Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 88379
تعداد مشاهدات : 1380

جريان اربعين امام حسين عليه السلام‏ [رجوع اهل بيت از کربلا به مدينه‏] گریه و غم و اندوه شدید مردم مدینه گریه و کلمات جانسوز دختری بر امام حسین علیه السلام رفتن مردم مدینه بطرف امام سجاد علیه السلام عرض تسلیت مردم به امام سجاد علیه السلام سخنرانی امام سجاد علیه السلام در دروازه مدینه برای مردم مدینه گریه چهل سال امام سجاد علیه السلام

جريان اربعين امام حسين عليه السلام‏ [رجوع اهل بيت از کربلا به مدينه‏] گریه و غم و اندوه شدید مردم مدینه گریه و کلمات جانسوز دختری بر امام حسین علیه السلام رفتن مردم مدینه بطرف امام سجاد علیه السلام عرض تسلیت مردم به امام سجاد علیه السلام سخنرانی امام سجاد علیه السلام در دروازه مدینه برای مردم مدینه گریه چهل سال امام سجاد علیه السلام

جريان اربعين امام حسين عليه السلام‏

سيد بن طاوس مينويسد: هنگامى كه زنان و فرزندان حسين از شام برگشتند و بعراق رسيدند به راهنما گفتند: ما را از طريق كربلا ببر. وقتى بموضع قتلگاه رسيدند جابر بن عبد اللَّه انصارى را با گروهى از بنى هاشم و مردى از آل رسول اللَّه يافتند كه براى زيارت امام حسين عليه السلام وارد شده بودند. همه در يك وقت وارد شدند و با يك ديگر شروع بگريه و حزن كردند و لطمه بصورت زدند. ماتمى بپا كردند كه فوق العاده دلخراش و جگر سوز بود. زنان آن ديار نيز به ايشان پيوستند و عموما چند روزى عزادارى كردند.

ابو حباب كلبى ميگويد: گچكارها گفتند: ما پس از قتل امام حسين عليه السلام‏ شبانه بر سر قبر امام حسين (كه در آن موقع بيابان بود) ميرفتيم، ميشنيديم كه جن براى آن حضرت نوحه‏سرائى ميكردند و ميگفتند:

مسح الرسول جبينه فله بريق في الخدود ابواه من عليا قريش و جده خير الجدود  يعنى پيغمبر خدا دست مهربانى به پيشانى حسين ميكشيد و گونه‏هاى صورت حسين درخشنده بود. پدر و مادر حسين از بزرگواران قبيله قريش بودند و جد بزرگوارش بهترين جد بود.

 [رجوع اهل بيت از کربلا  به مدينه‏]

سپس اسراء از كربلا فاصله گرفتند و متوجه مدينه شدند. بشير بن حذلم (بفتح حاء و لام و سكون ذال) ميگويد: وقتى نزديك مدينه رسيديم حضرت- زين العابدين عليه السلام پياده شد و پس از اينكه خيمه‏هاى خود را بر سر پا كرد زنان را پياده نمود. بعدا به بشير فرمود: خدا پدر تو را كه شاعر بود رحمت كند. آيا تو بر گفتن شعر قادرى؟ گفتم: آرى. يا ابن رسول اللَّه، من نيز شاعرم. فرمود: وارد مدينه شو و خبر شهيد شدن امام حسين را بده.

 

گریه و غم و اندوه شدید مردم مدینه

من بر اسب خود سوار شدم وارد مدينه گرديدم. هنگامى كه بر در مسجد پيغمبر خدا رسيدم صدا بگريه بلند كردم و اين شعر را سرودم:

         1- يا اهل يثرب لا مقام لكم بها             قتل الحسين فادمعى مدرار

             2- الجسم منه بكربلاء مضرج             و الرأس منه على القتاة يدار

1-   يعنى اى اهل مدينه (نام مدينه قبلا: يثرب بوده است) جا ندارد كه شما در مدينه بمانيد. حسين مقتول شد! اين اشگهاى من است كه فرو ميريزند

 2- جسم مقدس امام حسين در كربلا غرقه بخون است و سر مباركش بر فراز نيزه دور ميزند! بشير ميگويد: سپس گفتم: اين على بن الحسين است كه با عمه‏ها و خواهرانش نزديك شما بر در دروازه مدينه وارد شده‏اند. من فرستاده آن حضرت ميباشم، آمدم تا شما را از مكان آن بزرگوار آگاه نمايم.

هيچ زن پرده‏نشين و محجوبه‏اى نبود مگر اينكه از مكان خود خارج شد.

زنان در حالى بيرون آمدند كه سر و پاى برهنه بودند، صورت‏هاشان خراشيده بود، لطمه بصورت خود ميزدند و صدا به وا ويلا بلند ميكردند، هيچ روزى بقدر آن روز گريه‏كننده نبود، هيچ روزى نظير آن روز به مسلمانان تلخ نگذشت.

گریه و کلمات جانسوز دختری بر امام حسین علیه السلام

 شنيدم دخترى براى امام حسين ناله ميكرد و ميگفت:

         1- نعى سيدى ناع نعاه فاوجعا             و امرضنى ناع نعاه فافجعا

1-   يعنى يك كسى خبر مرگ سيد مرا (يعنى امام حسين) آورد كه خبر او دل مرا بدرد آورد. آن خبر مرگ مرا مريض و دردمند كرد.

2-   اى چشمان من! اشك بريزيد

3-   بر آن حسينى گريه كنيد كه عرش خداى جليل را مصيبت زده كرد و اين مجد و دين را بعلت شهيد شدن خود ناقص نمود

 4- بر پسر پيغمبر خدا و پسر وصى او گريه كنيد كه خود و قبرش از ما دور افتاده است.

سپس آن دختر گفت: اى كسى كه خبر مرگ آوردى! تو بوسيله خبر مرگ حسين عليه السلام غم و اندوه ما را تجديد كردى و زخم‏هائى را خراش دادى كه التيام يافته بودند. تو كيستى؟ خدا تو را رحمت كند.

گفتم: من بشير بن حذلم هستم كه مولايم: على بن الحسين عليه السلام مرا بمدينه فرستاده است و آن حضرت با اهل و عيال امام حسين در فلان مكان پياده شده است.

رفتن مردم مدینه بطرف امام سجاد علیه السلام

 بشير ميگويد: عموم مردم بر من سبقت گرفتند و متوجه حضرت سجاد شدند.

من نيز اسب خود را به تعجيل راندم و بسوى آن مردم باز گشتم.

عرض تسلیت مردم به امام سجاد علیه السلام

ديدم آن مردم راه و جاده‏ها را فرا گرفته‏اند. من از اسب خود فرود آمدم و روى دوش مردم راه ميرفتم تا خود را نزديك در آن خيمه‏اى رساندم كه حضرت على بن الحسين در ميان آن بود. حضرت سجاد پارچه‏اى بدست داشت كه اشگهاى خود را بوسيله آن خشك ميكرد.

يك خادمى پشت سر حضرت سجاد بود كه صندلى همراه خود داشت. وى آن صندلى را نهاد و امام سجاد در حالى بر فراز آن نشست كه نميتوانست از گريه‏ خوددارى نمايد! صداى مردم بگريه بلند شد. ناله و فرياد دختران و زنان بلند شد. مردم از هر طرف بحضرت سجاد تسليت و تعزيت ميگفتند. كار بجائى رسيد كه آن بقعه يك پارچه ضجه و گريه شد!!

سخنرانی امام سجاد علیه السلام در دروازه مدینه برای مردم مدینه

امام سجاد بدست خود به مردم اشاره كرد: ساكت شويد! وقتى مردم آرام شدند آن حضرت فرمود:

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ،  الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ،  مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ، بارئ الخلائق اجمعين، الذى بعد فارتفع في السموات العلى، و قرب فشهد النجوى و ...

ايها الناس! آن خدائى كه حمد مخصوص او است ما را بمصيبت‏هاى جليل و بزرگ و رخنه بزرگى در اسلام مبتلا كرد.

 زيرا امام حسين عليه السلام با عترتش شهيد شدند، زنان و كودكانش اسير گرديدند، سر مباركش را بر فراز نيزه در شهرها گردانيدند. و اين مصيبتى است كه نظيرى نخواهد داشت.

ايها الناس! كدام يك از شما بعد از شهادت امام حسين مسرور و خوشحال خواهد شد؟

كدام چشم است از شما كه از ريختن اشك خوددارى و مضايقه نمايد.

در صورتى كه آسمانهاى هفتگانه براى شهادت امام حسين گريان شدند، درياها بوسيله امواج خود، آسمانها بواسطه اركان خود، زمين بوسيله اطراف و نواحى خود، درختان با شاخه‏هاى خود، ماهيان و عمق دريا، ملائكه مقربين و جميع اهل آسمانها براى قتل امام حسين گريه كردند.

ايها الناس! كدام قلب است كه براى شهيد شدن حسين شكافته نشود. كدام قلب است كه بحسين علاقه نداشته باشد. كدام گوش است كه اين مصيبت اسلام را بشنود و ناراحت نشود.

ايها الناس! مائيم كه رانده و پراكنده و تبعيد شديم. گويا ما از فرزندان ترك و كابل هستيم. بدون هيچ جرمى كه مرتكب شده باشيم و هيچ عمل ناپسندى كه انجام داده باشيم و رخنه‏اى كه در اسلام ايجاد كرده باشيم. ما يك چنين جنايتى را در زمان آباء و اجدادمان نشنيده‏ايم. اين اولين جنايت و بدعتى است كه مرتكب شدند.

بخدا قسم اگر پيامبر خدا آن طور كه به اين مردم در باره ما سفارش كرده راجع بكشتن ما توصيه ميكرد اينان بيشتر از اين بما ظلم نميكردند و ما را نمى‏كشتند.

إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ چه مصيبتى است كه دچار ما شد. دردناكترين، سوزنده‏ترين، گرانبار- ترين، غليظترين، تلخترين و گزنده‏ترين مصيبت‏ها است. اجر و ثواب اين مصائب و مظلوميت‏ها را از خدا ميخواهم زيرا خدا مقتدر و گيرنده انتقام است.

سپس صوحان بن صعصعة بن صوحان كه مردى زمين گير بود برخاست و در باره زمين گير بودن خود كه در مقابل حضرت سجاد نشسته بود از آن حضرت عذر خواهى كرد و امام سجاد عذر او را پذيرفت، حسن ظن در باره او پيدا كرد از او تشكر و براى پدرش طلب رحمت كرد.

گریه چهل سال امام سجاد علیه السلام

نيز سيد بن طاوس مينگارد: از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده: حضرت امام زين العابدين عليه السلام مدت چهل سال در حالى كه صائم النهار و قائم الليل بود در عزاى امام حسين گريه كرد.

هنگامى كه وقت افطار فرا ميرسيد غلام آن بزرگوار خوراكى و آشاميدنى آن حضرت را حاضر ميكرد و در مقابل آن بزرگوار مى‏نهاد و ميگفت: اى مولاى من افطار كن. حضرت سجاد ميفرمود:

قتل ابن رسول اللَّه جائعا، قتل ابن رسول اللَّه عطشانا.

يعنى پسر پيامبر خدا گرسنه كشته شد! پسر پيغمبر خدا با لب تشنه شهيد شد! آن بزرگوار همچنان اين سخنان را ميگفت و گريه ميكرد تا اينكه غذاى آن حضرت بوسيله اشك چشمش تر ميشد و آب آشاميدنى آن بزرگوار با اشك چشمش ممزوج ميگرديد. حضرت سجاد عليه السلام هميشه اين حال را داشت تا بلطف خدا پيوست و از دنيا رحلت كرد[1]



[1] - زندگانى حضرت امام حسين عليه السلام         194     محمد جواد نجفی

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    وَ قَالَ الصَّادِقُ ع لَا تُعْطُوا الْعَيْنَ حَظَّهَا مِنَ النَّوْمِ فَإِنَّهَا أَقَلُّ شَيْ‏ءٍ شُكْرا إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1 92 الباب الثاني و العشرون في فضل صلاة الليل

    حضرت صادق عليه السّلام فرمود: چشمتان را زياد بخواب عادت ندهيد زيرا كه كمتر سپاسگزارى ميكند ( آنرا بیدار نگهدارید برای عبادت بیشتر و کارهای خیر )

لينک هاي مفيد