ فَمَا بَالُ نَجْدِ الشَّرِّ أَحَبُّ إِلَيْكُمْ مِنْ نَجْدِ الْخَيْر أمالي المفيد         211    المجلس الثالث و العشرون‏

 

فضل بن يونس گويد: امام كاظم (ع) فرمود: خوب را برسان، و سخن خوب بگو، و امّعه مباش. گفتم: «إمّعه» چيست؟ فرمود: نگو من با مردم هستم و من هم يكى از مردمم

" اى مردم! دو سرزمين مرتفع وجود دارد: سرزمين خير، و سرزمين شر، و هرگز سرزمين شر نزد شما محبوبتر از سرزمين خير قرار داده نشده است"  

 

 

" تكليف" و مسئوليت بدون

بدون شك" تكليف" و مسئوليت بدون" شناخت و آگاهى ممكن نيست، و خداوند طبق آيه فوق اين آگاهى را در اختيار انسانها قرار داده است.

آگاهى از سه طريق

اين آگاهى از سه طريق انجام مى‏گيرد:

            1)     از طريق ادراكات عقلى و استدلال،

            2)      و از طريق فطرت و و جدان بدون نياز به استدلال،

            3)      و از طريق وحى و تعليمات انبيا و اوصياء،

 و آنچه را مورد نياز بشر در پيمودن مسير تكامل است خداوند به يكى از اين سه طريق يا در بسيارى از موارد با هر سه طريق به او تعليم كرده است.

آسانتر نبودن هیچ یک از  دو راه

قابل توجه اينكه در اين حديث تصريح شده كه پيمودن يكى از اين دو راه بر طبع آدمى آسانتر از ديگرى نيست، و اين در حقيقت تصور عمومى را كه انسان تمايل بيشترى به شرور دارد و پيمودن راه شر براى او آسانتر است نفى مى‏كند.

 

 

عشق و علاقه انسان به نيكيها  

و به راستى اگر تربيتها غلط و محيطهاى فاسد نباشد، عشق و علاقه انسان به نيكيها بسيار زياد است، و شايد تعبير به" نجد" (سرزمين مرتفع) در مورد نيكيها به خاطر همين است زيرا زمينهاى مرتفع هواى بهتر و جالبترى دارند و در مورد شرور از باب تغليب است.

بعضى نيز گفته‏اند اين تعبير اشاره به ظهور و بروز و آشكار بودن راه خير و شر است، همانگونه كه يك سرزمين مرتفع كاملا نمايان است‏

تفسیر نمونه ذیل آیه

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    عبد اللَّه بن سنان از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: در وقت هر نماز، فرشته‏اى اين صلا دهد كه: اى مردم! بپا خيزيد و با نماز خود آن آتشهايى را كه با دستهاى خود در پشت خويش بر افروخته‏ايد خاموش كنيد

    ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق

لينک هاي مفيد